فرشاد پرویزیان
ورزش روزانه آحاد مردم در کشور چین تحت عنوان «تایچی» که اینک در مقام دومین اقتصاد بزرگ دنیا قرار گرفته، میتواند الگوی مفیدی برای تنظیم برنامهریزی و سیاستگذاری اقتصادی ایران باشد.
تجربه «تایچی» و تمرکز بر تنفس، صرفاً یک مهارت بدنی یا ذهنی نیست، بلکه یک شیوه تنظیم سیستم در شرایط عدمقطعیت است. در این ورزش، آرامش بدن و کنش مؤثر از مسیر کنترل مستقیم محیط پیرامون حاصل نمیشود، بلکه از طریق تنظیم وضعیت درونی انسان و هماهنگسازی آن با جریان متغیرهای بیرونی شکل میگیرد. در واقع تنفس عمیق در این تحرک بدنی، نقش «متغیر تنظیمکننده اصلی» را ایفا میکند.
همانطور که در شرایط فیزیولوژیک بحرانی، تنظیم تنفس میتواند سیستم عصبی را از وضعیت آشوب به تعادل بازگرداند، در سطح شناختی و رفتاری هم نوعی «تنفس ادراکی» وجود دارد که به فرد امکان میدهد واکنشهای خود را از حالت هیجانی و شتابزده به حالت پایدار و قابل پیشبینی منتقل کند.
این منطق، بهصورت مستقیم قابل تعمیم به اقتصاد کلان و بهویژه اقتصاد انتظارات است. در این حوزه، متغیرهای کلیدی نه صرفاً از طریق ابزارهای مستقیم سیاستی، بلکه از طریق انتظارات کنشگران اقتصادی شکل میگیرند. انتظارات هم خود تابعی از ادراک، روایتها و سیگنالهای دریافتی از محیط هستند.
در چنین سیستمی، سیاستگذاری مؤثر بیش از آنکه به معنای اعمال فشار مستقیم بر متغیرهای اقتصادی باشد، به معنای «مدیریت وضعیت ذهنی سیستم» است.
همانگونه که تنفس میتواند وضعیت بدن را از تنش به تعادل منتقل کند، سیاستگذار هم از طریق مدیریت انتظارات میتواند رفتار جمعی را از بیثباتی به سمت ثبات نسبی هدایت کند. البته ابزار چنین شیوه برنامهریزی اقتصادی، رسانه ها هستند که محیط تنفس سیستم را فراهم میکنند. رسانهها با تولید و بازتولید روایتها، کیفیت انتظارات را شکل میدهند و تعیین میکنند که کنشگران اقتصادی چگونه آینده را تصور کنند. بنابراین، روایتها نه صرفاً توصیف واقعیت، بلکه بخشی از سازوکار تولید واقعیت اقتصادی هستند.
در این مدل اقتصادی مبتنی بر روایات رسانهای، کنش پایدار تمامی فعالان در سیستمهای پیچیده اقتصاد کلان نه از مسیر کنترل کامل متغیرها، بلکه از طریق «هماهنگسازی درونی با جریان انتظارات بیرونی» حاصل میشود.
این همان نقطهای است که مرز میان بدنه و ذهنیت در سیاستهای اقتصادی از بین میرود و همه چیز به یک مسأله واحد برای برنامهریزان اقتصادی تبدیل میشود.
به عبارت دیگر برای بهبود عملکرد سیستمهای اقتصادی و سیاستگذاری صحیح در این حوزه باید انتظارات عمومی از تصمیمات متخذه را پایش و کنترل کرد.
کنترل فضای کسب و کار و محیط اقتصادی بیرون از اتاقهای تصمیم گیری نه از طریق زور، بلکه از طریق تنظیم ریتم درونی و همراستا شدن با جریان ادراک جمعی باید باشد و رسانههای تخصصی با عملکرد موثق و قابل اعتماد میتوانند چنین توانایی را برای تنفس صحیح بازار اقتصادی و کنترل ضرباهنگ تصمیم گیریهای این حوزه فراهم کنند.
شما چه نظری دارید؟