بخش دوم و پایانی
استادمرتضی مطهری
در بخش نخست آمد که فلسفه پوشش اسلامی چند چیز است. بعضی از آنها جنبه روانی دارد، بعضی جنبه خانوادگی، بعضی جنبه اجتماعی، و بعضی مربوط است به بالابردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او. اینک ادامه سخن:
۴ـ ارزش و احترام زن
مرد از نظر جسمانی بر زن تفوق دارد؛ ولی زن از طریق عاطفی همیشه تفوق خود را ثابت کرده است. حریم نگهداشتن زن میان خود و مرد، یکی از وسائلی بوده که زن برای حفظ مقام خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. اسلام زن را تشویق کرده از این وسیله استفاده کند. اسلام تأکید کرده که زن هر اندازه متینتر و باوقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد، بر احترامش افزوده میشود. قرآن کریم پس از آنکه توصیه میکند زنان خود را بپوشانند، میفرماید: «ذلک أدنی أن یُعرفن فلا یَؤذین»، این کار برای اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمیدهند، بهتر است و درنتیجه حشمت آنها، مانع مزاحمت افراد سبکسر میگردد.
ایرادها به حجاب
اولین ایرادی که بر پوشیدگی زن میگیرند، این است که: «دلیل معقولی ندارد و چیزی که منطقی نیست، نباید از آن دفاع کرد.» ایراد دیگر این است که: «حجاب موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است میگردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار میرود. مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد، بیاعتنایی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی اوست...»
پاسخ: فرق است بین زندانیکردن زن در خانه و موظف دانستن او به اینکه وقتی میخواهد با مرد بیگانه مواجه شود، پوشیده باشد. زن در معاشرت و برخورد با مرد، باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او محسوب شود. اگر رعایت پارهای مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت، روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را برهم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند، چنین مطلبی را «زندانی کردن» یا «بردگی» نمیتوان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل «آزادی» فرد نمیتوان دانست. در حال حاضر در کشورهای متمدن چنین محدودیتهایی برای مرد وجود دارد. اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود، پلیس ممانعت کرده به عنوان اینکه این عمل برخلاف حیثیت اجتماع است، او را جلب میکند. چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان و نه ضد آزادی و حیثیت انسانی است و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار میرود. پوشیده بودن زن در همان حدودی که اسلام تعیین کرده، موجب احترام بیشتر اوست؛ زیرا او را از تعرض افراد جلف مصون میدارد.
شرافت زن اقتضا میکند که هنگامی که از خانه بیرون میرود، متین و سنگین باشد، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچگونه عمدی که باعث تحریک شود به کار نبرد، عملا مرد را به سوی خود دعوت نکند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، معنیدار به سخن خود آهنگ ندهد. آیا حیثیت زن ایجاب میکند که اینچنین باشد؟ آیا اگر ساده و آرام بیاید و برود، حواس پرتکن نباشد و نگاههای شهوتآلود مردان را به سوی خود جلب نکند، برخلاف حیثیت زن یا برخلاف مصالح اجتماع یا برخلاف اصل آزادی فرد است؟ آری، اگر کسی بگوید زن را باید در خانه حبس کرد و به هیچوجه اجازه بیرون رفتن از خانه به او نداد، البته این با آزادی طبیعی و حیثیت انسانی و حقوق خدادادی زن منافات دارد. چنین چیزی در حجابهای غیر اسلام بوده است، ولی در اسلام نبوده و نیست. فقط دو مسأله وجود دارد: یکی اینکه باید پوشیده باشد و بیرونرفتن به صورت خودنمایی و تحریکآمیز نباشد. و دیگر اینکه مصلحت خانوادگی ایجاب میکند که خارج شدن زن از خانه، توأم با جلب رضایت شوهر و مصلحتاندیشی او باشد. البته مرد هم باید در حدود مصالح خانوادگی نظر بدهد نه بیشتر...
رکود فعالیتها
سومین ایرادی که به حجاب میگیرند، این است که: «سبب رکود و تعطیل فعالیتهایی است که خلقت در استعداد زن قرار داده است. زن نیز مانند مرد دارای ذوق، فکر، فهم، هوش و استعداد کار است… بازداشتن زن از کوششهایی که آفرینش به او امکان داده است، نه تنها ستم به زن است، خیانت به اجتماع نیز میباشد...»
جواب: حجاب اسلامی نمیگوید که باید زن را در خانه محبوس کرد و جلوی بروز استعدادهای او را گرفت. مبنای حجاب در اسلام این است که التذاذات جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع، خالص برای کار و فعالیت باشد. به همین جهت به زن اجازه نمیدهد که وقتی از خانه بیرون میرود، موجبات تحریک مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمیدهد که چشمچرانی کند. چنین حجابی نه تنها نیروی کار زن را فلج نمیکند، موجب تقویت نیروی کار اجتماع نیز میباشد.
اگر مرد تمتعات جنسی را منحصر به همسر خود کند و تصمیم بگیرد همین که از کنار همسرش بیرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت، دیگر درباره این مسائل نیندیشد، قطعاً در این صورت بهتر میتواند فعال باشد تا اینکه همه فکرش متوجه این زن و آن دختر باشد و دائماً نقشه طرح کند که چگونه با فلان خانم آشنا شود! اگر زن، ساده و سنگین به دنبال کار خود برود، برای اجتماع بهتر است یا آنکه برای بیرون رفتن، چند ساعت پای آئینه و میزتوالت وقت خود را تلف کند و زمانی هم که بیرون رفت، تمام سعیش این باشد که افکار مردان را متوجه خود سازد و جوانان را که باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند، به موجوداتی هوسباز و چشمچران و بیاراده تبدیل کند؟
عجبا! به بهانه اینکه حجاب نیمی از افراد اجتماع را فلج کرده است، با بیحجابی و بیبند و باری، نیروی تمام افراد زن و مرد را فلج کردهاند! کار زن پرداختن به خودآرایی و صرف وقت در پای میزتوالت برای بیرونرفتن، و کار مرد چشمچرانی و شکارچیگری شده است! آن که اسلام نمیخواهد، این است که زن به صورت موجود مهملی درآید که کارش فقط استهلاک ثروت و فاسدکردن اخلاق اجتماع و خرابکردن بنیان خانواده باشد. اسلام با فعالیت واقعی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی هرگز مخالف نیست.
یک نوع فعالیت اقتصادی رایج شده است که باید آن را ثمره بیحجابی دانست و آن این است که بنکدار به جای اینکه بکوشد جنس بهتر و مرغوبتر برای مشتریان خود تهیه کند، یک مانکن را به عنوان فروشنده میآورد، نیروی زنانگی و سرمایه عصمت و عفاف او را استخدام میکند و وسیله پول درآوردن قرار میدهد. بسیاری از افراد که اصلا مشتری نیستند، برای اینکه چند دقیقه با او حرف بزنند یک چیزی هم میخرند. آیا این فعالیت اجتماعی است؟ آیا این تجارت است یا کلاهبرداری و رذالت؟
کیسه سیاه!
میگویند: «زن را توی کیسه سیاه نپیچید!» ما نمیگوییم زن خود را در کیسه سیاه بپیچید، ولی آیا باید طوری لباس بپوشد و در اجتماع عمومی ظاهر شود که برجستگیهایش را به مردان شهوتران و چشمچران نشان بدهد؟ این مدها و لباسهای تحریکآمیز برای چه به وجود آمده است؟ آیا برای این است که بانوان آن لباسها را برای همسرشان بپوشند؟ عملا غالب خانمهایی که از این نوع و لباسها و آرایشها استفاده میکنند، تنها مردی را که در نظر نمیگیرند، شوهر خودشان است!
افزایش التهابها
یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفتهاند، این است که: «ایجاد حریم میان زن و مرد، بر اشتیاقها و التهابها میافزاید. به علاوه، سرکوب کردن غرایز موجب انواع اختلالهای روانی میگردد.» فروید میگوید ناکامیها معلول قیود اجتماعی است و پیشنهاد میکند که تا ممکن است، باید غریزه را آزاد گذاشت تا ناکامی و عوارض ناشی از آن پیش نیاید.
پاسخ: درست است که ناکامی، عوارض ناگواری دارد و مبارزه با اقتضای غرایز در حدودی که مورد نیاز طبیعت است، غلط است؛ ولی برداشتن قیود اجتماعی مشکل را حل نمیکند، بلکه بر آن میافزاید. در مورد غریزه جنسی و برخی غرایز دیگر برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعی را میمیراند؛ ولی طبیعت را هرزه و بیبند و بار میکند. در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد، هوس و میل به تنوع افزایش مییابد. راسل در کتاب زناشویی و اخلاق اعتراف میکند که عطش روحی در مسائل جنسی، غیر از حرارت جسمی است. آنچه با ارضا تسکین مییابد، حرارت جسمی است نه عطش روحی.
شما چه نظری دارید؟