دکتر قاسم صافی گلپایگانی
بروجرد در شمال استان لرستان و از شهرهای کهن ایران است. سابقه آن به دوره مادها میرسد و هماره از شکوه یزدانی فرّه ایزدی برخوردار بوده و مردان بزرگ و عالمان و دانشمندانی خبیر در آن پرورش یافته که مایه افتخار کشورمان بودهاند؛ عالمانی همچون آیات عظام آقا محمدحسین طباطبایی بروجردی رئیس اسبق حوزه علمیه قم و شیخ علیمحمد نجفی بروجردی، علامه سیدمهدی بحرالعلوم، میرزا علیمحمد ملقب به مرآت الصفا، شیخ غلامرضا مولانا؛ و دانشمندان و ادیبان و شاعران و فعالان فرهنگی همچون دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر سیدجعفر شهیدی، عبدالمحمد آیتی، مهرداد اوستا، حزین و حسرت بروجردی، صامت و طبیب بروجردی، مایل و مرشد بروجردی، قواهبی طباطبایی، علامه سیدجعفر کشفی، دکتر محمدرضا حافظی و دهها چهره دیگر.
***
حسین بنیآدم
حسین بنیآدم از صاحب نظران دانش کتابداری، کتاب شناسی و فهرست نگاری، ۱۷ بهمن ۱۳۱۷ در شهرستان بروجرد تولد یافت. پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه وارد خدمت دولتی شد و به حرفه آموزگاری در اهواز پرداخت. سپس به تهران آمد و در کتابخانه ملی زمان ریاست مرحوم دکتر مهدی بیانی استاد دانشگاه تهران و از متخصصان بنام در شناخت خطوط و نسخهشناسی و از مروّجان حقیقی فن کتابداری و ایجاد کتابخانه در ایران (متوفی ۱۳۴۶ش) اشتغال ورزید. پس از آن به عنوان کتابدار کتابخانه فنی اداره کل نگارش واقع در کاخ ظلالسلطان (محل سابق وزارت آموزش و پرورش به ریاست محمدعلی منتظری) به طور رسمی به کار کتابداری و فهرستنگاری در معیّت بانو فلوریا منصور تحصیلکرده آمریکا و دارنده مدرک فوقلیسانس کتابداری پرداخت و آنجا با کارها و منابع مربوط به کودکان و نوجوانان و شخصیتهایی همچون توران میرهادی، لیلی اَیمَن (آهی) و عباس یمینی شریف (متوفی ۱۳۶۸) شاعر، نویسنده، روزنامهنگار، مرد دانا و آموزگار بزرگ ایران، در انتخاب و خرید کتابها برای ۳۰۰ کتابخانه نیازمند در دوره دبستان و دبیرستان، آشنا شد.
توجهات و جزوههای آموزشی فلوریدا منصور (که در سال ۱۳۴۳ خود و همسر و یکی از فرزندانش در تصادف در میگذرند) زمینهای بود که بنیآدم علاوه بر تحصیلات کتابداری به تحصیل زبان و ادبیات انگلیسی نیز بپردازد.
وی مدتی نیز در کلاسهای کتابداری دانشسرای عالی شرکت میکرد و به ویژه از دکتر ناصر شریفی و بانی و مبتکر کلاسهای کتابداری و رافع مشکلات این فن و مسأله اختلاط نامگذاری ایرانی و عربی و رموز کتاب از نظر فهرست نویسی دقیق و صحیح در ایران به روش نوین بود بهره برد و تز آن مرحوم در مقطع دکترای کتابداری، راه و روش منسجمی را پیش کتابداران گشود.
بنیآدم بعدها مجدداً به کارآموزگاری پرداخت و بعدازظهرها فهرستنویسی برخی از کتابخانهها و سرو سامان دادن به مجموعه آنها را عهدهدار شد و سرانجام در سال ۱۳۴۶ به محیط فرهنگی و پرثمر کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران منتقل شد و با کتابشناسان صاحبنام ایرج افشار و محمدتقی دانش پژوه، دکتر علیاصغر مهدوی و دیگران همکاری مستمر یافت و از کلاسهای درس آنان نیز بهره گرفت و توفیق یارش شد که با یکی از خوشکارترین نیروی انسانی متخصص کتابخانه خانم پارکوهی هارطونیان در امور فهرست نویسی کتابهای فارسی و عربی آشنا شود و از همکاری او بهره گیرد.
بنیآدم به مرحوم دکتر حمید عنایت (متوفی ۱۳۶۱ش) به پاس دانش سرشاری که داشت و یکی از برجستگان روشنبین و پژوهشگری دقیق و مترجم کتاب سیاست ارسطو و استاد علوم سیاسی بود و در کتابخانه مرکزی آمد و رفت داشت با دیده احترام بسیار مینگریست و در رابطه با عنوانهای موضوعی از او راهنمایی میگرفت.
در دوره ریاست هوشنگ نهاوندی در مسند مدیریت دانشگاه تهران و با نظر استاد ایرج افشار، طرحی مصوب شد که کتابداران برجسته که دورههای کتابداری و تحصیلات دانشگاهی را در این رشته گذرانده بودند و دستی به قلم داشتند و سروکارشان، مستمر با کتاب و دانش بود در تعدادی معدود به عنوان «عضو هیأت علمی» از وجودشان استفاده شود و مرحوم بنیآدم یکی از آنان بود و مسئولیت اداره مرکز اسناد و خدمات کتابخانه را به عهده داشت.
بنیآدم پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷، احساس کرد دستگاه اداری دانشگاه، بر این رویّه پیش میرود که مسئولان گذشته، در رأس امور نباشند و لذا تصمیم گرفت بازنشسته شود و دانشگاه را ترک کرد و مدتی به کنج خلوتِ دلخواسته نشست و دیری نپایید که با فراست از فرصت ایام بازنشستگی، غنیمت گیرد و به تهیه و تدوین فیشهایی بپردازد که پس از آماده شدن با عنوان «ناسخ الفهارس» منتشر کند؛ فهرستی که فهرستهایی را باطل میکند و یادداشتها و فیشهایی است در یک اندازه و مرتب و با سلیقه که در فیشدانهای چوبی کتابخانه وی نگهداری میشد و انشاءالله به چاپ برسد.
مقالاتی از ایشان از جمله مقاله ارزشمندی با تیتر «عنوانهای موضوعی برای آثار فارسی» در مجله معتبر تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی (۱۳۵۳) به چاپ رسید؛ نشریهای که قریب دو دهه، مسئولیت و سردبیری و نشر آن پس از مرحوم افشار برعهده نگارنده این سطور قرار گرفت.
بنیآدم مدتی پس از بازنشستگی، زمانی که مرکز دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی زیر نظر جناب محمدکاظم موسوی بجنوردی تأسیس شد به آن پیوست و مدیریت بخش فهرستنویسی کتابهای عربی کتابخانه این نهاد را سالیانی به عهده گرفت و سرانجام شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ در ۸۷ سالگی درگذشت و در بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شد.
او دوستی مخلص و باصفا بود و شخصیتی فاضل و بیادعا داشت، متین و باوقار میزیست، سنجیده و آرام سخن میگفت و قدرشناس اهل علم و فضیلت بود و خود نیز از رسته فاضلان و خادمان به کتاب و کتابداری و ساماندهی به کتابخانهها به شمار میرفت.
توجه به این نکته شایان اهمیت است که بیشتر نکوداشتها و گرامیداشت و یادمان شخصیتها و نحوه زندگی و ارزشیابی کار آنان عمدتاً درباره بزرگانی است که چهرهشان در هالهای از غبار زمان، پوشانیده نبوده و درباره آنها، مباحث جامعی انجام گرفته است و کمتر پیش آمده است توجهی به خدمات کسانی شود که پایه و بستر خدمات دیگران واقع شدهاند و کم نبود و نیستند کسانی که آمادهسازی و در دسترس قرار دادن مشخصات منابع مکتوب را در عرصههای مختلف علوم و دانش بشری فراهم و خدمات شایانی در این زمینه برای پژوهشگران و اهل مطالعه ایفا کرده اند و نتیجه کار و خدماتشان، وسیله ارباب قلم و علم و فضیلت، منشأ خیر و برکت در نشر علوم گوناگون شده است.
بنابراین یکی از مواردی که شایسته ذکر است دیده شدن و قدرشناسی از متخصصان و عالمان دانش کتابداری و کتابشناسی و مدّونان عکسهای قدیمی و اسناد تاریخی است. علاقه و احترام من به امثال این بزرگواران بیشتر از آن بابت است که آنان از ذوق و عشقی وافر و جوششی هنرمندانه و با ایمان محکم و دقت نظری اصولی در مسئولیتی که برعهده داشتهاند خدمت کرده و با روحیهای صبور و قابل تأمل در خدمترسانی اطلاعاتی و دانششناسی، فعالیت میکنند و به واقع کتابداران و کتابشناسان و تدوینکنندگان تصاویر و اسناد تاریخی مجرّب، مرتبهای والا دارند و با وجودی که نتیجه خدماتشان، دیگران را بهره میرساند، لکن زحمات و تأثیراتشان از منظر خوانندگان و بهرهگیران، پوشیده میماند. قصدم تصویرسازی و بزرگنمایی از کار این قبیل خادمان کتاب و اسناد نیست بلکه بیان حقیقتی است که انتظار میرود خدمات این قشرِ مؤثر دیده شود.
این نادیده شدن در موارد دیگر نیز مصداق پیدا میکند که بیانش، خالی از فایده و حکمت نیست. بارها پیش آمده که در کلاسهای دانشگاهی، دانشجویانی، منبعی را که استاد برای مطالعه و آزمون پیشنهاد میدهد به جای تهیه نسخه فیزیکی یا تهیه نسخه الکترونیکی از ناشر یا سامانههای مجوزدار رسمی یا امانت گرفتن از کتابخانهها یا از دوستان، شخصاً آن را پیدیاف میکنند و خرسندانه برای همدورههایشان،ارسال میکنند و هرگز به روند زحمات و هزینهکرد نگارش و تألیف و تدوین و حروف نگاری و صفحهبندی و مراحل چاپ و نشر و توزیع و حقوق مؤلف و ناشر و خدمات کارگزاران چاپ و فروشگاههای کتاب که از این زمینه، زندگی خویش را اداره میکنند توجهی ندارند و واقف نیستند که تکثیر اثری بدون مجوز مؤلف و ناشر، مشروعیت ندارد، بلکه هرگاه پیش آمده که راهنمایی شوند متأسف و از این رویّه نادم شده اند.
پارکوهی هارطونیان
خانم هارطونیان که پیشتر از او یاد شد از چهره های فرهنگی جامعه کتابداری و از بانوان فرهیخته و تأثیرگذاری بود که سالیانی با عشق به کتاب و فرهنگ و ادب و دانش و با فروتنی و تواضع در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، در بخش فهرستنویسی و برگهآرایی و بالا بردن حجم اطلاعاتی این نهاد و ساماندهی منابع علمی، خدمات شایانی ایفا کرد. او از فضایل متعدد برخوردار بود و در کار خود در کتابخانه مرکزی و توسعه نظام کتابداری و اطلاع رسانی و دقت نظر و تسلطی که در دانش فهرست نویسی و توانایی استانداردسازی داشت، یگانه به نظر میرسید و همچون کتابداری برجسته و معلمی آگاه، با گشاده رویی احترام آمیز در راهنمایی کسانی که به اطلاعات کتابشناسی نیاز داشتند وقت میگذاشت و به گفته پژوهشگر و دوست فرهیخته جناب دکتر فرهاد طاهری، بیسروصدا و در نهایت بردباری، دانشجویان و پژوهشگران و همکارانش را از آنچه در حوزه فنون برگه آرایی و اطلاعات کتابشناسی و فهرستنویسی نیاز داشتند، فایده میرساند.
او پس از بازنشستگی از دانشگاه تهران، به سبب تسلطی که در فهرست نویسی و توانایی در استانداردسازی این دانش داشت به دعوت کتابدار فاضل جناب عنایت الله مجیدی و توجهات جناب موسوی بجنوردی به دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی پیوست و مدیریت بخش فهرست نویسی کتابهای لاتین کتابخانه و مرکز اسناد این مرکز را برعهده گرفت و در تدوین جلد دوم از سه جلد فهرست مقالات فارسی در زمینه تحقیقات ایرانی (مجموعه یادنامهها، ارجنامهها، جشننامهها و کنگرهها) نشر انتشارات دایرۀالمعارف (۱۳۹۱ـ۱۳۹۷) با کتابشناس فرهیخته جناب عباس مافی همکاری کرد. هارطونیان زاده تهران بود و در دوم تیرماه ۱۴۰۵، در ۷۸ سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد.
یادشان به خیر و روانشان شاد.
شما چه نظری دارید؟