روزنامه هفت صبح نوشت: ورم افسارگسیخته خوراکیها، این بار نه تنها سفرههای خانوار، که صنعت رستورانداری و فست فود را نیز تحت تاثیر قرار داده است. گزارش مرکز آمار ایران نشان میدهد تورم نقطه به نقطه گروه خوراکیها در خرداد ۱۴۰۵ به ۱۳۳ درصد و تورم ماهانه به حدود ۶ درصد رسیده است. در چنین شرایطی، رستورانها و فست فودها به دو گروه تقسیم شدهاند، آنهایی که مخاطب خود را از دست دادهاند و آنهایی که با تغییر استراتژی، جان سالم به در بردهاند. اما مهمترین تغییر در بازار غذا در سال ۱۴۰۵، کوچک شدن حجم وعدهها و تغییر ذائقه مصرفکننده است که ردپای آن را هم در منوی اپلیکیشنهای سفارش غذا و هم در خلوت شدن رستورانهای شمال تهران میتوان دید.
رستوران رفتن دیگر تفریح معمولی نیست
بر اساس آمارهای رسمی، گروه هتل و رستوران در سال ۱۴۰۴ با تورم ۵۹.۸ درصدی در کشور، بالاترین نرخ تورم را در میان گروههای کالایی و خدماتی به خود اختصاص داد. این یعنی یک وعده غذای ساده در بیرون از منزل، که پیشتر برای بسیاری از خانوادهها یک تفریح محسوب میشد، حالا به یک هزینه سنگین تبدیل شده که بسیاری توان پرداخت آن را ندارند. البته این تورم در سال ۱۴۰۵ به دلیل گرانی شدید مواد غذایی افزایش بیشتری پیدا کرده است.
تغییر منو از غذاهای لاکچری به غذاهای ساده
یکی از مهمترین نشانههای تغییر رفتار بازار، ورود گزینههای اقتصادی، «سینی چند نفره» و «پک تخفیفی» به منوی رستورانها و پلتفرمهای سفارش غذاست. این تغییر، صرفاً یک ترفند بازاریابی نیست؛ پاسخ بازار به سقوط قدرت خرید است. رصد منوهای پلتفرمهای آنلاین نشان میدهد که مصرفکننده دیگر به دنبال پاسخ به «چه هوسی دارم؟» نیست، بلکه از خود میپرسد «امروز چه چیزی میتوانم بخرم؟»
در این فضا، فلافل که سالها غذای ارزانقیمت طبقه کارگر بود، حالا خود به یک غذای هزینه بر تبدیل شده است. یک خانواده چهارنفره برای یک تفریح ساده با فلافل باید حداقل ۶۰۰ هزار تومان هزینه کند. با این حال، حتی با این قیمت، فلافل همچنان ارزانترین گزینه باقی مانده و به گفته فعالان صنفی، رونق با لقمههای ارزان کوکو سبزی، کتلت سیبزمینی و کبابکوبیده مرغ است.
فست فودها در رقابت قیمت
تفاوت رفتار بازار در مناطق بالای شهر و پایین شهر، به وضوح قابل مشاهده است. در شمال تهران، رستورانهای لوکس و خوشمنظره که پیشتر مقصدی برای دورهمیها و قرارهای کاری بودند، اکنون با کاهش محسوس مشتری روبهرو شدهاند. بسیاری از این رستورانها که در محلههای درکه، تجریش و جردن قرار دارند، برای جذب مشتری به ارائه منوهای اقتصادی و پکهای تخفیفی روی آوردهاند.
در مقابل، فستفودها و فلافل فروشیهای محلههای پایینتر، با وجود افزایش قیمت، همچنان مخاطب دارند، اما این مخاطب اکنون به جای سفارش یک پرس کامل، ساندویچهای ارزانتر را انتخاب میکند. برخی رستورانها نیز به جای افزایش مستقیم قیمت، اندازه محصول را کوچک کردهاند که در ادبیات اقتصادی به «کوچکسازی مصرف» معروف است.
یکی از نکتههای جالب این است که تفاوت رفتار بازار در دو گروه رستورانهای سنتی و فست فود نمایان شده، رستورانهای سنتی که عمدتاً غذاهای گرانقیمت و پرسهای کامل ارائه میدهند، با کاهش شدید تقاضا مواجه شدهاند. در مقابل، فست فودها و اغذیه فروشیها که گزینههای ارزانتر و کوچکتر دارند، توانستهاند سهم بیشتری از بازار را حفظ کنند. دلیل این تفاوت، به ساختار هزینهها بازمیگردد. یک پرس غذای سنتی مانند بریان یا چلوکباب، هزینه ثابت بالایی دارد و فروشنده نمیتواند به راحتی آن را کوچک کند یا قیمت آن را پایین بیاورد. اما در فستفود، امکان تغییر اندازه ساندویچ، حذف نوشابه و ارائه پکهای تخفیفی وجود دارد و همین انعطافپذیری باعث شده فستفودها نسبت به رستورانهای سنتی، ضربه کمتری از تورم ببینند.
ادامه تغییر ذائقه یا بازگشت به گذشته؟
به نظر میرسد تا زمانی که تورم خوراکیها در سطح فعلی باقی بماند، تغییر الگوی مصرف غذا در بیرون از منزل، یک روند بلندمدت خواهد بود، نه یک واکنش مقطعی. رستورانهایی که نتوانند خود را با این تغییر وفق دهند، به تدریج از بازار حذف خواهند شد. آنچه امروز در بازار غذا میگذرد، نشانهای از یک تحول عمیق در سبک زندگی و الگوی مصرف شهری است که شاید دیگر به گذشته بازنگردد.
واقعیت این است که اما آنچه در چند ماه اخیر در منوهای رستورانهای تهران رخ داده، فراتر از یک واکنش ساده است. ورود غذاهایی با اسمهای عجیب و غریب مانند زرشکپلو با اسکلت مرغ و برنج و دنبه در جنوب شهر، بازار غذا در حال بازتعریف خودش است. در بالای شهر، اما داستان متفاوت است؛ کافهها و رستورانهای لوکس با سالادهای خلاقانه و دسرهای فاخر، همچنان بر حس کنجکاوی و تجربهگرایی مشتریان حساب میکنند.
درواقع این تغییرات، واکنشی به کاهش قدرت خرید است. برای نمونه سفارش اصلی برخی رستورانها سه پرس برنج با یک خورشت قیمه یا قرمهسبزی است و فروش اصلی کبابیهای سیار که پاتوق آنها نیمهشب در میدان امام حسین و میدان شوش است، به «بال، ته مرغ و دنبه» خلاصه شده است. این یعنی مصرفکننده حتی توان خرید یک وعده کامل را ندارد و به سمت بخشهای ارزانتر و جانبی حرکت کرده است.
تغییر وضعیت سفارش برای مدیریت هزینهها
در سوی دیگر، پلتفرمهای سفارش غذا نیز با تغییر ذائقه و قدرت خرید کاربران خود را تطبیق دادهاند. یکی از این پلتفرمها اخیراً دستهبندی جدیدی به نام «سفارش یکنفره» راهاندازی کرده است که در آن صدها آیتم غذایی با قیمت حداکثر ثابت، همراه با ارسال رایگان ارائه دادهاند.تغییر رویکرد اپلیکیشنهای غذا به این دلیل است که در سالهای اخیر، افزایش هزینههای زندگی و شکلگیری یک اقتصاد تورمی، تصمیمگیریهای روزمره مردم را نیز تحت تأثیر قرار داده است و بسیاری از کاربران، بهویژه کارمندان و افرادی که بهتنهایی زندگی میکنند، بیش از گذشته به دنبال راهکارهایی هستند که بتوانند ضمن مدیریت هزینهها، همچنان از تنوع انتخاب و کیفیت خدمات بهرهمند شوند. این یعنی تغییر منو و سایز وعدهها، تنها محدود به رستورانهای فیزیکی نیست و اقتصاد پلتفرمی نیز در حال بازآفرینی خود است.
کافههای مدرن پایتخت نیز بهجای کوچک کردن وعدهها، روی خلاقیت در ارائه و «تجربهگرایی» سرمایهگذاری کردهاند. جدیدترین ترند سالادهای کافههای تهران، ترکیباتی است که با الهام از غذاهای بینالمللی و با تکیه بر مواد اولیه سالم و تازه طراحی شدهاند. سالادهایی با ترکیب انواع سبزیجات تازه، غلات، پروتئینهایی مانند مرغ و ماهی و سسهای متنوع و خلاقانه که در کنار میوهها، طعمهای جدیدی را ارائه میدهند. این رویکرد، بیش از آنکه به ارزانی فکر کند، به تازگی و کنجکاوی متکی است. مشتری کافهای میخواهد که تجربه جدید مشتریان را در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارد. ترکیب سالاد با میوههای عجیب، غلات خاص یا سسهای دستساز، بخشی از استراتژیای است که کافهها برای جذب مشتریان طبقه متوسط به بالای تهران طراحی کردهاند.