در چهلوهشتمین نشست «شبهای مستند» موزه سینما، با نمایش دو مستند کمتر دیدهشده ناصر تقوایی، جایگاه این فیلمساز در تاریخ سینمای ایران بررسی شد. پیروز کلانتری، پژوهشگر و مستندساز، «گاو»، «قیصر» و «آرامش در حضور دیگران» را از فیلمهای مهم شکلدهنده جریان موج نو دانست و بر ویژگیهای تجربی و شهری سینمای تقوایی تأکید کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، چهلوهشتمین نشست «شبهای مستند» موزه سینما با محوریت بررسی مستندهای «تاکسیمتر» و «نانخورهای بیسوادی» ساخته ناصر تقوایی برگزار شد. در این نشست که همزمان با زادروز این فیلمساز و با نمایش نسخه اصلاح و مرمتشده این دو اثر همراه بود، پیروز کلانتری، پژوهشگر و مستندساز پیشکسوت، درباره جایگاه تقوایی در سینمای مستند و داستانی ایران سخن گفت.
کلانتری با اشاره به جریان شکلگیری موج نو سینمای ایران اظهار کرد: اگر مسیر فیلمسازان برجسته پس از سال ۱۳۴۸ را دنبال کنیم، داریوش مهرجویی با «گاو»، ناصر تقوایی، علی حاتمی، عباس کیارستمی، سهراب شهیدثالث و فریدون گله از چهرههای شاخص این دوره هستند. به گفته او، این جریان بیشتر از آنکه از فیلم «قیصر» آغاز شده باشد، با آثاری چون «خشت و آینه» ابراهیم گلستان و «شب قوزی» فریدون گله ارتباط دارد.
وی افزود: «آرامش در حضور دیگران» ساخته تقوایی نیز که در سال ۱۳۴۸ تولید شد، اگر در همان زمان امکان نمایش پیدا میکرد، میتوانست نقش مهمتری در شکلگیری موج نو داشته باشد و حتی از نظر سینمایی جایگاهی بالاتر از «قیصر» پیدا کند. به گفته این پژوهشگر، تأخیر در نمایش این فیلم باعث شد تأثیر تاریخی آن در زمان خود کمتر دیده شود.
کلانتری در ادامه به آغاز فعالیت مستندسازی تقوایی اشاره کرد و گفت: تقوایی ابتدا با ابراهیم گلستان همکاری داشت و سپس با معرفی گلستان به فرخ غفاری، وارد مسیر فیلمسازی برای تلویزیون شد. غفاری در دوره تأسیس تلویزیون ملی ایران، جریان «فیلمهای ایرانزمین» را راهاندازی کرد؛ مجموعهای که هدف آن تولید مستندهایی درباره فرهنگ، تاریخ و جغرافیای ایران بود.
وی با بیان اینکه فیلمسازان این جریان برای شناخت مناطق مختلف ایران به نقاط گوناگون کشور اعزام میشدند، اظهار کرد: در آن دوره، فیلمسازانی مانند منوچهر عسگرینسب، نصیر نصیبی و زکریاهاشمی آثار مهمی ساختند که بسیاری از آنها به دلیل دیده نشدن، همچنان ناشناخته ماندهاند.
این پژوهشگر دو ویژگی مهم مستندهای تقوایی را تجربهگرایی و نگاه شهری دانست و گفت: در این آثار، با وجود آنکه فیلمها جنبه گزارشی دارند، نوعی طنازی و تجربهگرایی دیده میشود. دوربین تقوایی از حالت ثابت و سهپایه فاصله میگیرد و به دل زندگی شهری نزدیک میشود.
کلانتری تأکید کرد: تقوایی خود را وابسته به جریان خاصی نمیدانست و مانند عباس کیارستمی مسیر شخصی خود را دنبال میکرد. به گفته او، دوربین متحرک، گفتوگوهای زنده با مردم و شیوه تدوین این فیلمها نشان میدهد که تقوایی از همان ابتدا در حال یافتن زبان شخصی خود بوده است.
وی همچنین میان «فیلم از شهر» و «فیلم شهری» تفاوت قائل شد و گفت: تقوایی صرفاً درباره شهر فیلم نمیسازد، بلکه فرم فیلمهایش از ریتم و زندگی شهری تأثیر میگیرد. سرعت فیلمبرداری، تدوین و نمایش حرکتهای روزمره، خود به بخشی از ساختار اثر تبدیل میشود.
کلانتری در پایان، ناصر تقوایی را فیلمسازی حرفهای با ریشههای روشنفکری و تاریخی دانست و اظهار کرد: این ویژگی را میتوان بیش از همه در مجموعه «دایی جان ناپلئون» مشاهده کرد؛ جایی که دغدغههای فرهنگی، اندیشهای و تاریخی او در کنار مهارت حرفهایاش به اوج میرسد.
شما چه نظری دارید؟