چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۸
نظرات: ۰
۰
-
[دکتر هادی خانیکی] تمنای ماندن در عصر جوانمرگی مطبوعات

صد سالگی یک روزنامه در این دیار، برای من فقط «عدد» نیست؛ یک «نشانه» است. نشانه‌ای از یک امکانِ بعید حیات و دوام در جامعه‌ای که من همواره نگرانِ «حافظه‌ کوتاه‌مدت» و «نهادهای نارس» آن بوده‌ام.

در اقلیمی که بسیاری از پدیده‌ها و نهادهای فرهنگی وارتباطی، پیش از آنکه به بار بنشینند، در عنفوان عمر خود دچار «جوانمرگی» می‌شوند، تداومِ صدساله‌ی «اطلاعات»، نوعی «پایداریِ صبورانه» است که باید در آن درنگ کرد. این درنگ، نه از جنسِ ستایش‌های مرسوم، که از سنخِ «جامعه‌شناسیِ امید» و «اخلاقِ استمرار» است.

من سال‌هاست که از «اختلالِ ارتباطی» در ایران می‌گویم؛ از گسستی که میانِ «جهان‌زیستِ» مردم و «سامانِ حکمرانی» فاصله انداخته است. در این میان، مطبوعات برای من همواره  فراتر از یک رسانه بوده‌اند؛ آن‌ها «میدان‌های میانیِ گفت‌وگو» هستند. روزنامه اگر فقط به نقلِ خبر و هیاهویِ روزمره تقلیل یابد، در همان بدوِ تولد پیر می‌شود. اما اگر بتواند «فهم ورنجِ جامعه» را به «زبانِ عمومی» ترجمه کند، حتی در صد سالگی هم می تواند جوان باشد. اهمیت «اطلاعات» برای من، در همین «ظرفیتِ تاریخی گفتگویی» و «کنشگریِ مرزی» آن نهفته است؛ یعنی ایستادن در میانه‌ی شکاف‌ها و فاصله هاوتلاش برای ساختنِ پلی از جنسِ کلمه.

نوشتم ما در دورانِ «جوانمرگیِ مطبوعات» به سر می‌بریم. اما مقصود من از این تعبیر، صرفأ بسته شدنِ فیزیکیِ یک نشریه نیست. جوانمرگیِ واقعی آنجاست که یک روزنامه، دیگر «مسئله‌ی» مخاطبش نباشد. آنجاست که رسانه از «دردِ مردم» تهی می‌شود و به زینتی بر پیشخوان‌ها یا ابزاری در دستِ قدرت بدل می‌گردد. مطبوعاتِ ما زمانی می‌میرند که دیگر نتوانند «تفاوت‌ها» را به رسمیت بشناسند و فضایِ «شنیدن» فراهم کنند.

«اطلاعات» در این سده، آموخت که چگونه از این جوانمرگی بگریزد؛ نه با هیاهو، که با نوعی «متانتِ  زبانی و نهادی». من نوشتن در روزنامه را در «اطلاعات» آغاز کردم، آنجا که «جلال رفیع» دوست عزیز و اندیشمندم، «دستم بگرفت وپا به پا برد». نمی‌توانم از برادربزرگم، مرحوم سید دعایی نیز یاد نکنم که به گمانم، رازِ ماندگاریِ «اطلاعات» در دهه‌های اخیر با «منشِ» او گره خورده است. دعایی برای من، نمادِ «زیستِ مومنانه و اخلاقی در رسانه» بود. او در عصرِ «حذف» و «تندی» مطبوعاتی، زبانِ «مدارا» و «کرامت» را برگزید و روزنامه را نه میدانی برای راندنِ رقیب، که سفره‌ای برای میزبانی رانده شده‌ها کرد. دعایی آموخته بود که در جامعه‌ی متکثرِ ما، رسانه باید «نقطه‌ی وصل» باشد، نه ابزار فصل. او از «رنجِ دیگران» اعتبار نمی‌خرید، بلکه می‌کوشید رنج‌ها را با زبانِ شفقت روایت کند. این همان «اخلاقِ گفت‌وگو» است که من همواره تمنایِ آن را در عرصه‌ی عمومی داشته‌ام.

امروز که «اطلاعات» قدم به سده‌ی دوم می‌گذارد، با نیازهای بزرگی روبروست. ما در زمانه‌ی «درهم تنیده شدنِ رنج‌» و «تکه‌تکه شدنِ حقیقت» زندگی می‌کنیم که هرکدام برای ابراز، قالب و شیوه‌ی ارتباطی ویژه‌ای می‌خواهند. نسل‌های جدید، نه با کاغذ و مرکب، که با «روایت‌های سیال» در فضای مجازی پیوند دارند و «جستار» جای گزارش نشسته است. اگر این پیرِ صدساله بخواهد همچنان «زنده‌بودن» را تجربه کند، باید بتواند میانِ «سنتِ اعتماد» و «نوآوریِ در زبان» پیوندی جدی برقرار کند. اعتماد، کالایی نیست که تنهابا سرمایه‌ی صدساله خریداری شود؛ اعتباری است که هر روز باید با «صداقت» و «انصاف» بازسازی شود.

من بر اساس تجربه‌ی شخصی‌ام در این سال‌ها، چه در عرصه‌ی دانشگاه و فعالیت مدنی و اجتماعی و چه در مسیرِ دشوارِ مبارزه با بیماری، آموخته‌ام که «زندگی» چیزی جز «معنا بخشیدن به رنج» نیست. روزنامه هم اگر نتواند به رنج‌های نوپدیدِ جامعه‌اش ـ از بی‌پناهی‌های روانی و اجتماعی تا اضطراب‌هایِ سیاسی و اقتصادی ـ معنا ببخشد و برای آن‌ها «صدایی» فراهم کند، دچارِ نوعی «مرگِ معنایی» می‌شود. «اطلاعات» باید بتواند «حافظه‌ی تاریخی» ما را به «افق‌های آینده» گره بزند.

صد سالگی، فرصتی است برای هم پیوندی میان «روزنامه‌ی خبر و داده» با «روزنامه‌ی تحلیل و تأمل». در جهانی که اشباعِ اطلاعاتی ما را به «فهمِ سطحی» کشانده است، نیازِ ما بیش از پیش به رسانه‌ای است که «مکث» کند، «تفسیر» کند و «حرمتِ کلمه» را نگه دارد،. این همان مبارزه با جوانمرگی است؛ یعنی ماندن در متنِ زندگیِ مردم، شنیدنِ نجوایِ خاموشِ آن‌ها و تبدیلِ آن به فریادی نجیب و مسئولانه.

من به آینده‌ی این نهاد امیدوارم، به شرط آنکه سده‌ی دوم را نه با غرورِ کهنسالی، که با «فروتنیِ یادگیری» آغاز کند. یاد دهد که در عصر تفاوت‌ها چگونه گفتگو کنیم. چگونه حافظه تاریخی خود را تقویت کنیم و خلاصه اینکه چگونه از «اطلاعات» پلی بسازیم برای رسیدن به «دانایی»، «زیست اخلاقی» و «همبستگی اجتماعی».

صد سالگی این راوی پیر و فرزانه بر همه فرزندان و نوادگانش، مبارک!

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی