به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از ورایتی، این نوآرِ وسترن و مدرن جنوبی که در کمپانی روبیکون اینترتینمنت تهیه شده، به مرور زمان و گامبهگام شکل گرفته است. گرابز علاوه بر کارگردانی، بازیگر نقش اصلی فیلم نیز هست. او و گروه کوچکی از همکارانش به جای آنکه منتظر جور شدن یک بسته سرمایهگذاری سنتی بمانند، فیلمبرداری را آغاز کردند تا پتانسیل فیلم را بخشبهبخش ثابت کنند.
بزرگترین مانع پیش روی پروژه در ابتدا مسائل مالی بود، اما گرابز بزرگترین ریسک را روی تواناییهای خودش انجام داد. او درباره چالشهای اولیه جذب سرمایه میگوید: «بزرگترین چالش در مسیر جمعآوری سرمایه، در واقع خود من بودم. باید قالب این شخصیت را به خود میگرفتم، چکمههای کابوی را پا میکردم و روی خودم قمار میکردم؛ به نوعی، تمام زندگی و داراییام را وسط میگذاشتم.»
تولید این پروژه بیش از یک سال به درازا کشید. این زمان طولانی، بازیگران را مجبور میکرد که بارها برای فیلمبرداریهای مجدد بازگردند؛ آن هم در شرایطی که حفظ تداوم صحنهها (راکورد)، پیدا کردن لوکیشنهای جایگزین برای موارد ازدسترفته و هماهنگی با یک برنامه زمانبندی تکهتکه، کار را به مویرگیترین حالت ممکن هدایت میکرد. گرابز این روند فرسایشی اما امیدوارکننده را اینطور توصیف میکند: «من و چند نفر از دوستانم ریسک بزرگی کردیم؛ فیلم را فصلبهفصل جلو بردیم و کمکم به کار سرعت دادیم. وقتی مردم دیدند با بودجهای بسیار ناچیز چه کارهایی انجام میدهیم، اشتیاقشان بیشتر شد.»
ایده اولیه «کابوی» ابتدا برای ایالت کالیفرنیا طراحی شده بود. در پیشنویسهای اولیه، بخشهای شهری داستان در مرکز شهر لسآنجلس میگذشت و یک تعقیبوگریز بزرگ در بستر بتنی رودخانه معروف لسآنجلس طراحی شده بود. گرابز درباره ایده اولیه و استعاره پشت آن میگوید: «من استعاره مردی در تاریکترین نقطه زندگیاش -یعنی درست در کف رودخانه- و رسیدنش به کوهستان، دشت، اسبها و فضاهای باز در فاصلهای کوتاه را دوست داشتم.»
اما با انتقال محل فیلمبرداری به لوئیزیانا، پروژه جان دوبارهای گرفت و هویت بصری متمایز و شخصیتری پیدا کرد. ریلهای قطار جایگزین بتنهای سرد رودخانه شدند و باشگاههای اسبسواری، درختان بلوط کهنسال و خزههای اسپانیایی جای کوههای خشک کالیفرنیا را گرفتند. گرابز با اشاره به این تغییر جغرافیا میگوید: «لوئیزیانا زبان بصری فیلم را به شکلی زیبا تغییر داد. این تغییر به فیلم هویتی منحصربهفرد بخشید و چون خودم اهل لوئیزیانا هستم، کار برایم بسیار شخصی و دلی شد.»
گرابز در ابتدا هرگز قصد نداشت روی صندلی کارگردانی بنشیند و قرار بود فقط نقش اصلی را بازی کند. اما سالها تأخیر، تغییر برنامهها و ایست ناگهانی جهان در دوران همهگیری کرونا، او را به تنها متولی واقعی اثر تبدیل کرد. او تعریف میکند: «با گذشت زمان، به فردی تبدیل شدم که بیشترین مسئولیت را برای محافظت از عاقبت فیلم و به سرانجام رساندن آن بر عهده داشت. میدانستم اگر نیاز به فیلمبرداری مجدد برخی صحنهها یا بخشهای ناتمام باشد، من تنها کسی هستم که تا آخر پای کار میایستم. همین احساس مسئولیت در نهایت مرا به سمت کارگردانی سوق داد.»
اگرچه گرابز از بزرگانی چون سام پکینپا، برادران کوئن و ژاک اودیار به عنوان الگوهای ذهنی خود در پرداختن به ابهامات اخلاقی و فضاسازی جنایی یاد میکند، اما تأکید دارد که به دنبال کپیبرداری نبوده است: «هدف ما هرگز تقلید نبود، بلکه میخواستیم به فیلمهایی که بر من تأثیر گذاشته بودند ادای احترام کنیم و در عین حال اثری شخصی و ریشهدار در تجربیات خودم خلق کنیم.»
همدلی اهالی لوئیزیانا
تنگناهای مالی این پروژه مستقل در نهایت با همدلی فوقالعاده مردم محلی جبران شد. اهالی لوئیزیانا لوکیشنهای خود را رایگان یا با کمترین هزینه در اختیار گروه گذاشتند و کابوهای واقعی مسابقات رودئو، برای بازسازی صحنههای مسابقه آستین بالا زدند:
«مردم آنجا واقعاً از جان و دل مایه میگذارند تا به یک فیلمساز بومی برای ساخت اثری ارزشمند کمک کنند. این حجم از حمایت، انگیزه ما را برای ادامه مسیر حفظ کرد.»
این تجربه سخت و گرانبها، دیدگاه گرابز را نسبت به پیشینیان خود در سینما به کلی تغییر داد. او در زمان ساخت فیلم، آثاری چون «همشهری کین»، «رقصنده با گرگها»، «ایزی رایدر» و «نابخشوده» را نه برای مقایسه، بلکه برای درک سنگینی بار مسئولیتِ یک بازیگر-کارگردان بازبینی کرد: «ساخت "کابوی" احترام عمیقتری در من نسبت به سختیهای این کار و البته لذتبخش بودن آن - زمانی که فیلم واقعاً از اعماق وجودت سرچشمه میگیرد- ایجاد کرد.»
حالا با اکران فیلم در جشنواره ریندنس بریتانیا، خستگی این سالهای سخت از تن گرابز بیرون رفته است. او با خوشحالی میگوید: «مهمترین چیز این است که فیلم ساخته شده و حالا دیده میشود.»