محتشم مؤمنی (سامان)-اراک: سال‌های پایانی دهه پنجاه مصادف بود با روزگار نوجوانی من و از آنجا که پدرم مرحوم ملاهاشم مؤمنی از دوستداران کتاب بود و با مطالعه اُنسی دیرینه داشت، من هم به تبع ایشان از همان سال‌های آغازین عمر با کتابخوانی مأنوس شدم و همزمان به عضویت کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان درآمدم و گهگاه مجله‌های منتشر شده در سطح کشور را ‌خریدم و ‌خواندم؛ بیش از همه «جوانان» و «اطلاعات هفتگی» را که هر دو از سوی مؤسسه اطلاعات منتشر می‌شدند. با مطالعه آنها، آرام‌آرام با روزنامه اطلاعات نیز آشنا شدم. 
از سال ۵۸ تا ۶۴ با مؤسسه اطلاعات از طریق همان مجلات ارتباط داشتم، تا اینکه در کنکور سال ۱۳۶۴ در رشته تربیت معلم، پذیرفته و برای ادامه تحصیل راهی تهران شدم. محل تحصیل من، مدرسه دارالفنون در ابتدای خیابان ناصرخسرو بود؛ همانجا که بسیاری از نام‌آوران علم و ادب و فرهنگ در قرن اخیر محصل آن بوده‌اند. از اینکه پای به این مرکز فرهنگی و تاریخی می‌گذاشتم، بسیار به خود می‌بالیدم. 
دارالفنون تا سال ۱۳۶۴ دبیرستان بود و همان موقع از طرف وزارت آموزش‌وپرورش تغییر کاربری داد و مرکز تربیت معلم شد. دارالفنون در آن سال‌ها نزدیک خیابان خیام و ساختمان مؤسسه اطلاعات قرار داشت و من هرگاه برای گردش‌های عصرگاهی از دارالفنون بیرون می‌آمدم، از دکه روزنامه‌فروشی یک نسخه روزنامه می‌خریدم و با خود به دارالفنون می‌بردم و در اولین فرصت به مطالعه آن مشغول می‌شدم.
 به این ترتیب ارتباطم با اطلاعات روزبه‌روز بیشتر شد، تا جایی که هنوز روزنامه ثابت و روزانه من است و بی‌اغراق بسیاری از موفقیت‌های خود را مرهون ارتباط با این رسانه ارزشمند می‌دانم. در این مدّت، اندازه یک کتاب مفصل خاطرات شیرین و دلنشین از این روزنامه گران‌سنگ دارم؛ از خاطره انتشار نخستین شعرم در عرصه مطبوعات کشور به‌مناسبت هفته معلم گرفته تا همراهی اطلاعات با من در سفرهای دور و دراز ایرانگردی‌ام که هرجا بودم یک نسخه تهیّه می‌کردم و به محض رسیدن به محل اقامت، آن را می‌خواندم.
 اما ارتباط من با روزنامه اطلاعات در این سالیان طولانی همنشینی، صرفاً به خرید و مطالعه آن محدود نشده‌است، بلکه از ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۰ که نخستین سروده‌ام با عنوان «معلم» در صفحه الفبای این روزنامه به چاپ رسید، باب جدیدی در دوستی‌ام با اطلاعات گشوده شد و از آن پس تاکنون گهگاه سروده‌ها و نوشته‌هایم در صفحات گوناگون این روزنامه وزین به چاپ رسیده‌اند و من هم تمامی آنها را در چهار مجلد به اسامی: حافظانه‌های من در اطلاعات (مقالات حافظ‌پژوهی)، رهاورد قلم (مقالات ادبی)، آوای دل (سروده‌ها) و گفته‌ها و نوشته‌ها (یادداشت‌ها) تدوین کرده‌ام و از این میان کتاب «گفته‌ها و نوشته‌ها» نخستین مجلدی است که از فروردین ماه سال جاری (۱۴۰۵) در مسیر چاپ قرار گرفته‌است و امیدوارم در آستانه آغاز دومین قرن انتشار این روزنامه وزین، خاطرات نگارنده را نیز برای مخاطبان ملموس‌تر کند

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی