حمید یزدان پرست

پنج‌شنبه، ۶/ فروردین/ ۱۴۰۵
در وقت شعرخوانی، افرادی با جامة «محبان الرضا» گل میان مردم پخش می‌کنند. باورتان می‌شود در این موقعیت، کسانی پول بگذارند و بیایند میان جمعیت گل پخش کنند؟ بعد ترامپ می‌گوید: «ملت ایران دیوانه است!»  ملت ایران دیوانه‌کننده است! شاعر  همچنان می خواند:
محمـد  را  علـی آییـنه‌دار  اسـت
نخستین جلوه‌اش در ذوالفقار است
به جز دست علی مشکل‌گشا کیست؟
کلید «کُنتُ کنزاً مخفیا» کیست؟... 
نپسندیدم. آیا نخستین جلوه‌ حضرت علی(ع) در ذوالفقار است؟ او پیش از آنکه رزمندة دشمن‌شکار باشد، جوانمرد دوست‌پرور است. شاعر می‌رود و خواننده‌ای به نام قنبری‌نژاد می‌آید و می‌خواند:
با اسم رمز فاتح خیبر، الله‌اکبر، الله‌اکبر
تا فتح قله، یک گام دیگر الله‌اکبر، الله‌اکبر
رزمنده‌ها شهید و دلاور
مردم جواب می‌دهند: الله‌اکبر، الله‌اکبر
همدل و همراه/ (مردم:) الله‌اکبر!
ـ خونخواه میناب، خونخواه رهبر
مردم با مشت گره‌کرده فریاد می زنند: الله‌اکبر، الله‌اکبر!
ـ میدان به میدان، لشکر به لشکر 
مردم: الله‌اکبر، الله‌اکبر!
ـ می‌گوید حالا ایران: الله‌اکبر، الله‌اکبر!
رجزنامه پرشوری بود و مردم را سر حال می‌آورد. بعد از او «گروه سرود حبیب» که هشت نفرند، به صحنه می‌آیند با پسرانی کوتاه و بلند و همراه با آهنگ می‌خوانند: «ایران شکوه استقامت/ پایبند و جاوید نامت...» وقت وقتش از این سرودها که به طرز مبهمی به گوش می‌رسد، سر درنمی‌آورم تا چه رسد به حالا که حواسم پرت مرد کناری شده که گردنش را خالکوبی کرده تا نزدیک خط موی سر که دل آدم به‌هم می‌خورد. چه مرضی است افتاده به جان جوان‌ها! آخر می‌شود که زیبایی هیچ ملاکی نداشته باشد و هر کاری که یکی کرد، همه تکرارش کنند؟ 
بعضی‌ها بلایی سر دستشان آورده‌اند که ده بار فکر کردم آستین‌شان است و یکی از پشت گردن تا روی سینه خالکوبی کرده و شاید هم تا شکم، چون تا جایی که چاک یقه‌اش باز بود، ادامه داشت. 
شور آریایی 
نوجوان‌ها می‌خوانند: «با قله‌های سربلند، با ... ارجمندت/ ایران کنام شیرمردان/ با اتکا به همت خویش/ اندیشه‌های یاوراندیش/ ایران هماره سبز و روشن/ اینک بخوانیم شعر با هم...» یک تک‌خوان دارند و جاهایی نیز به صورت همخوانی جواب می‌دهند: «با شور آریایی/ ما مردان خدایی/ ماییم و پیروزی پر از نور/ ... با تکیه بر شور بهاران/ با خودکفایی نایل شدن در سایه سرخ شهادت (متأسفانه مثل موارد قبلی چندان مفهوم نیست) ایران هماره سبز و روشن/ پشت و پناهت شور حسینی...» 
«شور آریایی» برایم خیلی جالب بود و نه پسندیده، چون از این احساسات قوم‌گرایانه و نژادبازی بدم می‌آید. ضمن اینکه «آریایی» در اصل، وجه دینی دارد و نه نژادی. یعنی هر کس به این دین و آیین هندوایرانی پایبند باشد، آریایی است و اگر نباشد، آریایی نیست. بعدها بود که وجه نژادی به خود گرفت. مثل «حنفیت ابراهیمی» در فرهنگ اسلامی که قرآن می‌فرماید: «ملّۀ ابیکم ابراهیم هوَ سمّاکُم المُسلمینَ مِن قبل: آیین پدرتان ابراهیم، او بود که از قبل شما را مسلمان نامید.»  آخرین آیه سوره حج است. 
هر کس دلش خواست، تمامی این آیه و آیه قبلش را بخواند، گُر می‌گیرد؛ چون خلاصه مسلمانی را تعریف می‌کند که «قومی برگزیده» را شکل می‌دهند: «هوَ اجتباکم» با این ویژگی‌ها: نمازگزار، خداپرست، نیکوکار، کوشا در راه خدا، زکات‌دهنده و متوکل به خدا. هر کس این‌چنین بود، پیرو «دین ابراهیم» و بلکه فرزند اوست. 
حالا بعد از سه‌هزار سال، یهودیان پراکنده در جهان، یادشان افتاده که سرزمین موعود را خداوند به آنها میراث داده که قوم برگزیده‌اش هستند، بی‌آنکه دین ابراهیم را بشناسند و نسبت فرزندی او را بفهمند؛ ابراهیم مهربانی که دلش به حال قوم لوط نیز می‌سوخت و خود تورات می‌گوید که چقدر با خدا چک و چانه زد تا از آن مردم تبهکار بدروزگار بگذرد و قرآن در ادامه همین داستان، می‌فرماید: «إنَّ ابراهیمَ لَحَلیمٌ أوّاهٌ مُنیب: راستی که ابراهیم، چه بردبار و نرمدل و بازگشت‏کننده [به سوی خدا] بود (هود، ۷۵). امروز کسانی مدعی فرزندی آن مرد مهربان شده‌اند که از انجام هیچ جنایتی روی‌گردان نیستند. وقتی فرزند او نباشند، ارثی هم از او نمی‌برند تا مدعی آن سرزمین شوند.
از دیار پاکان
مجری که گاهی خود را معرفی هم می‌کند: «من، علی ترابی...» می‌گوید: یک میهمان ویژه داریم. قبلاً از آرژانتین، کانادا میهمان داشتیم و امشب آقای یاسین... از پاکستان در جمع ماست.پاکستان حدود ۲۵۰میلیون نفر جمعیت دارد و مردم پاکستان مثل ما، هر شب مشغول برگزاری تجمع بیعت با رهبر هستند، تجمع خونخواهی و عزاداری برای رهبر. به سفارت آمریکا [درستش: به کنسولگری آمریکا] حمله کردند و ۳۰ نفر همان روز اول شهید شدند...» مردم تکبیر می‌فرستند و روی پرده نمایش، پرچم ایران و پاکستان می‌آید و فیلمی از پاکستان پخش می‌شود که جمعیت انبوه و گریه و عزاداری آنها را نشان می‌دهد. و راستی که چه جمعیتی! «مُرده‌باد، مُرده‌باد» هم می‌گویند که در عصر مشروطه ایرانیان نیز می‌گفتند. مجری می‌گوید:
از شام و عراق و یمن، آماده جنگیم
در قلب تل‌آویو که سجیل ببارد
فردا که دم حیدری از کعبه برآید
دوران معاویه‌صفت‌ها ت سرآید
واقعاً تظاهرات پرشکوهی است و مردم برای سلامت‌شان صلوات می‌فرستند. آقای یاسین می‌آید و با لحن اردو می‌گوید: سلام هُو اول ملت شجاع، ملت غیور، ملت باوفا، ملت شهادت‌پرور ایران! سلام بر امام شهیدان، امام سیدعلی خامنه‌ای، از طرف ملت شریف پاکستان به همه شما عرض سلام. ای ملت عزیز، سلام!
مردم جواب می‌دهند و او ادامه می‌دهد: غیرت شما، ایثارگری شما، شهامت شما... اینجا خطر دارد؛ ولی شما آمده‌اید، ما علیه مستبکران جهان هستیم، کسانی که می‌خواهند ظلم بر مستضعفین کنند. صدای پاکستان و ایران فقط یک کلام است: «مرگ بر آمریکا!» (مردم تکرار می‌کنند). 
در آن لحظه‌ای که خبر غمگین حضرت آقا را شنیدیم، نتوانستیم خودمان را نگه داریم، مردم به میدان آمدند. این عشق و ارادتی بود که به حضرت آقا و جمهوری اسلامی دارند.
 چرا که به خاطر اینکه مردم ایران جلوی مستکبرین عالم ایستاده‌اند و می‌گویند: «تا خون در رگ ماست، خامنه‌ای رهبر ماست» (مردم تکرار می‌کنند) پیام شما عزیزان را به ملت پاکستان می‌رسانم و چند شعار را که مشهور شده، برسانیم. 
آن وقت شروع می‌کند به اردو حرف‌زدن: «مجاهد ملت، ملت پاکستان! سلام هُو.  شجاع، حُر، باغیرت ملت و آن پرچم بلند کیا...» بعد دوباره به فارسی می‌گوید: من از همین‌جا شعار بلند می‌کنم، شما هم شعار بلند کنید و دو بار بگویید: «کربلا، کربلا»!
ـ «هی هاره، مجاهدت که راستا/ شهادت تی راستا». شما بگویید: یا الله، یا الله!
ـ  آزاد، برا گِی! مردم جواب می‌دهند: یا الله، یا الله!
ـ آمریکا تباه کن! مردم: یا الله، یا الله!
ـ  اسرائیل تباه کن! مردم: یا الله، یا الله!
حالا من شعار بلند می‌کنم، شما بگویید: «آمریکا، آمریکا» که دشمن انسانیت است: 
ـ اسلام کا دشمن؟ (دشمن اسلام کیست؟) مردم جواب می‌دهند: آمریکا، آمریکا!
ـ قرآن کا دشمن! مردم: آمریکا، آمریکا!
بعد همین‌جور ردیف می‌کند: ایران کا دشمن، پاکستان کا دشمن، مسلمانان کا دشمن! 
و مردم هر بار جواب می‌دهند: آمریکا، آمریکا!
بعد می‌گوید حالا شما بگویید: مُردَه‌باد، مرده‌باد!
داد می‌زند: آمریکا! مردم جواب می‌دهند: مُردَه‌باد، مرده‌باد!
ـ  اسرائیل!/ مردم: مرده‌باد، مرده‌باد!
آنگاه می‌گوید: حالا شعاری که شناخت پاکستانی است (احتمالاً یعنی مشهور و معرّف پاکستانی است)، با نعره حیدری پرشور. من نعرة حیدری می‌کشم، شما بگویید: یاعلی!
بعد داد می‌زند و به صورت کشیده می‌گوید: «حیدری ی ی ی» و مردم جواب می‌دهند: یاعلی!
مردم شعار می‌دهند: زنده باد پاکستان و ایران. 
مجری می‌گوید: زنده باد هر کس که آزاده است! زنده باد هر کس که اهل حرّیت است! زنده باد هر کس که با هر تیپ و ظاهر و تفکری، در این میدان‌ها حاضر می‌شود. 
«وحدت» مهمترین برگ برنده ماست. شاهد بوده‌ایم خواهری که ظاهرش متفاوت بود، در شبهای اول پرچم ایران را لوله کرد و به من گفت: «این چند شب آمدم ببینم که مرا می‌پذیرید یا خیر. دیگر نمی‌آیم و پرچم هم مال خودتان!» گفتم: من چه‌کاره هستم؟ ایران مال همة ماست. از همه خواهش می‌کنم رعایت کنند. روز اول مردی گفت: «من مسیحی هستم.» خواهش می‌کنم وحدت را حفظ کنیم.» آنگاه شعار می‌دهد و مردم تکرار می‌کنند:
ـ جنگ جنگ تا پیروزی
ـ وحدت ما نقطه‌زنه/ تو دهن دشمن می‌زنه
انسجام را قدر بدانیم. 
راز ابراهیم 
سپس شاعری آمد و گفت: «عرض سلام خدمت جمعیت هوش مصنوعی!» مردم با خنده جواب دادند و او ادامه داد: «عرض سلام به پیغمبران مبعوث شده در خیابان‌ها. قال علی(ع): «أنا مفسرُ الانجیل، أنا سرُّ ابراهیم، أنا ثعبانُ الکلیم، أنا وارثُ الانبیاء،... أنا ایلیَا الانجیل، أنا ساقِی الکَوثر، أنا یَعسوبُ الدّین، أنا امامُ المتقین،... [از حفظ و خیلی تند و مسلسل‌وار  می‌گوید و حفظ و نوشتنش برایم سخت است.
 به نظرم رسید بخشی از خطبۀ‌البیان یا خطبه وسیله باشد: من راز ابراهیم هستم و اژدهای موسی، وارث پیامبران، ایلیای انجیل، ساقی کوثر، پادشاه دین، پیشوای پارسایان و...] خدمت آقا که می‌رسیدیم، نمی‌گذاشت برایش شعر بخوانیم؛ حالا که می‌توانیم... (من دلم می‌شکند و می‌خواهم بگویم: حالا هم نمی‌توانی):
در شرافت بی‌نظیری، در شجاعت نیستی
پای تا سر زخمی، اما با صلابت زیستی
از نفس افتاده در همراهی‌ات ایثار هم
کیست در پشتت دلاور؟ وامدار کیستی؟
ای که ما را از میان دره‌ها رد کرده‌ای
روز فتح قله آمد،حیف ما نیستی 
ای در امواج حوادث، پیشمرگ مردمت...
شعر پرشوری است، اما نمی‌رسم بنویسم. او به‌آرامی می‌خواند و واکنش دلخواه را برنمی‌انگیزد.  بعد در وزن دیگری ادامه می‌دهد:
یک‌تنه روبروی اهریمن
وعده می‌دادی‌اش به نابودی
کاش فردوسی از نو زنده شود
 تا ببیند چه رستمی بودی 
شیعه هستیم، نشانش شرف و غیرت ماست
خون پاک شهیدان مایه عزت ماست ؟؟
یک بچه حدوداً دوسالة مو فرفری همین‌طوری می‌دود و لابلای جمعیت پیش می‌رود؛ کاملاً بی‌خیال و بی‌هدف. دنبالش می‌کنم و به کسی می‌گویم: «بچه شماست؟» نه. «بچه شماست؟» نه. دلنشین‌تر و مرتب‌تر از آن است که رهایش کرده باشند. بچه بودم که قصه «بچه مردمِ» جلال را خواندم و هنوز زخمی که بر روحم وارد آورده، التیام نیافته. این است که از گم‌شدن بچه‌ها به‌هم می‌ریزم. 
یک بار ۴۰ ـ ۵۰ نفر از آنها را در مسجد آل‌یاسین به صرف شام دعوت کرده بودند. آتش گرفتم. اگر پدر و مادرشان حالا آنها را می‌دیدند که چه نازنینی شده‌اند، هرگز راضی نمی‌شدند سر راهشان بگذارند. شاد بودند و مؤدب و پرسشگر.
 برخی دیگرشان در جای دیگر از مربی سؤال می‌کردند که: «عمو برادر مادر است یا پدر؟!» باورتان می‌شود؟ بیهوده نبود که این کودک زیبای بی‌خیال مرا به دنبال خود دوانید. تا اینکه زن جوان چادری پیدایش می‌شود که دنبال بچه می‌گردد، مردم راهنمایی می‌کنند و او در میان جمعیت می‌دود. 
آه که تازیانه تأدیب در دستم نیست! حواسم از شعر و شاعر پرت شد که نام شهدا را می‌برد: سلیمانی، سلامی، ابومهدی، حججی و...:
اتحاد من و تو موشک کوبنده ماست
جان ما پیشکش رهبر آینده ماست
خبری آمد و بین‌المللی خواهد شد
مجتبی وارث شمشیر علی خواهد شد
ادامه دارد
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی