محمدرضا نادری گیسور
وقوع سومین جنگ میان ایران و آمریکا در کمتر از یکسال اخیر و پیامدهای ناشی از بحرانی که هر روز دامنه بیشتری میگیرد، ضرورت مدیریت یکی از اضلاع مهم این جنگ یعنی «نبرد روایتها» را لحظه به لحظه بیشتر میکند. ناگفته پیداست که در جنگهای مدرن، میدان نبرد تنها به خط مقدم و برخورد تجهیزات نظامی محدود نمیشود، بلکه میدان اصلی جنگ، «ادراک عمومی» است. در تقابل با دشمنی همچون ایالات متحده آمریکا که با تمام توان از ابزارهای جنگ نرم، جنگ ترکیبی و فناوریهای اطلاعاتی برای ایجاد شکاف در جامعه ایران استفاده میکند، مدیریت «روایتها» به اندازه مدیریت شلیک موشک و پهپاد و آتش سلاحها اهمیتی راهبردی دارد. امروز، در آغاز یک تقابل نظامی جدی دیگر، به نظر میرسد ایران عزیز ما با یک چالش ساختاری در حوزه ارتباطات و رسانه مواجه است: «جنگ روایتها» و «مدیریت پیام».
این چالش، از معضلی به نام ناهماهنگی و تناقض در پیام رسانی از اوضاع جنگ صورت میگیرد. در حال حاضر، ما با حضور نهادهای مختلف نظامی، امنیتی، دولتی و امدادی روبرو هستیم که در سطوح مختلف، هر یک دارای سخنگویان، کانالها و استراتژیهای ارتباطی مستقل خود هستند و هر زمان و هر طور که بخواهند درباره موضوعات مختلف از جمله مسایل مرتبط با جنگ و درگیری با آمریکا در حوزههای مختلف اظهارنظر و اطلاع رسانی میکنند. اگرچه این نهادها از مرجعیت قانونی برخوردارند، اما فقدان یک «مرکز فرماندهی واحد برای مدیریت پیام»، منجر به بروز یک پدیده خطرناک در کشور شده است: تناقض در اعلام اخبار و ناهماهنگی در لحن و محتوای گزارشها.
وقتی در یک برهه حساس، بخشی از بدنه حاکمیتی پیامی را صادر میکند که با روایت بخش دیگر همخوانی ندارد، اولین قربانی آن، «اعتماد عمومی» است. این تناقضها نه تنها باعث سردرگمی افکار عمومی داخلی میشود، بلکه دقیقاً همان شکافی را ایجاد میکنند که دستگاههای تبلیغاتی دشمن در انتظار آن هستند تا با تزریق اخبار جعلی و سوءاستفاده از این ناهماهنگیها، روحیه مقاومت و تاب آوری ملی را در میان مردم تضعیف کنند. در واقع، عدم هماهنگی نهادها و دستگاههای داخلی، خود به نوعی «جنگ روانی غیرعمدی» علیه نظام تبدیل میشود.
تاریخ معاصر ما، درسهای بزرگی در این زمینه دارد. در دوران دفاع مقدس و جنگ هشت ساله صدام علیه ایران، ما شاهد تجربه موفق «ستاد تبلیغات جنگ» بودیم. در آن دوران، با وجود محدودیتهای تکنولوژیک، ایران توانست یک صدای واحد و یک روایت منسجم را به گوش مردم خویش و همه جهان برساند. آن ستاد به ریاست شهید دکتر «کمال خرازی» مدیرعامل وقت ایرنا (خبرگزاری پارس سابق) و با حضور نمایندگان همه روزنامهها و رسانه های مهم کشور وظیفه داشت تمام روایتهای پراکنده را در یک قالب راهبرد واحد تدوین کند و در سطح جامعه و افکار عمومی به پیش ببرد.
ستاد تبلیغات جنگ در نخستین ماههای دوران دفاع مقدس در سال ۱۳۵۹ زیرنظر مستقیم شورای عالی دفاع در خبرگزاری پارس ـ که چند ماه بعد به خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) تغییر نام داد ـ، با هدف ایجاد «هماهنگی در اطلاعات و تبلیغات مربوط به جنگ» ایجاد شد تا با همکاری وسایل ارتباط جمعی، نهادها و سازمان های کشوری و لشکری، «همه اطلاعات و اخبار و مسائل آن را منحصراً از طریق این ستاد هماهنگ کند» چراکه شورای عالی دفاع اعتقاد داشت « در این شرایط، آگاهی مردم قهرمان و مسلمان ایران از واقعیات جنگ جنبه حیاتی دارد و هماهنگی اطلاعات و تبلیغات مربوط به جنگ، نقشی اساسی در دستیابی به پیروزی نهایی میتواند داشته باشد.»
تجربه تشکیل این ستاد که تا پایان دوران جنگ تحمیلی ۸ ساله فعالیت کرد، نشان داد وقتی پیامها از یک گلوگاه عبور میکنند، قدرت اثرگذاری آنها بر مردم و جلب حمایتهای داخلی و بینالمللی، چندین برابر میشود. امروز نیز با وجود پیچیدگیهای فضای رسانه و تحولات فناوری در این عرصه، ضرورت بازگشت به این مدل «یکپارچگی رسانهای» بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
این ضرورت، تنها یک مطالبه حرفه ای و رسانهای نیست، بلکه پیوندی عمیق با اصل بنیادین «وحدت» دارد که همواره مورد تأکید رهبران انقلاب اسلامی (امام راحل(ره)، رهبر شهید انقلاب و آیتالله سیدمجتبی خامنهای) بوده است. رهبر انقلاب این هفته نیز در پیام مهم خویش به مردم و مسئولان و با نگاهی روشن به ابعاد مختلف قدرت ملی، مکرراً بر ضرورت «وحدت کلمه و اتحاد مقدس در همه سطوح» به عنوان رمز پیروزی انقلاب تأکید فرمودهاند. ایشان بر این نکته تأکید دارند که صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع، وظیفهای همگانی است؛ و نقش مسئولان در این میان، حیاتیتر و حساستر است.
در حوزه رسانه و تبلیغات، «وحدت کلمه» به معنای همصدا شدن در بیان حقایق و همسویی در استراتژیهای دفاعی است. وقتی مسئولان از لبه تیز اختلافات سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی عبور کرده و به سوی یک «روایت واحد ملی» حرکت کنند، در واقع در حال اجرای دستورالعمل رهبری برای تأمین عزت و استقلال ایران در برابر دشمن جنایتکار و حیلهگر آمریکایی هستند. از این رو، هرگونه تشتت و ناهماهنگی در سخنان مسئولان به ویژه در حوزه مسائل مرتبط با امنیت عمومی و تحولات جنگ، تضعیف همان وحدتی است که ستون اصلی پایداری کشور و پیروزی انقلاب در همه این سالها محسوب میشود.
راهکار برون رفت از چنین وضعیتی، «تشکیل ستاد هماهنگی تبلیغات رسانهای جنگ» به عنوان یک ضرورت فوری است. این ستاد باید نقش «رهبری استراتژیک پیام» را ایفا کند و با بهره گیری از فناوریهای روز و هماهنگی میان رسانه های مختلف، هدایت عرصه اطلاع رسانی را در این شرایط خطیر و حساس بر عهده بگیرد.
وظایف این ستاد میتواند شامل موارد زیر باشد:
۱. تدوین دکترین رسانهای واحد: ارایه محتوای درست و تعیین لحن، اولویتها و چارچوبهای کلی در مواجهه با بحرانها و تحولات جنگ.
۲. مدیریت بحران اطلاعات: مقابله با اخبار جعلی (فیکنیوزها)، پایش سریع شایعات و ارائه پاسخهای هماهنگ و همزمان از سوی تمام نهادهای مرتبط برای جلوگیری از شکاف در افکار عمومی.
۳. هماهنگی زمانی و محتوایی: اطمینان از اینکه اخبار اعلام شده توسط نهادهای مختلف، مکمل یکدیگر هستند و نه متناقض با هم.
۴. جبهه پیشرو در فضای مجازی: مقابله سازمانیافته با روایتهای دشمن در پلتفرمهای بینالمللی با استفاده از یک استراتژی واحد.
۵. تجمیع ظرفیتها و هم افزایی نیروها: بهره گیری درست از مجموعه ظرفیتهای رسانهای کشور اعم از بخش خصوصی و دولتی و نهادها و گروههای مردمی که به اشکال گوناگون در نقاط مختلف در حال فعالیت و اطلاع رسانی هستند.
همه باید بپذیریم زمان جنگ با دوران صلح تفاوتهای بسیار دارد و در برابر دشمنی که از هر تفاوت و شکافی در جامعه برای نفوذ و ایجاد تفرقه استفاده میکند، ما نمیتوانیم با صداهای پراکنده و متناقض بجنگیم.
پیروزی در نبرد اطلاعاتی، بدون تردید، در گرو هماهنگی رسانهای و مستلزم یکپارچگی در اطلاع رسانی است. در این راستا، تشکیل ستاد هماهنگی تبلیغات جنگ، نه تنها یک ضرورت فنی و حرفه ای برای جلوگیری از اشتباهات رسانهای است، بلکه مصداق عینی عمل به فرمان رهبری در زمینه صیانت از وحدت و تقویت اقتدار ملی به شمار میرود. برای حفظ عزت ایران، باید بتوانیم با یک صدا، حقیقت را بازگو کنیم و با یک جبهه واحد، در برابر سیل اخبار جعلی و جهتدار و طوفانهای دروغ جبهه نیرنگ و خدعه و تزویر بایستیم.
شما چه نظری دارید؟