سعید شمس
یکی از اهدافی که آمریکا از رشته تجاوزهای نظامی به ایران دنبال کرده و میکند، آسیب جدی به زیرساختهای اقتصادی کشور است.در این راستا، یکی از نخستین مراکز اقتصادی که مورد حمله واقع شد، کارخانههای
بزرگ فولادسازی کشور و سپس مجتمعهای پتروشیمی بود تا درجریان تولید بسیاری از کالاها و همچنین ارزآوری کشور اخلال ایجادشود.
دکتر،بهمن آرمان، اقتصاددان شناختهشده کشور که در جریان تاسیس و راه اندازی شرکت فولاد مبارکه یکی از مدیران این پروژه عظیم بود ،در گفت وگویی که پیش رو دارید، ضمن اشاره به تاریخچه راه اندازی دو شرکت فولاد مبارکه و فولاد خوزستان و مروری بر اهمیت صنعت پتروشیمی که عمدهترین بخش درآمد ارزی غیرنفتی کشور را تامین میکند، از ضرورت و الزامات بازسازی سریع این دوصنعت سخن میگوید.
به گفته وی، بازسازی این دوصنعت باید همراه با نوسازی فناوری باشدتا آنها برای دهههای آینده همچنان درخدمات اقتصاد کشور باشند.
***
بهنظر جنابعالی، آسیب به دو شرکت بزرگ فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان و همچنین برخی واحدهای پتروشیمی با چه هدفی در دستور کار
آمریکایی ها قرار گرفت؟
- درباره اینکه چرا آمریکا برخلاف آنچه اهدافش از تجاوز نظامی به ایران را تنها مراکز نظامی عنوان میکرد، اهداف غیرنظامی به ویژه صنایعی که ایران در آنها مزایای مطلق دارد را هدف قرار داد، باید گفت پتروشیمی عمدهترین بخش درآمد ارزی غیرنفتی کشور را که حدود ۲۵ میلیارد برآورد میشود، تامین میکند. ایران از منابع غنی و گسترده گاز طبیعی و معادن بزرگ سنگ آهن برخوردار است؛ با این توضیح که ایران، غیر از آمریکا و روسیه تنها کشوری است که هر دو عنصر مواد اولیه تولید فولاد و پتروشیمی یعنی هم معادن سنگ آهن و هم گاز طبیعی را در اختیار دارد. به همین دلیل فولاد و پتروشیمی از جمله کالاهایی هستند که ایران نه تنها در تولید آنها دارای مزایای نسبی است، بلکه مزایای مطلق را هم در اختیارخود می بیند. اما متاسفانه آمریکاییها در رشته تجاوزهای نظامی اخیر به شدت تلاش کردند تا این ۲ صنعت مهم ایران را از کار بیاندازند تااقتصاد کشور را مختل و از درآمد ارزی بکاهند.
شما از مدیران دوره ساخت فولاد مبارکه اصفهان بودید. درباره اهمیت آن در صنعت و اقتصاد کشور توضیح دهید.
- فولاد خوزستان را شرکت آمریکایی پول منگ سویندل و فولاد مبارکه اصفهان را شرکت ایتالیایی ایتال اینپیانتی راه اندازی کردند. همچنین شرکت آمریکایی میدرکس، تکنولوژی تولید فولاد از طریق گاز طبیعی را با ظرفیت ۶۰۰ هزار تن در سال راه اندازی کرد که اخیرا یک واحد سه و نیم میلیون تن در سال که مصرف گاز آن کمتر و عیار تولید فولاد آن بالاتر است، را به جهان عرضه کرده که این پروژه در هیچ کشوری پیاده نشده است. اگر به گذشته برگردیم، می بینیم در زمان پهلوی اول تصمیم بر این شد کارخانه فولاد به عنوان سرچشمه تولید و توسعه صنعتی کشور، در کرج ساخته شود. اما ماشین آلات این کارخانه که از آلمان وبه وسیله کشتی به سوی ایران حمل میشدند، بدون اینکه ارتباطی با سلاحهای نظامی داشته باشند، مصادره شدند. به این علت که در حکومت گذشته هم غرب چندان تمایلی به ایجاد صنایع فولاد در ایران نداشت. بنابراین پس از اینکه شوروی تصمیم گرفت به طور همزمان حضور اقتصادی و متعاقبا سیاسی خود را در جهان توسعه بدهد، به راهاندازی کارخانه ذوب آهن در اصفهان، ترکیه و هندوستان اقدام کرد. در ایران هم به این دلیل که پول و ارز کافی در خزانه نبود، قرار بر این شد که منابع مورد نیازبرای ساخت این کارخانه از طریق منابع گاز طبیعی که در منطقه بیدبلند در ۱۳۰ کیلومتری شرق اهواز تامین شود. همزمان، آمریکایی هافناوری تولید فولاد از گاز طبیعی را به دست آورند و در این شرایط شرکت پول منگ سویندل آمریکایی قراردادی با دولت وقت ایران امضا کرد تا مجتمع فولادی در خوزستان احداث کند. ۳ سال بعد هم ایران قراردادی با ایتالیاییها برای ساخت مجتمع فولاد بندرعباس منعقد کرد.
پس، با توجه به اهمیت صنعت فولاد، طبیعی است که این دو شرکت بزرگ که
می توانند در کارآمدی اقتصادایران تاثیرگذار باشند، مورد هدف قرار بگیرند.
- بله، ۱۰۰ درصد. در واقع شرح این مقدمه نشان میدهد، چرا آمریکاییها برای فلج کردن اقتصاد ایران در جنگ، فولاد خوزستان و فولاد مبارکه را که ۶۰ درصد از فولاد خام و ۹۵ درصد از
ورقهای فولادی ایران را تولید میکردند، هدف قرار دادند. اما متاسفانه عدهای که اطلاع کافی از شرایط ندارند، بر اساس توهم اینطور میگویند که لازم نیست فولاد مبارکه بازسازی شود و بهتر است، این واحد در مکان دیگری احداث شود.
باید گفت، این نوع اظهارنظر جز مهملاتِ نشات گرفتهِ جریانات ضد توسعه نیست. در واقع جریان ضد توسعه در ایران تحرک زیادی دارد و متاسفانه حرف و نظر خودش را به تصمیمگیران میقبولاند. چه بسا رانتخوارها، دلالها و کسانی که از واردات فولاد و صنایع جانبی بهرهمند میشوند، این رویکرد را پیگیری میکنند تا به منافع خود برسند. آن هم در شرایطی که اگر در دورافتادهترین روستاها هم گاز روشن میشود، متعاقبا در همه خانهها ماشین لباسشویی و یخچال و خودرو و دیگر مصنوعات فولادی وجود دارد و همه اینها بهدلیل فعالیت فولاد مبارکه اصفهان است.
البته این حد تاثیرگذاری، اهمیت صنعت فولاد را به عنوان یکی از پایههای اقتدار کشور هم مطرح میکند.
- دقیقا همینطور است. در واقع فعالیت فولاد مبارکه به طور کاملا محسوسی از نقطه نظر سیاسی هم اهمیت دارد. به این معنی که قدرت های بزرگ هم به بحث تولید فولاد ورود میکنند. مثلا روسیه هیچ تمایلی ندارد همسایهاش کشوری صنعتی و توسعه یافته باشد. همچنین چینیها چون فرصت دیگری در خاورمیانه برای توسعه اقتصادی پیدا نمیکنند، با توسعه صنعتی ایران به شدت مخالفند. دقیقا به همین دلیل با وجود قرارداد ۲۵ سالهای که بین تهران و پکن منعقد شده، آنها هیچ پروژه بزرگی را در ایران اجرا نکرده و سرمایههایشان را به بازار جنوب خلیج فارس و کشورهای آمریکایی تزریق کردهاند. لازم به ذکر است که فولاد مبارکه دارای زنجیرهای کامل است که همتایی نمیتوان برای آن متصور شد. این کارخانه از سنگ آهن تا ورق حلبی را در یک جا میسازد که نشان از تاثیرگذاریاش در مناسبات اقتصادی دارد.
در چه شرایطی میتوانیم دوباره شاهد فعالیت جدی این دو شرکت بزرگ و موثر باشیم؟
- اطلاعات موجود نشان میدهد ممکن است در سال آینده با راه اندازی یکی از کورهها بتوانیم یک میلیون تن در فولاد خوزستان تولید داشته باشیم. البته عملیشدن یا نشدن این کار سئوالی بیجواب است. ضمن اینکه فولاد خوزستان با افزودن کوره هفتم و بهینهسازی تکنولوژی شرکت که مربوط به دهه پنجاه میلادی است، میتواند توانایی تولید فولاد به مقدار ۸ یا ۹ میلیون تن را در سال داشته باشد. با این توضیح که به دلیل نزدیکی این شرکت به بندر امام هزینه انتقال محصول تولیدی آن برای بارگیری تنها به۲ونیم دلار میرسد. در حالی که این رقم برای فولاد مبارکه حدود ۲۰ دلار است. با اینحال هررویدادی هم جنبه منفی و هم جنبه مثبت دارد. در واقع جنبه مثبت این بمبارانها و تجاوز نظامی آمریکا چیزی جز این نیست که از این به بعد قادر خواهیم بود، تکنولوژی خودمان را بهروز کنیم. چرا که الان تکنولوژی تولید فولاد با دهه پنجاه میلادی تفاوت زیادی دارد. البته فولاد مبارکه برعکس فولاد خوزستان خودش را تجهیز کرده و برای تولید
۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تن تولید آمادگی کامل دارد.
آیا خسارت وارده به گونهای هست که قابل جبران باشد؟
- فولاد و مواد پتروشیمی در مناسبات اقتصادی و البته چرخه تولید کشور بسیار مهم هستند. دقیقا به همین دلیل، بعد از حمله آمریکا به فولاد مبارکه و فولاد خوزستان وبرخی مجتمعهای پتروشیمی دچار کمبود کود شیمیایی شدهایم که بهطور مستقیم ازطریق گاز طبیعی تولید میشود. آن هم در شرایطی که ایران دومین تولیدکننده کود شیمیایی در جهان پس از روسیه است. یعنی روسها در سال ۱۱ میلیون تن و ما ۷ میلیون تن کود شیمیایی تولید میکنیم. بنابراین اگر یکی- دو واحد تولیدی دیگر راه اندازی کنیم، در تولید کود اولین کشور دنیا خواهیم شد. ضمن اینکه باید اشاره کرد، ذخایر گاز ایران با وجود اینکه پس از انقلاب اکتشافات جدیدی نداشتهایم، احتمالا بیشتر از روسیه خواهد شد.
آیا برنامهریزی در سالهای اخیر طوری بوده است که بتوانیم با رفع کاستی ها دوباره در صنعت فولاد پررنگ ظاهر شویم؟
- در نیم قرنی که از استقرار نظام جمهوری اسلامی مستقر میگذرد، ظرفیت وامکان ساخت تجهیزات پتروشیمی را به دست آورده ایم. بنابراین درحالی که یک کارخانه پتروشیمی حدود ۵۰۰ میلیون دلار هزینه برای راه اندازی نیاز دارد، باید فقط ۵۰ درصد از کل هزینه را به دلار بپردازیم. فولاد خوزستان هم که ۶ کوره در اختیار خود می بیند، در سال توان تولید ۶ میلیون تن فولاد را دارد. در حالی که این شرکت به مشکل ضعف مدیریت که ریشه در آشفتگی مدیریتی در کل استان خوزستان دارد و همچنین اهداف سیاسی که آشکارا مانع توسعه میشوند، مبتلا است. لذا میزان تولید فولاد آن در سال به زحمت به ۳ و نیم میلیون تن میرسد. درباره بخش ریالی فعالیت در حوزه پتروشیمی هم باید گفت، خوشبختانه در این مورد
تجربه های خیلی مفیدی داریم که البته از آنها استفاده عملی وموثر نمیکنیم. توجه داشته باشیم که در جهان حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد منابع مالی مورد نیاز سرمایهگذاری جدید از طریق بازار سرمایه تامین میشود. اما در کشور ما این نسبت در زمانی که من معاون بورس بودم، رقم ناچیز ۲ و نیم درصد بود و امروز به ۵ درصد رسیده است. این آمار با کشورهایی مثل ترکیه و سایر کشورهای تازه صنعتی شده مثل مالزی و تایوان فاصله زیادی دارد.
این چنین است که باید در جریان بازساری صنایع فولاد و پتروشیمی آسیب دیده از تجاوز نظامی آمریکا اولا از فناوری جدید استفاده کنیم و ثانیا به جای تکیه بر بودجه دولت از ظرفیت بازار سرمایه به طور موثر کمک بگیریم و این دو صنعت را به گونهای حساب شده بازسازی و نوسازی کنیم که چند دهه آینده بتوانند به کشور خدماترسانی کنند. فولاد و پتروشیمی جزو صنایع مادر هستند و در شرایط کنونی هیچ اولویتی بالاتر از بازسازی حساب شده این دو صنعت در اقتصاد وصنعت کشور وجود ندارد چرا که این دو صنعت پایههای سترگ استقلال اقتصادی کشور محسوب میشوند و آسیبهای وارده به آن باید در کوتاهترین زمان ممکن ترمیم شود.
شما چه نظری دارید؟