استاد محمدحسن ابریشمی
کشاورز جنگی شود بی هنر
۲۵۲۴ که ایران چو باغی است خرم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
پر از نرگس و سیب و نار و بهی
چو پالیز گردد ز مردم تهی
سپرغم یکایک ز بن بر کنند
همه شاخ نار و بهی بشکنند
سپاه و سلیح است دیوار اوی
به برجش همه نیز ها خار اوی
اگر بفکنی خیره دیوار باغ
چه باغ و چه دشت و چه دریا چه راغ
نگر تا تو دیوار او نفکنی
دل و پشت ایرانیان نشکنی
۲۵۳۵هر آن کس که دارد ز گیتی امید
چو جوینده خرماست از شاخ بید
۲۵۴۱که «شیروی» را ز هر دادند نیز
جهان را ز شاهان پر آمد قفیز ]پیمانه[
۲۵۵۷چو بخت عرب بر عجم چیره شد
همی بخت ساسانیان تیره شد
پُر آمد شهان جهان را قفیز
نهان شد زَر و گَشت پیدا پشیز
۲۵۶۲کشاورز جنگی شود بی هنر
نژاد و بزرگی نیاید به بر
۶۵۶۶ز کافور و از مشک و ماء معین
درخت بهشت و می و انگبین...
بکاری که پاداش یا بی بهشت
نباید به باغ بلا خارکشت
۲۵۷۱کجا پیشکار شبانان ماست
برآوردة دشتبانان ماست
۲۵۷۵... چنان دید کز تازیان صد هزار
هیونان ]شتران[ مستوکسسته مهار۲۸
گذر یافتند به «اروندرود»
نماندی بدین بوم و بر تار و پود
به ایران و بابِل ز کشت و درود
به چرخ زحل بر شدی تیره دود
هم آتش به مُردی به آتشکده
شدی تیره نوروز و جشن سده
پینوشتها:
۲۸. حکیم طوس، مطالبی در باب اختلافات بهرام چوبینه و خسرو پرویز، و در نتیجه سست شدن پایههای پادشاهی سامانیان و در پی آن توطئههایی که موجب افول قدرت و اعتبار شاهان بعدی شده نقل کرده است؛ تا پادشاهی به یزد گرد رسیده، و سپاه ایران مغلوب اعراب شده است. یزدگرد سرگردان عزم خراسان میکند.
شما چه نظری دارید؟