مسعود کاظمیان
در سالهای اخیر، تحولات ژئوپلیتیکی در غرب آسیا بهگونهای فزاینده با مفهوم کریدورها و مسیرهای جدید ترانزیتی گره خورده است؛ مفهومی که دیگر صرفاً به زیرساختهای حملونقل محدود نمیشود، بلکه به یکی از مؤلفههای تعیینکننده در شکلدهی به قدرت اقتصادی، همگرایی سیاسی و بازتعریف نقش کشورها در نظم منطقهای تبدیل شده است. در این میان، دو بازیگر مهم یعنی عربستان سعودی و ترکیه از طریق پروژههای ریلی و لجستیکی، در حال بازتعریف موقعیت ژئوپلیتیکی خود هستند؛ یکی از مسیر نوسازی ساختار لجستیکی در چارچوب سند چشمانداز۲۰۳۰ و دیگری از رهگذر احیای مسیرهای تاریخی همچون راهآهن حجاز و اتصال آن به پروژههای جدید منطقهای.
احیای راهآهن تاریخی حجاز
راهآهن حجاز در روایت تاریخی خود، تنها یک پروژه حملونقلی نبود، بلکه طرحی برای اتصال سرزمینهای امپراتوری عثمانی از دمشق تا مدینه و تسهیل سفر حج به شمار میرفت. این مسیر که در اوایل قرن بیستم به بهرهبرداری رسید، بهعنوان یک زیرساخت راهبردی برای تقویت پیوندهای جغرافیایی و مذهبی طراحی شده بود. در تحلیلهای جدید کارشناسان اندیشکده های معتبر جهان، احیای این مسیر بار دیگر بهعنوان یک پروژه صرفاً نوستالژیک مطرح نیست، بلکه بهعنوان بخشی از یک تغییر بزرگتر در الگوی اتصال منطقهای مورد توجه قرار گرفته است. در این چارچوب، توافقهای اخیر میان ترکیه و عربستان سعودی و همچنین سازوکارهای سهجانبه میان ترکیه، سوریه و اردن نشاندهنده تلاش برای بازتعریف مسیرهای شمال ـ جنوب در منطقه است. این پروژه نه کارکرد حملونقلی دارد، بلکه از منظر تحلیلگران، واجد پیامدهای ژئوپلیتیکی و حتی روانشناختی در سطح جهان اسلام تلقی میشود؛ زیرا احیای یک پروژه تاریخی را در بستر نیازهای جدید اقتصادی و سیاسی پیوند میدهد. از منظر کارکردی، راهآهن حجاز در نسخه احیاشده خود میتواند اتصال میان آناتولی، شامات و شبهجزیره عربستان را دوباره فعال و از این طریق، مسیرهای جدیدی برای جابجایی کالا و مسافر ایجادکند. اهمیت این موضوع در آن است که چنین مسیری میتواند مکمل یا حتی جایگزین برخی مسیرهای سنتی تجارت دریایی در منطقه شود؛ امری که در شرایط بیثباتیهای ژئوپلیتیکی اخیر، اهمیت مضاعف یافته است.
عربستان سعودی و شبکه ریلی SAR
در سوی دیگر این معادله، عربستان با تکیه بر شرکت راهآهن سعودی (SAR) و در چارچوب برنامه سند چشم انداز۲۰۳۰، در حال توسعه یک شبکه ریلی چندلایه است که هدف آن تبدیل این کشور به یک هاب لجستیکی منطقهای است.سار نه تنها مسئول مدیریت خطوط مسافری، بلکه متولی اصلی زیرساختهای باری، اتصال بنادر به مناطق صنعتی و توسعه شبکههای حملونقل ترکیبی در سراسر این کشور است. شبکه ریلی عربستان شامل خطوط مهمی است که هر یک کارکرد متفاوتی دارند.
خط شمالی بیشترین نقش را در حمل بارهای معدنی و صنعتی ایفا میکند، در حالی که خط شرقی بهعنوان محور اتصال بندر دمام و مناطق صنعتی به ریاض، نقش کلیدی در جابجایی کانتینری دارد. این ساختار نشان میدهد که راهآهن در عربستان صرفاً یک ابزار حملونقل نیست، بلکه بخشی از معماری اقتصادی کشور برای تنوعبخشی به اقتصاد و کاهش وابستگی به نفت محسوب میشود. بررسیهای تخصصی حاکی از آن است که عربستان در تلاش است مفهوم «بندر» را از یک نقطه پایان یا آغاز تجارت دریایی، به بخشی از یک زنجیره پیوسته حملونقل تبدیل کند؛ زنجیرهای که در آن بنادر، خطوط ریلی، مراکز لجستیکی، پایانههای کانتینری و گذرگاههای مرزی در قالب یک شبکه واحد عمل میکنند. چنین نگرشی با اهداف اعلامشده سند چشم انداز۲۰۳۰ همخوانی دارد، زیرا ارزش اقتصادی یک کشورفقط به موقعیت جغرافیایی آن وابسته نیست، بلکه به توانایی آن در تبدیل این موقعیت به مزیت عملیاتی و پایدار در تجارت منطقهای و بینالمللی بستگی دارد. از این منظر، شبکه «سار»را باید بیش از آنکه مجموعهای از خطوط آهن دانست، بخشی از معماری جدید اقتصاد لجستیک عربستان ارزیابی کرد. در همین چارچوب، گزارشهای مربوط به توسعه کریدور جدید ریلی که بنادر خلیج فارس عربستان را به مرز اردن متصل میکند، نشان میدهد که این کشور در حال ایجاد مسیرهای زمینی جایگزین برای تجارت منطقهای است. این مسیر میتواند بهطور بالقوه به بندر عقبه در دریای سرخ و سایر بازارهای منطقهای متصل شود و یک مسیر دوطرفه برای صادرات و واردات ایجاد کند. این، بخشی از تلاش عربستان برای کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی پرریسک و افزایش تابآوری زنجیره تأمین است.
نقش ترکیه در کریدورهای ترانزیتی
در سوی دیگر معادله، ترکیه نیز بهعنوان یک بازیگر محوری در اتصال اروپا، آسیا و خاورمیانه، نقش مهمی در بازتعریف مسیرهای ترانزیتی ایفا میکند. به گزارش نشریه «دیلی صباح»، ترکیه با بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی خود در تلاش است به یک هاب مکمل در تجارت فراآتلانتیک تبدیل شود؛ هابی که بتواند در کنار مسیرهای اصلی، نقش مسیر جایگزین یا پشتیبان را ایفا کند. ترکیه در این چارچوب، بر توسعه زیرساختهای بندری و ریلی خود و همچنین اتصال به کریدورهای منطقهای تمرکز دارد. تحلیل کارشناسان حاکی از آن است که این کشور به دنبال تقویت نقش خود در زنجیرههای تأمین جهانی است؛ بهویژه در شرایطی که اختلالات ناشی از بحرانهای ژئوپلیتیکی اخیر، اهمیت مسیرهای جایگزین را افزایش داده است. احیای راهآهن حجاز برای ترکیه فقط یک پروژه تاریخی نیست، بلکه بخشی از یک شبکه گستردهتر اتصال است که میتواند از آناتولی تا خلیج فارس و دریای سرخ امتداد یابد. این پروژه در صورت تحقق، میتواند به عنوان یک ستون مهم در معماری جدید حملونقل منطقهای عمل کند.
تلاقی کریدورها؛ رقابت یا همگرایی؟
کانون مرکزی این تحلیل، نه صرفاً وجود پروژههای مستقل در عربستان و ترکیه، بلکه نسبت میان این پروژههاست. آیا این کریدورها در حال رقابت با یکدیگر هستند یا در مسیر همگرایی تدریجی قرار دارند؟ واقعیت آن است که رقابت کریدورها در غرب آسیا را نمیتوان صرفاً رقابتی میان خطوط ریلی یا مسیرهای ترانزیتی دانست. آنچه در حال شکلگیری است، رقابت میان الگوهای متفاوت سازماندهی جغرافیای اقتصادی منطقه
است.
در این میان، عربستان سعودی با سرمایهگذاری گسترده بر شبکه ریلی«سار»، اتصال بنادر شرقی، مراکز صنعتی و گذرگاههای زمینی را در چارچوب یک نظام لجستیکی یکپارچه دنبال میکند؛ در حالی که ترکیه میکوشد با پیوند دادن راهآهن حجاز به سایر پروژههای اتصال منطقهای، جایگاه تاریخی خود را بهعنوان حلقه اتصال میان اروپا، آناتولی و جهان عرب بازتعریف کند. این دو رویکرد، اگرچه در ظاهر ممکن است واجد جنبههایی از رقابت باشند، اما در عمل میتوانند به شبکهای مکمل نیز تبدیل شوند؛ شبکهای که ظرفیت آن را دارد تا وابستگی منطقه به تعداد محدودی مسیر دریایی را کاهش دهد و گزینههای متنوعتری برای تجارت و حملونقل فراهم آورد.
شکلگیری نظم لجستیکی نوین
آنچه از پروژه احیای راهآهن حجاز، توسعه شبکه ریلی عربستان و ابتکارهای ترانزیتی ترکیه برمیآید، صرفاً ساخت چند مسیر جدید حملونقل نیست، بلکه نشانهای از دگرگونی تدریجی در هندسه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی غرب آسیاست. در این الگوی نوظهور، زیرساختهای ریلی و کریدورهای زمینی به همان اندازه که کارکرد اقتصادی دارند، به ابزارهایی برای افزایش تابآوری، تنوعبخشی به مسیرهای تجارت و ارتقای جایگاه راهبردی دولتها نیز تبدیل شدهاند. از سوی دیگر، عربستان سعودی و ترکیه هر یک با تکیه بر مزیتهای متفاوت خود در حال بازتعریف نقش خویش در این نظم در حال ظهور هستند.
عربستان از رهگذر سرمایهگذاری گسترده در شبکههای لجستیکی و ریلی، به دنبال تثبیت جایگاه خود بهعنوان مرکز اتصال خلیج فارس، دریای سرخ و بازارهای پیرامونی است و ترکیه نیز با اتکا به موقعیت جغرافیایی و تلاش برای احیای راهآهن حجاز و توسعه سایر کریدورهای منطقهای می کوشد نقش تاریخی خود را بهعنوان پل ارتباطی میان اروپا، آناتولی و جهان عرب زنده کند .از این رو، راهآهن حجاز، دیگر فقط یادآور یک میراث تاریخی نیست، بلکه نمادی از گذار تدریجی منطقه به سوی نظمی است که در آن «اتصال» به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی و همکاریهای منطقهای تبدیل میشود؛ نظمی که اگرچه در آغاز راه قرار دارد، اما نشانههای آن بهروشنی در پروژههای مشترک عربستان و ترکیه قابل مشاهده است.
شما چه نظری دارید؟