به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، آیا احساس میکنید کتاب خواندن از گذشته سختتر شده است؟ چقدر از زمانی که یک روزنامه آخر هفته را در دست گرفته و آن را از ابتدا تا انتها خوانده بودید، میگذرد؟ آیا احساس میکنید قبلاً یک عادت کتابخوانیِ حیاتی داشتهاید، از رمانهای سرگرمکننده و عامهپسند گرفته تا کتابهای غیرداستانیِ جدی، کلاسیک و معاصر، با ژانرها و نویسندگان گوناگون، اما به طریقی این عادت از بین رفته است؟ این حس شبیه تصمیمی نیست که خودتان گرفته باشید، بلکه خودبهخود رخ داده است.
من هم چنین احساسی دارم؛ دستکم بیشتر از آنچه برایم خوشایند باشد. من رماننویس هستم و برنامههایی دربارهی تفکر در بیبیسی اجرا میکنم، با این حال حتی خودم هم میبینم که کمتر از گذشته مطالعه میکنم. کتاب خواندن در مقایسه با قبل، بیشتر مایه زحمت به نظر میرسد و کمتر به عنوان یک عادت مستمر و پایدار باقی مانده است. از این حس متنفرم. من همچنان عادتِ تهیهی کتاب، خریدن آنها، امانت گرفتن از کتابخانهها و دریافت کتابهای اهدایی را حفظ کردهام. و البته هنوز هم مطالعه میکنم. در مقایسه با خیلیها، احتمالاً حجم زیادی کتاب میخوانم، اما میدانم که این میزان به اندازهی مطالعهی قبلیام نیست. و میدانم که وقتم کجا رفته است.
گوشیهای لعنتی
چند روز پیش با دوستی نشسته بودم که پزشک و متخصص بهداشت عمومی است؛ یعنی متخصص مداخلههای در مقیاس بزرگی که میتواند سلامت میلیونها نفر را کمی بهبود ببخشد. در آن لحظه گفتم: «فکر نمیکنم تصادفی باشد که گوشیهای هوشمند تقریباً هماندازه و همشکل پاکت سیگار هستند.» دربارهی این صحبت کردیم که بحران سلامت عمومی واقعاً عظیمی که از تنباکو ایجاد شد، ناشی از ظهور سیگارهای ارزانقیمت انبوه بود؛ سیگارهایی که میتوانستید آنها را بیوقفه و بدون نیاز به تشریفات خالی کردن، تمیز کردن و دوباره پر کردن پیپ بکشید و قیمتشان هم به اندازه سیگار برگ گران نبود. دربارهی این صحبت کردیم که وقتی مردم در جریان جنگ جهانی اول شروع به کشیدن آن سیگارهای ارزانقیمت انبوه کردند، نمیدانستند چقدر مرگبار خواهند بود. صحبت کردیم که این موضوع تقصیر ما نیست.
دوستم گفت او نیز دلتنگ عادت کتابخوانیِ منظم خود شده است. من او را به عنوان یک کتابخوان مشتاق میشناسم، اما داریم یکدیگر را بر اساس شرایط چند سال پیش به یاد میآوریم. مردان در سنگرهای جنگ جهانی اول برای آرام کردن اعصابشان سیگار میکشیدند. در دوران همهگیری کرونا، زمانی که نمیتوانستیم حضوری با یکدیگر صحبت کنیم یا یکدیگر را در آغوش بگیریم، همه به گوشیهای هوشمندمان چسبیدیم. این تقصیر ما نیست، اما حالا باید آن را درست کنیم. دوستم گفت آرزو میداشت کسی یک برنامهی تمرینی به سبک «آمادگی برای دویدن ۵ کیلومتر» برای کتابخوانی راه میانداخت. و پس از آن، دیگر نتوانستم از فکر کردن به این موضوع دست بردارم.
مشکلات کتاب نخواندنِ مردم به خوبی مستند شده است. ظاهراً دانشجویان در حالی وارد دانشگاه میشوند که توانایی خواندن یک کتاب کامل را ندارند. گزارشی در سال ۲۰۲۴ توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) نشان داد که سطح سواد در بیشتر کشورهای توسعهیافته کاهش یافته یا درجا زده است. جیمز ماریوت در کتاب در دست انتشار خود به نام «عصر تاریکی جدید»، مشکلاتی فزاینده را برای جامعه ردیابی میکند که از کمبود سواد ناشی میشوند. ماریوت استدلال میکند که وقتی مطالعه نمیکنیم، به طور فزایندهای در پیگیری استدلالهای پیچیده و یافتن ایرادهای آنها ناتوان میشویم. ما تمایل داریم بیشتر تحت تأثیر چهرههای کاریکاتوری با شعارهای سادهای قرار بگیریم که میتوانیم آنها را تکرار کنیم. ما شایعات را باور میکنیم و به جای تفکر دربارهی پشتوانههای فکریِ سیاست یا تجارت، با آنها به طور جدی برخورد میکنیم.
نقش دولتها
این یک بحران سلامت عمومی در حوزهی سلامت فکری است و به نظر میرسد بیشتر دولتها تمایلی به انجام کاری در قبال آن ندارند. مشکل همان گوشیهای لعنتی هستند، اما سر و کله زدن با گوشیها به معنای در افتادن با شرکتهای فناوری آمریکایی فوقالعاده ثروتمندی است که توسط دونالد ترامپ حمایت میشوند. اجبار شرکتهای فناوری به ارائهی راههایی برای استفاده از خدمات مفید گوشیها در حالی که تمام ویژگیهای زیانبارشان خاموش باشد، کار سادهای است؛ اما انجام آن نیازمند ارادهی سیاسی است.
در حالی که منتظریم، اگر قرار نیست کسی این کار را برای ما انجام دهد، فعلاً باید هر آنچه از دستمان برمیآید برای خودمان انجام دهیم.
بنابراین به برنامهی آمادگی برای دویدن ۵ کیلومتر برای کتابخوانی فکر کردم و اینکه چطور میتوان آن را اجرا کرد. من چند سال پیش روی طراحیِ برنامهی دویدنِ اپلیکیشنِ بازیِ زامبیها به نام «زامبیها، بدوید!» کار کرده بودم، بنابراین نظریهی آن را میدانم. وقتی این ایده را در خبرنامهی ساباستک خود به نام «هرچه کارآمد است» مطرح کردم، خوانندگان (بسیار شبیه به یک زامبی) با اشتیاق از آن استقبال کردند. این موضوع ناگهان بسیار فوری به نظر رسید. دیگر وقتی برای صبر کردن باقی نمانده است.
ما زمانی در دنیایی زندگی میکردیم که تنها راه کسب اطلاعات، سرگرم شدن، یا صرفاً گذراندن وقت در زمان انتظار، در صف ایستادن، یا در اتوبوس، کتاب خواندن بود. خب، ما همچنین زمانی در دنیایی زندگی میکردیم که تنها راه رفتن به جاهای مختلف، پیادهروی بود. سپس فناوریهایی را ابداع کردیم که از برخی جهات بسیار مفید هستند، اما مجبور شدیم برنامههای ورزشی را اتخاذ کنیم تا به ما کمک کنند حرکت کافی در زندگیمان داشته باشیم. وضعیت ما در مورد کتابخوانی اکنون دقیقاً به همین صورت است.
بپذیرید و با آن کنار بیایید
بنابراین من برنامهای طراحی کردهام. یک برنامهی هشتهفتهای با سه مسیر مجزا. این برنامه بیشتر برای افرادی مثل خودم است که به یاد میآورند روزی یک عادت کتابخوانیِ حیاتی داشتهاند، اما احساس میکنند به طریقی رنگ باخته است. طی هشت هفته، خود را دوباره تمرین میدهیم تا روزی نیم ساعت مطالعه کنیم، و دو یا سه جلسهی طولانیتر در طول هفته داشته باشیم. همچنین مسیرهایی برای افرادی در نظر گرفته شده که وقت بسیار محدودی دارند و فقط میخواهند روزی ۲۰ دقیقه مطالعه کنند، و نیز کسانی که حس میکنند در اصل هنوز هم کتاب میخوانند، اما میدانند که از مطالب چالشبرانگیزتری که میخواهند به سراغشان بروند، شانه خالی میکنند.
پاسخها فوقالعاده بوده است. پس از هفتهی اولِ برنامه، مردم از همین حالا میگویند که روال صبحگاهیشان روانتر شده است؛ چرا که دیگر به خاطر اسکرول کردنِ گوشی در نخستین لحظات بیدار شدن، دچار مه مغزی نیستند؛ مطالعه در زمانهای استرسزا باعث میشود احساس آرامش بیشتری کنند و برخلاف اسکرول کردن، اضطرابشان بیشتر نشود؛ و میتوانند یک فیلم طولانی را بدون وسوسه شدن برای نگاه کردن به گوشی تماشا کنند. آنها پس از تنها دو یا سه روز کار کردن روی این برنامه در کنار یکدیگر، لذت سادهی مجذوب شدن توسط یک کتاب عالی را دوباره کشف کردهاند. طرفداران، ابزارهای دیجیتال و قابل پرینتی در خانه ساختهاند تا به واسطهی آنها انگیزهی خود را حفظ کنند. معلمان از همین حالا از من میپرسند چطور میتوان این ایده را وارد مدارس کرد.
بسیار هیجانانگیز است که میبینیم درست کردن این مشکل چقدر ساده است. این برنامه هماکنون در حال اجراست و اگر این متن را میخوانید، برای پیوستن به آن دیر نشده است. فقط از ابتدا شروع کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که گوشی خود را کنار بگذارید، کتابی بردارید و به مدت ۱۰ دقیقه مطالعه کنید. این روز اول است.
لذتهای فراوانی در کتابها نهفته است و همگی همچنان آنجا منتظر ما هستند. تنها کاری که باید انجام دهیم این است که کتابخوانی را زمانی دوباره، از چنگ میلیاردرهای فناوری پس بگیریم.
برای آشنایی با جزئیات بیشتر این برنامه به naomialderman.substack.com مراجعه کنید.