محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه ، در یادداشتی با عنوان «پرواز سیمرغ ایرانی» در مجله «اندیشکده پایاب» با تأکید بر اینکه امضای یادداشت تفاهم میان روسایجمهوری ایران و آمریکا فرصتی تاریخی و زماندار برای دیپلماسی فراهم کرده است، خواستار بهرهبرداری از این فرصت شد.
به گزارش ایرنا، وی دراین مقاله با طرح راهبرد «توازن فراگیر» مبتنی بر تقویت روابط با همسایگان، چین، روسیه و اروپا، بر ضرورت گذاراز «نگاه تهدیدمدار» به «نگاه فرصتمدار» در سیاست داخلی و خارجی کشور تأکید کرد.
ظریف با اشاره به این که در جهان «پساقطبی» کنونی، آمریکا در حال افول است و هیچ قدرتی توان ایفای نقش هژمون جهانی یا منطقهای را ندارد؛ شکست آمریکا در دو رویارویی اخیر با ایران راگواه این روند دانست و با این حال نوشت: برخلاف انتظار، روسیه و چین در این دو جنگ نه همپیمان ایران شدند و نه همکاری معناداری کردند. قطعنامه ۲۸۱۷ شورای امنیت علیه ایران، با وجود بیاعتبار ساختن سازمان ملل، نشان داد حتی ۱۳۶ کشور از جنوب جهانی نیز از همزبانی با متجاوزان ابایی نداشتند؛ نتیجه اینکه در شرایط فعلی حتی دوستان ایران در جنوب جهانی از حمایت آشکار از ایران در برابر آمریکا و غرب گریزانند. وی سه فرصت کلیدی برآمده از یادداشت تفاهم ایران وآمریکارا اراده و توان ایستادگی مردم و نظام ، عدم همسانی اهداف بازیگران منطقهای و حتی آمریکا و اسرائیل و اهرم تنگه هرمز قابل شناسایی خواند وافزود:
ایران در جنگ اخیر نشان داد توان و اراده عملیکردن تهدید چندیندههای خود درباره تنگه هرمز را دارد؛ اصل این است که «تنگه هرمز یا برای همه است یا برای هیچکس».
وزیراسبق امورخارجه درعین حال تاکید کرد :هیچیک از این سه اهرم دائمی نیستند: بسته ماندن طولانیمدت هرمز یا سوءاستفاده کوتاهمدت از آن، اجماع جهانی (حتی همراه با چین) علیه ایران خواهد ساخت؛ ادامه تنشهای مدیریتنشده نیز به رژیم اسرائیل و لابی آن فرصت میدهد تا اختلاف بنیادین اهداف خود با آمریکا را کمرنگ کنند.
وی سپس نهادینهسازی روایت دستاوردها رابه عنوان یک راهبرد مورد تاکید قرارداد و به مسئولان توجه داد که باید فوراً یک «روایت میهنی» از دستاوردها آفریده شود تا از دوقطبیشدن جامعه پس از یادداشت تفاهم جلوگیری به عمل آید.
ظریف نوشت : این روایت باید بر مبنای «جهش به پیش از موضع خودباوری» باشد، نه بازگشت به گذشته یا عقبنشینی. دغدغه امنیت سرزمینی ایران ۲۲۰ ساله است (از قاجار تا امروز)؛ برای نخستینبار از دوران فتحعلیشاه (۱۸۰۴ میلادی)، ایران توانست به رغم پشتیبانی قدرتهای بزرگ از متجاوز، در جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان از خاک خود دفاع کند و مانع دستیابی متجاوزان به اهدافشان شود. این «درماندگی اسرائیل» و شکست دو قدرت اتمی است و نباید اجازه داد این دستاورد به روایت «ذلت» یا «پشیمانی» تقلیل یابد.
ظریف، پایان تهدیدمداری وآغاز فرصتمداری را هم راهبرد دیگری دانست که باید پیگیری شود.
وی افزود: اکنون که «دوران بزندررو» پایان یافته، باید این نگاه با رویکرد فرصتمدار جایگزین شود؛ نه صرفاً در شعار، بلکه در شیوه رفتار حکومت با مردم و در سیاست خارجی.
وی خاطر نشان کرد :باور به مردم بهعنوان ستون اصلی بازدارندگی، نرمخویی با شهروندان، و تقویت جامعه مدنی و بخش خصوصی پیشنیاز داخلی این جهش، همراه با مقابله با «سازمان نفوذ» در کشور است. در سطح جهانی نیز دیپلماسی باید یکی از ستونهای اصلی امنیت ملی و ابزار کانونی برای بازگرداندن ایران به زنجیره ارزش جهانی قلمداد شود.
وزیراسبق امورخارجه، توازن فراگیر و دیپلماسی چندوجهی فرصتمدارراراهبردبعدی برای دامنه فعالیت دیپلماسی ایران برشمرد ونوشت :در نگاه سنتی، دیپلماسی تنها در بحرانهای وجودی و بهعنوان «اکل میته» بهکار رفته و پس از رفع خطر کنار گذاشته شده است - از ماجرای لانه جاسوسی تا برجام - یادداشت تفاهم اخیر یک «فرصت» است، نه «تحمیل».
ظریف ،راهبرد پیشنهادی «توازن فراگیر» را شامل تمرکز بر موارد ذیل دانست :
• همسایگان: بهرهگیری از جهش جایگاه ایران در جهان اسلام پس از جنگ رمضان و ایجاد ائتلافی چندجانبه با هسته مرکزی ایران، ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان، همراه با قطر، عمان، اندونزی و مالزی، برای مقابله سیاسی با طرح «اسرائیل بزرگ».
• روسیه و چین: همکاری باید بر پایه اصالت پیوندها باشد نه نیاز و درماندگی ایران؛ چین به دلیل جایگاه فناورانه و اقتصادی، شریک کلیدیتری است.
• اروپا: بازسازی روابط ضروری است هرچند «خودمختاری راهبردی» اروپا در عمل محدود و وابسته به سیاست آمریکاست.
• مدیریت تنش با آمریکا: پیشنیاز اصلی برای تحقق سایر پیوندهای جهانی است، چون بدون آن، حتی متحدان ایران نیز از همکاری هزینهبر پرهیز میکنند.
وی درپایان یادداشت خود نوشت :تنگه هرمز باید بهعنوان «آورده» ایران در مذاکرات مطرح شود، نه امتیازی رایگان؛ هرگونه امتیازدهی یکجانبه بدون مابهازا - مانند محدودیت داوطلبانه گذشته بر برد موشکها -، تنها این اهرم قدرت را بدون نتیجه از دست میدهد.
ظریف تصریح کرد:آینده تنها با آشتی با گذشته، یادگیری از آن و کنار گذاشتن روایتهای نادرست (بهویژه برابر دانستن دیپلماسی با وادادگی) ساخته میشود. پس از برجام نیز تخریب دیپلماسی در دستور کار قرار گرفت؛ تکیه بیشاز حد بر برآوردهای نظامی و امنیتیکردن همه امور، عاملی در فاصله گرفتن مردم از حکومت و گسترش نفوذ بیگانه بوده است.
شما چه نظری دارید؟