به گزارش اطلاعات آنلاین، امینالله حسین متولد ۱۲۸۳ در شمار سرشناسترین موسیقیدانان ایرانی در جهان جای دارد؛ کسی که شاید بتوان او را از نخستین آهنگسازان پیشروی ایران دانست که آفریدههایش به رپرتوار ارکسترهای بزرگ جهانی راه یافت و بارها نواخته شد.
خانواده امینالله از بازرگانان سرشناس گلپایگان بودند که به دلیل شرایط نابسامان سیاسی و اجتماعی آن روزگار، به سمرقند کوچ کردند و او در همان محدوده متولد شد. مادرش، حوریه، نخستین کسی بود که با نواختن صفحات گرامافون از استادان آواز و تار ایرانی، روح او را با موسیقی آشنا ساخت. خانواده ابتدا او را با این امید که پزشک شود به مسکو و سپس آلمان فرستادند، اما شور و عشق وافر به موسیقی او را به کنسرواتوار پاریس کشاند. او بدین ترتیب نخستین ایرانیتباری شد که پا به این مرکز معتبر هنری گذاشت. ازدواج او با آنا مینوسکایا، بازیگر روسی، حاصلش تولد «روبر حسین»، کارگردان نامدار فرانسوی بود که امینالله بعدها موسیقی بسیاری از فیلمهای او را ساخت.
موسیقی امینالله حسین آکنده از نغمهها، داستانها و تمهای اصیل ایرانی است. او تار را در حد استادی مینواخت و توانست ترکیبی متوازن میان موسیقی ملیگرای روسیه، نغمههای آذربایجانی و تکنیکهای هارمونی غربی پدید آورد. آثار او در دسته موسیقی رومانتیک ملی جای میگیرند؛ جایی که احساسات عمیق میهنپرستانه و عشق به ایران در تمامی نتها موج میزند.
از شاهکارهای برجسته او میتوان به این موارد اشاره کرد: سمفونیهای پرسپولیس و آریا: روایتی باابهت از کوچ آریاییها و شکوه هخامنشیان. سوئیت و باله شهرزاد و مینیاتورهای ایرانی، راپسودیهای ایرانی شماره ۱ و ۲ (به ترتیب در دستگاه شور و چهارگاه) و قطعات پیانویی بر اساس رباعیات خیام.
منتقدان و هنرمندان نامداری در سراسر جهان، از جمله رنه دومی نیل در روزنامه لوموند، هنر او را ستودهاند و در آثارش بازتاب روح پارسی، دشتهای بیکران و تمدنی دیرینهسال را دیدهاند.
او توضیح میدهد: در مینیاتورهای ایرانی، روح پارسی را میتوان مجسم دید. هنر حسین، انسان را به گذشتهای زنده و نشاطبخش میبرد که همچنان از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاست. مجموعهای که او فراهم آوردهاست، از یک شخصیت برازنده، یک زبان موسیقی اصیل، پاک، روشن و یک احساس قوی حکایت دارد که بلافاصله به قلب راه مییابد.
او همچنین از زبان صمیمی، تازگی شیوهٔ ترکیب و رنگآمیزی ماهرانهٔ موسیقی حسین صحبت میکند. وی پس از حضور در جشنوارهای که به افتخار امینالله حسین برپا شده بود، مینویسد:در این اصوات که بر بافت موسیقی کلاسیک غربی استوار است، جان ایران را متبلور دیدم. کشوری که در زیر آسمان آبی و بر زمین سخت و خشکش، زیباترین گلهای سرخ جهان میروید. خصلت مردم این سرزمین، همچون گلهای سرخ آن آمیزهای از احساسات افراط آمیز و نرم و لطافت بار است؛ و شگفت آنکه حسین نیز بازتاب این تضادها و تناقض هاست. در سمفونی شنها، آرامش اندوهگین دشتهای بیکرانه، ناگهان با همهمهٔ گردبادی افسارگسیخته درهم میریزد. مهارت حسین در تقسیم وظایفی حساس بین سازهای مختلف، تحسینانگیز است. گویی او، رنگینکمانی از نواها در آسمان میآراید.
امینالله حسین در پاییز ۱۹۷۶ برای اجرای باله مینیاتورهای ایرانی در تالار رودکی برای نخستین و آخرین بار به ایران سفر کرد و سرانجام در سال ۱۳۶۲ در تنهایی و دور از وطن، با میراثی گرانبها از نوای ایرانزمین در پاریس خاموش شد.