منافع ملی حیاتیترین نیازهای یک کشور را در بر میگیرد که شامل: صیانت از خود، استقلال کشور، تمامیت ارضی، امنیت نظامی و رفاه اقتصادی است. بر این اساس، قدرت ملی مهمترین نقش را در تحقق منافع ملی دارد.
مفهوم «قدرت ملی» در بر گیرنده قدرت سخت و نرم است. سرزمینی که قابلیت جابجایی ندارد، جز قدرت سخت و منابع تولیدی چون سرمایه، تواناییهای علمی، اطلاعاتی، زیرساختها و فناوریها که قابلیت جابجایی دارند و غیر ملموس هستند، عناصر قدرت نرم، قدرت ملی محسوب می شوند.
در شرایط کنونی باید برای تحقق منافع ملی، امکانات بالقوه و بالفعل را مدنظر قرار دهیم. تخصیص منابع، اعتبارات و امکانات باید براساس این اولویتها در نظام برنامه و بودجه کشور صورت گیرد و اولویت آن نیز «گذار از شرایط نه جنگ – نه صلح»، «هم جنگ و هم مذاکره» که هم اکنون در دوران «صلح مسلح» هستیم با هدف تحقق ثبات دائمی و پایان دادن به منازعات و جنگ باشد.
از مهمترین مؤلفههایی که در شرایط کنونی باید در نظام حکمرانی و مدیریتی کشور در دستور کار قرار گیرد، همانا تأمین نیازهای استراتژیک، کالاهای اساسی چون تقویت جبهه جنگ و بکارگیری خرد جمعی برای تحقق منافع ملی کشور است. چرا که در شرایط جنگی، امکان هر گونه توسعه، بازسازی، عمران و آبادانی را از کشور سلب میکند. زیر ساختها، تأسیسات و اماکن و بناها در معرض تهدید و نابودی دشمنان قرار میگیرد. در این هنگامه موقعیت ژئوپولتیک و استراتژیک باید به مثابه «فرصت و نه تهدید» در راستای منافع ملی مورد بازتعریف قرار گیرد.
از سوی دیگر، فرهنگ و سابقه تمدنی ملت بزرگ ایران در برابر تجاوز دشمنان به این آب و خاک است. در طول ۲ـ۳ قرن اخیر، ایران ۷ بار مورد حمله بیگانگان قرار گرفته و به اشغال کامل در آمده، اما هر بار چون ققنوس از خاکستر برخاسته و حیات و زندگی دوباره ای را آغاز کرده است.
در شرایط کنونی، برای تأمین منافع ملی به مثابه اولویت اصلی کشور، توجه و اقدام برای تحقق موارد زیر ضروری است:
یکم/ تقویت وحدت و اتحاد ملی مردم: نباید اجازه داد به نام مردم، تندروی و افراطیگریهایی صورت گیرد که مطرود و محکوم است. اجتماعات پر شور و غرور انگیز مردم در خیابانها و میادینی که به عنوان یک ارزش از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی «ثبت ملی» شده است، متعلق به تمامی آحاد مردم از هر قشر، طبقه و تفکر سیاسی است و هیچ فرد، نهاد یا مؤسسهای اجازه مصادره آن را به نام خود ندارد. ایران متعلق به همه ایرانیان است. همه اقوام، مذاهب، نژادها که در ایران زندگی میکنند.
دوم/ رهبری متعلق به آحاد ملت ایران است: در زمان رهبری امام خمینی و امام و رهبر شهیدمان، عده ای به غلط و ناصواب به دنبال آن بودند که رهبری را در واحد کوچک حزبی و باندی سیاسی خود بگنجانند، اما موفق نشدند. به فضل الهی در خصوص رهبری سوم حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای هم نخواهند توانست.
اگر چه به دلیل شرایط جنگی در کشور و تهدید دشمنان نابکار، شرایط و ملاحظات امنیتی، امکان دیدار چهره به چهره و مستقیم مردم و مسئولان با رهبری را موقتاً سلب کرده است. اما دستورها، منویات و تصمیم گیریهای مؤثر و نافذ ایشان، بزرگترین سرمایه برای تحقق منافع ملی، وحدت و همبستگی ملی و مقابله و ایستادگی با دشمنان است.
سوم/ حمایت همه جانبه از قوای سه گانه و مسئولان کشور به خصوص دولت و شخص رئیس جمهور که میدان دار و اداره کننده اصلی جنگ و کشور هستند، تخریب عالیترین مقام اجرایی کشور که منتخب اکثریت ملت است، در شرایط کنونی گناهی نابخشودنی و در نزد ملت ایران محکوم است. همه باید دولت برآمده از رأی اکثریت مردم و منتخب نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی را که رئیس آن مفتخر به «تنفیذ حکم از رهبری شهید» است، وظیفه ملی خود بشمریم.
چهارم/ حمایت از جبهه نبرد و رزمندگان غیور نیروهای مسلح و جبهه مذاکره و دیپلماتهای کشور که هر دو جبهه در راستای منافع ملی کشور در حال تلاش، خدمت، ایثارگری و مقاومت هستند. «جنگ و مذاکره» هر دو با هم هستند. هیچ جنگی بدون مذاکره خاتمه نیافته است. توافقنامه ۱۴ بندی ایران و آمریکا سند افتخار رزمندگان و دیپلماتهای ایران در قرن بیست و یکم علیه آمریکای جنایتکار است. باز کردن جبهههای جدید و تضعیف «جبهه جنگ و مذاکره» خیانت به منافع ملی کشور است.
پنجم/ باز تعریف نظام رسانهای و آرایش جدید در شرایط کنونی که جنگ ترکیبی، اعم از سخت و نرم، علیه ایران عزیز توسط قدرتمند ترین ارتش دنیا، آمریکا و قدرت اتمی منطقه اسرائیل و زرادخانهها و کارتل ها و تراستهای نفتی و اقتصادی منطقه، حمایت و پشتیبانی بیدریغ میشوند و بنگاههای سخن پراکنی سراسر جهان در اختیار «قدرت آمریکایی- اسرائیلی» است. در چنین شرایطی باید نظام رسانه ای بازتعریف و آرایش جدیدی به خود گیرد.
به رغم همه تلاشهایی که در مجموعه نظام رسانهای کشور در دوران جنگ صورت گرفته و قابل تقدیر است، اما در «روایت اول» همچنان عقب هستیم. «مرجعیت خبری و رسانه ای» را باید بهدست بگیریم. رسانههای دیداری و شنیداری و مکتوب باید پرچم وحدت ملی و وفاق را به اهتزاز در آورند. نباید رسانهها عامل تفرقه، اختلاف و دو قطبی سازیهای بی مورد باشند. رسالت خطیر رسانهها در زمان جنگ نیاز به دلیل ندارد، تصورش قابل تصدیق است.
ششم/ قوه قضائیه و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی باید ابتکار عمل را به دست گیرند. در شرایط جنگی با کسی تعارف نباید کرد. منافع ملی نباید بازیچه برخی تندروها و افراطیون باشد. نقد مشفقانه و ناصحانه با تخریب مسئولان، تضعیف نظام و تقویت جبهه دشمن، تفاوت معنا داری دارد. قوه قضائیه باید به عنوان مدعی العموم با چشمان باز، ناظر و مراقب اوضاع کشور باشد. امید آنکه بزودی شاهد فتح و ظفر نهایی ملت بزرگ ایران و شکست دشمنان باشیم.