یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۲
نظرات: ۰
۰
-
[حامد خزایی] سه‌گانه بازسازی واقعیت در عصر اطلاعات

جنگ‌ها دیگر فقط در خاکریزها، دشت‌ها و آب‌ها رخ نمی‌دهند؛ امروزه بخش عمده‌ای از نبردها در پهنه ذهن‌ها، باورها و ادراک عمومی جریان دارد.

اگر در گذشته رسانه‌ها ابزاری برای گزارش اخبار جنگ بودند، امروزه خود به یکی از ارکان اصلی طراحی، هدایت و مشروعیت‌بخشی به عملیات‌های نظامی تبدیل شده‌اند. در واقع، پیوند میان جنگ، رسانه و افکار عمومی، سه‌گانه‌ای را شکل داده‌است که برنده و بازنده نبردها را نه فقط بر اساس تعداد تانک‌ها و سربازان، بلکه بر اساس قدرت روایتگری تعیین می‌کند.

در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، خبرنگاران جنگی روایتگرانی بودند که با فاصله‌ای زمانی، وقایع خط مقدم را به پشت جبهه منتقل می‌کردند. اما امروز در عصر شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های تعاملی، رسانه از حالت گزارشگرمحوری، خارج و به میدان نبرد تبدیل شده‌است.

اطلاعات، تصاویر، ویدئوهای کوتاه و حتی شایعات با سرعت نور منتشر می‌شوند. در جنگ‌های نوین، هدف اصلی تغییر رفتار و محاسبات حریف از طریق تأثیرگذاری بر افکار عمومی است. دولتی که نتواند افکار عمومی را اقناع کند، حتی با وجود برتری نظامی، در بلندمدت محکوم به شکست یا پذیرش هزینه‌های سنگین سیاسی خواهد شد.

رسانه‌ها و اتاق‌های فکر جنگی برای شکل‌دهی به افکار عمومی از تکنیک‌های متعددی استفاده می‌کنند، از طرفی رسانه‌ها با برجسته کردن برخی جنبه‌ها و نادیده گرفتن جنبه‌های دیگر، یک قاب خاص از رویداد ارائه می‌دهند. برای مثال، یک عملیات نظامی می‌تواند در یک قاب به‌عنوان دفاع مشروع و پیشگیرانه و در قابی دیگر به‌عنوان تجاوز آشکار به حاکمیت ملی بازنمایی شود.

در میانه جنگ، رسانه‌ها تلاش می‌کنند روایت خود را به‌عنوان روایت مرجع و حقیقت مطلق جا بیندازند. در این نبرد، اولین روایتی که به‌صورت منسجم و جذاب ارائه شود، شانس بیشتری برای پذیرش از سوی افکار عمومی دارد، زیرا ذهن انسان تمایل دارد اولین داده‌ها را مبنای قضاوت‌های بعدی قرار دهد.

با پیشرفت فناوری و هوش مصنوعی، ساختن تصاویر و ویدئوهای جعلی اما بسیار واقع‌گرایانه آسان‌تر شده‌است. تولید اخبار جعلی با هدف ترور شخصیت رهبران، شایعه‌پراکنی درباره شکست‌های پیاپی ارتش حریف و ایجاد وحشت عمومی، به‌وفور دیده می‌شود و تا زمانی که حقیقت از پله‌ها پایین بیاید، دروغ نیمی از جهان را دور زده‌است.

رسانه‌ها در زمان جنگ با یک پارادوکس اخلاقی بزرگ روبرو هستند. از یک سو، رسالت حرفه‌ای آنها ایجاب می‌کند که حقیقت را بدون سوگیری، با صداقت و به‌طور کامل گزارش کنند و از سوی دیگر، فشارهای ملی‌گرایانه، سانسورهای دولتی و الزامات امنیت ملی، آنها را وادار می‌سازد تا به‌عنوان بازوی تبلیغاتی حکومت‌ها عمل کنند.

در جهان امروز، شهروندان عادی دیگر مصرف‌کننده منفعل اخبار نیستند؛ آنها با اشتراک‌گذاری، لایک کردن و کامنت گذاشتن در شبکه‌های اجتماعی، خود به توزیع‌کنندگان اطلاعات جنگی تبدیل شده‌اند. این امر مسئولیت سنگینی را بر دوش افکار عمومی می‌گذارد.

از این رو توسعه سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی، یگانه راه مصون‌سازی جوامع در برابر دستکاری‌های شناختی رسانه‌های جنگ‌طلب است. شهروندان باید بیاموزند که در مواجهه با اخبار هیجانی جنگ، بپرسندکه این خبر را چه کسی منتشر کرده؟ ذی‌نفع واقعی این روایت کیست؟ و چه بخش‌هایی از واقعیت در این تصویر حذف شده‌شاست؟

پایان جنگ‌ها ممکن است در پشت میزهای مذاکره یا با آتش‌بس‌های نظامی رقم بخورد، اما صلح پایدار یا کینه‌های دیرینه تمدنی، در بسترهایی ساخته می‌شوند که رسانه‌ها در ذهن و افکار عمومی جامعه خلق کرده‌اند. از این رو، فهم رابطه جنگ و رسانه، فهم آینده امنیت و صلح جهانی است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی