بعد از چند سال غیبت از تلویزیون بود که سرانجام بار دیگر نام او در فضای تصویری کشور شنیده شد اینبار نه پشت تریبون یک برنامه تلویزیونی بلکه در برج میلاد محل برگزاری جشنواره فیلم فجر. او در گفتوگویی غیررسمی با خبرنگاری که قصد مصاحبه با او را داشت جملهای گفت که شاید بیش از هر توضیح دیگری بتواند حالوهوای این سالهایش را روایت کند؛ «با شما مصاحبه نمیکنم نه به این دلیل که دلم نمیخواهد بلکه به این دلیل که در این سالها هیچ سراغی از من نگرفتید.» بعد هم از سالهایی گفت که بر او گذشته بود از افسردگی و اتفاقاتی که زندگی شخصیاش را تحتتأثیر قرار داده بود.
صحبت از سیدجواد یحیوی است؛ مجری محبوب و شناختهشده سالهای دور تلویزیون بهویژه دهه ۸۰ یعنی دورانی که چهرههای تلویزیونی هنوز میتوانستند برای خودشان هویت و مخاطب مستقلی بسازند. یحیوی نیز یکی از همین چهرهها بود. برنامههایی که اجرای آنها را برعهده داشت حتی با وجود آنکه معمولاً در ساعات بعدازظهر روی آنتن میرفتند، مخاطبان پروپا قرصی داشتند و سبک اجرای او برای بسیاری از بینندگان بخشی از خاطره تلویزیون آن سالها بود.
مسیر حضور یحیوی اما در تلویزیون برای همیشه ادامه پیدا نکرد. او در دورهای برای مدتی ممنوعالتصویر و ممنوعالفعالیت شد و همین اتفاق عملاً به پایان همکاریاش با تلویزیون انجامید. درباره علت این ممنوعیت هیچگاه توضیح رسمی و صریحی منتشر نشد اما در گزارشها و روایتهای مختلف فعالیت سیاسی یحیوی در جریان انتخابات سال ۱۳۸۸ بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در کنار گذاشته شدن او از تلویزیون مطرح شد. نتیجه هرچه بود قاب تلویزیون خیلی زود یکی از چهرههای شناختهشدهاش را از دست داد؛ چهرهای که سالها بعد وقتی دوباره از تجربههای شخصیاش حرف زد، مشخص شد این غیبت فقط یک دوری ساده از صحنه اجرا نبوده است.
یحیوی اما بهطور کامل از دنیای تصویر فاصله نگرفت. بعد از سالها سروکله او در فیلمهای سینمایی پیدا شد و در نقشهایی کوتاه مقابل دوربین رفت. حضورهایی که شاید برای برخی فیلمسازان صرفاً انتخاب یک بازیگر برای نقشی کوتاه بود اما برای مخاطبانی که او را از تلویزیون به یاد داشتند، معنای دیگری داشت. بازگشت یحیوی به تصویر یادآوری چهرهای بود که سالها از قاب رسمی تلویزیون حذف شده بود. شاید برخی کارگردانان میخواستند او را دوباره به مخاطب یادآوری کنند، شاید حضورش برای آنها نوعی انتخاب متفاوت بود و شاید هم خود یحیوی در این سالها تلاش میکرد مسیر تازهای برای ادامه فعالیتش پیدا کند اما هرچه بود، تصویر دوباره نام او را به مخاطبان ایرانی برگرداند.
حالا یحیوی در سریال «کلاغ» به کارگردانی محمدحسین مهدویان دیده میشود حضوری که میتواند یکی از متفاوتترین بازگشتهای او به دنیای تصویر باشد. او در این سریال نقش یک افسر امنیتی را ایفا میکند که پروندهای نیمهتمام به او سپرده شده و در کنار هادی حجازیفر و محسن قصابیان قرار گرفته است؛ موقعیتی که میتواند فرصتی باشد تا یحیوی وجه دیگری از تواناییهای خود را به نمایش بگذارد. او در روند داستان یکی از نزدیکترین افراد به دنیای شخصی قهرمان اصلی داستان است که نه در تایید او که بیشتر با درک احوالاتش سعی در دور نگه داشتن او از دره سقوط دارد. حضور یحیوی در نقش متفاوت را میتوان انتخابی پرچالش برای او به حساب آورد که تا به اینجا خروجی قابلدفاعی در کارنامه بازیگریاش رقم زده است.
اما آیا حضور او در «کلاغ» نیز مانند تجربههای سینمایی سالهای اخیر تنها یک حضور کوتاه و گذرا خواهد بود و یحیوی بار دیگر به خاطرهها بازخواهد گشت؟ یا اینبار نقشی که بر عهده گرفته، آنقدر ظرفیت دارد که چهره او را دوباره در ذهن مخاطبان ماندگار کند؟ شاید پاسخ این پرسش را خود سریال بدهد، اما یک نکته روشن است جواد یحیوی پس از سالها دوباره در مسیر دیده شدن قرار گرفته و اینبار برخلاف گذشته، قرار نیست پشت یک میز اجرا بنشیند او آمده تا داستان تازهای از حضورش در تصویر را روایت کند.
سیدجواد یحیوی، مجری سابق صداوسیما در سریال «کلاغ» به کارگردانی محمدحسین مهدویان دیده میشود حضوری که میتواند یکی از متفاوتترین بازگشتهای او به دنیای تصویر باشد.