قدرِ مجموعه گل، مرغِ سحر داند و بس، که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست. تقدیر از دکتر عبدالله گیویان، تنها بزرگداشت یک استاد دانشگاه نیست؛ ادای احترام به شیوهای از دیدن و دانستن است که انسان را نه «عدد»، که صاحب صدا، تجربه و معنا میشناسد. او سالها به ما آموخته است که برای فهم جامعه باید از دوردستِ نمودارها به نزدیکای زندگی آمد؛ کنار مردم نشست، به واژههایشان گوش سپرد و ظرافتهای خاموش فرهنگ را جدی گرفت. برای پژوهشگری با چنین باور عمیقی به حرمت کلمه، شاید شایستهترین سپاس نیز کلمه باشد؛ هرچند واژهها در برابر یک عمر آموختن و آموزاندن، همواره اندکی کم میآورند.
عبدالله گیویان، زاده تهران در سال ۱۳۳۹، از جامعهشناسی دانشگاه تهران به انسانشناسی و ارتباطات در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن، «سواس»، رسید و رساله دکتری خود را به نسبت دین، تلویزیون و فرهنگ در ایران پس از انقلاب اختصاص داد. این مسیر علمی، خود نشانی از گستره نگاه اوست: حرکتی پیوسته میان جامعه و رسانه، آیین و زندگی روزمره، متن و تصویر، دانشگاه و میدان.
کارنامه او به کلاس درس و مقاله محدود نمانده است. تجربه مسئولیتهای پژوهشی در صداوسیما، بنیانگذاری و سردبیری نشریه «سنجش»، مدیریت مرکز تحقیقات و مطالعات رسانهای همشهری، تدریس چندین نسل از دانشجویان ارتباطات و فعالیت در مستندسازی و مردمنگاری بصری، از او چهرهای ساخته است که پژوهش را هم اندیشیده و هم زیسته است. پژوهش درباره ارامنه ایران، فیلم «لالایی» و مشارکت در نمایشگاه «زندگیهای لایهلایه» درباره هویت ارامنه ایرانی، نمونههایی از همین کوشش برای دیدن فرهنگ از نزدیک و روایت کردن آن با احتراماند. از داستان بلند «حصر دل» تا مقالههایی درباره مردمنگاری بصری، دین و رسانه و آیین و فرهنگ عامهپسند، قلم او نیز همین گستره را پیموده است.
ترجمههای او صرفاً جابهجایی واژهها از زبانی به زبان دیگر نیستند؛ گشودن پنجرههایی تازه به روی جامعه علمی ایراناند. «روشهای تحقیق کیفی در علوم ارتباطات»، «راهنمای کدگذاری برای پژوهشگران کیفی»، «سرشت نمادین اجتماع»، «ارتباطات آیینی: از گفتوگوهای روزمره تا جشنهای رسانهایشده»، «راهنمای عملی برای ساختن نظریه دادهبنیاد از راه تحلیل کیفی»، «مصاحبه کیفی: هنر شنیدن دادهها» و مجموعه دوجلدی «راهنمای پژوهش کیفی» که او ترجمه کرده برای بسیاری از دانشجویان و پژوهشگران نه فقط کتاب، که راه ورود به جهانی تازه بودهاند؛ جهانی که در آن شنیدن، دیدن، مکث کردن و درست نوشتن، اجزای اصلی شناختاند.
اهمیت استاد گیویان را شاید بتوان در یک تغییر آرام اما ماندگار خلاصه کرد: او به پژوهشگران جوان جرئت داد از سیطره کمیت عبور کنند، به تجربه زیسته اعتماد ورزند و بدانند که حقیقت اجتماعی همیشه با صدای بلند سخن نمیگوید. گاه باید آن را در حاشیهها، سکوتها، آیینها، گفتوگوهای روزمره و خاطرههای کوچک جستوجو کرد.
امروز از سالهایی سپاس میگوییم که صرف دقیقتر دیدن جامعه، غنیتر کردن زبان علمی فارسی و پرورش نسلی از پژوهشگران شد. استاد ارجمند، شما به ما آموختید که پیش از سخن گفتن باید شنید، پیش از داوری باید فهمید و پیش از نوشتن باید با جانِ موضوع همراه شد. نام شما در تاریخ مطالعات ارتباطی و فرهنگی ایران، با حرمت انسان و اعتبار معنا پیوند خورده است. برایتان تندرستی، آرامش و سالهای پربار دیگری از خواندن، نوشتن و روشن کردن راه آرزومندیم.
*دکتر عبدالله گیویان، یکی از بزرگان عرصه ارتباطات است که دیروز در ماهنشستی که با حضور دکتر هادی خانیکی، دکتر مسعود کوثری و سایر بزرگان این عرصه در خانه روزنامهنگاران برگزار شد، از سه دهه تلاش وی در زمینه ارتباطات قدردانی به عمل آمد.