خبر ورزشی نوشت: پس از اینکه اخبار ضد و نقیضی درباره ازدواج کریستیانو رونالدو و شریک زندگیاش جورجینا رودریگس منتشر شد، در نهایت این زوج یازدهم آگوست در مراسمی خودمانی با حضور فرزندانشان ازدواجشان را جشن گرفتند؛ مراسمی که برای اولینبار در مجله «وُگ» (Vogue) جورجینا از جرئیات آن گفته است که در ادامه میخوانید.
همانطور که نیمی از دنیا میدانند و در سال جام جهانی شاید حتی بیشتر از نیمی از مردم، عدد شانس کریستیانو رونالدو، عدد هفت است. او و شریک زندگیاش، جورجینا رودریگس، از خانه تابستانی جدیدشان در کشکایش پرتغال با من تماس تصویری برقرار میکنند؛ پنج روز مانده به عروسیشان. آنها در ماه جولای صاحب این خانه شدند؛ هفتمین ماه سال. ساخت این خانه هفت سال طول کشیده است. جورجینا میگوید: «این خانه فوقالعاده است. همه عددهای هفت نشانههایی هستند.»
با این حال، عروسی آنها در روزی دیگر که برایشان معنای خاصی دارد برگزار خواهد شد: ۱۱ آگوست، دهمین سالگرد روزی که برای نخستین بار در فروشگاه گوچی در مادرید با یکدیگر آشنا شدند.
هفتههاست اینترنت پر از شایعات مختلف است: «آنها همین آخر هفته ازدواج میکنند»، «نه، آخر هفته بعد»! فهرست مهمانان احتمالی افراد مشهور هم از ریو فردیناند تا ریانا را شامل میشود. جورجینا با لبخند میگوید: «باورکردنی نیست چه چیزهایی میشنوید.»
اما این مراسم قرار نیست یک جشن پرزرقوبرق به سبک برنامههای ستارههایی مانند دوا لیپا یا تیلور سوئیفت باشد. این زوج که مجموعا بیش از ۷۵۰میلیون دنبالکننده در اینستاگرام دارند، قرار است در اتاق نشیمن خانهشان ازدواج کنند. جورجینا توضیح میدهد: «در آینده یک عروسی بزرگ خواهیم داشت تا بتوانیم با خانواده و دوستان جشن بگیریم. اما امسال برای کریس و جیو (نامی که دوستان و خانواده آنها را با آن صدا میکنند) سالی دیوانهکننده بوده؛ پر از تعهدات کاری، مسابقات و بچهها. نمیخواستم دهمین سالگرد آشناییمان بدون هیچ نشانهای بگذرد.»

او ادامه میدهد: «وقتی دختر کوچکی بودم، رویای بزرگترین قلعه، بزرگترین کالسکه، بلندترین لباس و تاجی پر از الماس را داشتم. اما حالا میگویم: نه. چیزی که میخواهم یک مراسم صمیمی با شریک زندگیام و فرزندانمان در خانه است. چون قلعهها، خانهها، جزیرهها، اسبها و ماشینها چیزهایی هستند که هر روز در دسترس ما هستند. اما داشتن یک لحظه خصوصی و صمیمی، برای ما چیزی کمیابتر است.»
در دنیای شهرت، حریم خصوصی ارزشمندترین دارایی است. البته این به معنای کنار گذاشتن الماسها نیست. جورجینا که مدل، مادر و بنیانگذار برند لباس ورزشی Mimoa است، یک سال است که حلقه نامزدی الماس بیضیشکل بسیار بزرگی به دست دارد؛ حلقهای که شاید حتی از بعضی مهمانان عروسی هم بیشتر جلب توجه کند. برای این مراسم، او قصد دارد گردنبند Garden of Kalahari از برند شوپارد را نیز به آن اضافه کند؛ گردنبندی که مرکز آن یک الماس ۵۰ قیراطی کاملا بینقص قرار دارد.
رونالدو و جورجینا یک زوج جذاب و هماهنگ هستند. آنها آشکارا عاشق یکدیگرند. جورجینا با احساس صحبت میکند و بیشتر گفتوگو را پیش میبرد. کریستیانو که زبان اسپانیاییاش با لهجه شیرین پرتغالی همراه است، همیشه آماده یک شوخی کوتاه است. جورجینا میگوید: «ما انتخاب کردهایم که این کار را در اتاق نشیمن خانهمان انجام دهیم؛ جایی که صبحانه، ناهار و شام میخوریم و واقعیت زندگیمان را در آن تجربه میکنیم. ۳۰ سال بعد میخواهم بچههایمان به این میز نگاه کنند و بگویند: اتفاق فوقالعادهای اینجا افتاد؛ مراسم ازدواج پدر و مادرمان.»
کریستیانو با شوخی جواب میدهد: «احتمالا دیگر همان میز وجود نخواهد داشت. شاید دکور را عوض کنیم.»
جورجینا با نگاهی ناراضی به او نگاه میکند. با وجود امکانات فراوان زندگیشان، او هنوز یک تردمیل ۱۵ ساله را نگه داشته است؛ دستگاهی که حالا هنگام دویدن روی آن زانوهایشان را اذیت میکند، اما برایش ارزش احساسی دارد. این همان تردمیلی است که کریستیانو در مادرید، زمانی که تازه با او آشنا شده بود، روی آن تمرین میکرد.
در آگوست ۲۰۱۶، کریستیانو رونالدو که آن زمان ۳۱ ساله بود و در اوج دوران فوتبالیاش قرار داشت، همراه پسر ششسالهاش، کریستیانو جونیور، وارد فروشگاه گوچی در خیابان سرانو مادرید شد. جورجینا که آن زمان ۲۲ سال داشت، بهتازگی از انگلیس به اسپانیا برگشته بود؛ جایی که به عنوان پرستار کودک کار کرده بود. او همیشه آرزو داشت مادر شود. او در فروشگاه گوچی به عنوان فروشنده کار پیدا کرده بود، اما آن روز قرار نبود سر کار باشد؛ او جای یکی از دوستانش شیفت گرفته بود. جورجینا میگوید: «این سرنوشت بود.»
کریستیانو ادامه میدهد: «پشت به او ایستاده بودم، بعد برگشتم و او را دیدم. چشمهایمان به هم افتاد و از همان لحظه...»
جورجینا پیشنهاد میکند: «یک رویا بود.» کریستیانو میگوید: «بله، یک رویا. میدانم که او عشق زندگی من است، و فکر میکنم من هم...» مکث میکند و با لبخند ادامه میدهد: «فکر میکنم او هم فکر میکند من عشق زندگیاش هستم.»

سال بعد، دوقلوها، اوا و ماتئو، و همچنین آلانا به دنیا آمدند. در سال ۲۰۲۲ نیز آنها صاحب دوقلوهای دیگری شدند؛ بلا و آنخل. متاسفانهتنها بلا زنده ماند و همراه با کریستیانو جونیور، خانواده بزرگ آنها را تشکیل میدهد. جورجینا میگوید: «بچهها میدانند که زمان ما متعلق به آنهاست.»
او و کریستیانو که به ترتیب در اسپانیا و پرتغال بزرگ شدهاند، هر دو از خانوادههایی میآیند که جورجینا آنها را «کمتر سازمانیافته» توصیف میکند. برای هر دوی آنها مهم است که به فرزندانشان نشان دهند «ارزش نداشتن هیچچیز و داشتن همهچیز» را درک کنند.
در مراسم عروسی، بچهها به گفته جورجینا «قهرمانان اصلی خواهند بود؛ همانطور که در تمام روزهای زندگی ما هستند.»
با توجه به آغاز داستان عشقشان، طبیعی است که آنها لباسهای گوچی بپوشند. هنگام گفتوگو، جورجینا تازه لباس سفید ابریشمی و کفشهای ساتن هماهنگ خود را با جزئیات نقرهای معروف گوچی دریافت کرده بود. کتوشلوار سفارشی کرم روشن کریستیانو، کفشهای سفارشی او و لباسهای هماهنگ کودکان قرار بود روز بعد برسند.
دمنا، مدیر هنری گوچی، میگوید: «اینکه جورجینا و کریستیانو را برای چنین لحظهای لباس پوشاندم، با دانستن اینکه داستان عشقشان از یک فروشگاه گوچی در مادرید آغاز شد، بسیار خاص بود. چیزی بسیار رمانتیک در این موضوع وجود دارد؛ مثل بسته شدن یک دایره زیبا، شبیه یک افسانه مدرن.»
جورجینا اضافه میکند که دمنا از همان ابتدا متوجه چیزی شد که آنها میخواستند. او میگوید: «او قرار نیست ما را لباسپوشیده و نمایشی کند. من نمیخواستم وارد روزی شویم که برایمان ساده و شخصی است، با لباسهایی شبیه نقش بازی کردن.»
عکسهای عروسی را یورگن تلر، عکاس معروف به خاطر تصاویر هنری و متفاوتش، ثبت خواهد کرد. جورجینا میگوید او را انتخاب کردند چون «عکسهایش هنر هستند. من یک آلبوم خانوادگی معمولی و خستهکننده نمیخواستم. میخواستم یک آلبوم هنری داشته باشم که برای همیشه باقی بماند.»

پس از مراسم، آنها به زیارتگاه بانوی ما در فاطیما خواهند رفت؛ جایی در فاصله یکساعتی که کشیش در یک عبادتگاه کوچک به آنها برکت خواهد داد. کریستیانو توضیح میدهد: «من معمولا از مکانهای شلوغ دوری میکنم» چون حضور جمعیت زیاد میتواند رفتوآمد آنها را غیرممکن کند.
ماه عسل هم در کار نخواهد بود. آنها روز بعد باید به خانهشان در ریاض برگردند؛ زیرا کریستیانو که اکنون در عربستان سعودی بازی میکند، فصل جدید را از ۱۵ آگوست آغاز خواهد کرد. او با آرامش میگوید: «هر روز یک ماه عسل است.» از آنها پرسیده میشود آیا ازدواج چیزی را تغییر خواهد داد؟ هر دو فکر میکنند نه. اما کریستیانو میگوید: «فقط همین که زن و شوهر میشوید، وارد یک لیگ متفاوت میشوید.»
او که اغلب به عنوان یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال شناخته میشود، میگوید: «این احتمالا آخرین سال فوتبالی من است و میخواهم میراثی فوقالعاده از خودم به جا بگذارم.»
او مشتاق است زمان بیشتری را با خانواده بگذراند. میگوید: «آیندهام را کاملاً برنامهریزی کردهام. چیزهای زیادی دارم که مرا مشغول نگه دارند. فوتبال ممکن است جای بزرگی را خالی کند و باید زمانت را با چیزهای مختلف پر کنی، نه فقط یک چیز. همچنین باید بیشتر لذت ببری، بیشتر سفر کنی، پدل بازی کنی و تماشا کنی؛ ورزشی که خیلی دوستش دارم. باید از چیزهایی که به دست آوردهام -چیزهایی که ما به دست آوردهایم- لذت ببرم. چون بالاخره ۲۵ سال با فداکاری زیاد گذشته است.»
آیا آنها فرزند بیشتری خواهند داشت؟ شاید هفت فرزند؟ آنها این احتمال را رد نمیکنند. کریستیانو میگوید: «من هیچوقت نمیگویم هرگز.»

جورجینا اضافه میکند: «یک بچه دیگر در حال حاضر خانه را بیش از حد شلوغ میکند. اما وقتی کوچکترین بچهها ۱۵ یا ۱۶ ساله شوند، ما هنوز جوان خواهیم بود، پس چرا که نه؟ واقعیت این است که نمیتوانم خودم را بدون بچههای کوچک تصور کنم، بنابراین خواهیم دید.»
فعلا آنها منتظرند عروسیشان همانطور باشد که کریستیانو میگوید: «یک روز معمولی.» اما بعد مکث میکند، به جورجینا نگاه میکند و با مهربانی اصلاح میکند: «یک روز خاص خواهد بود؛ روزی که به شکلی معمولی سپری میشود.»
روز بعد از عروسی، جورجینا پیامی برای من فرستاد. او نوشت: «دقیقا همانطور بود که تصور کرده بودم. صمیمی، پر از عشق و با خانوادهمان در مهمترین نقش. نتوانستم جلوی اشکهایم را بگیرم.»
اما یک اتفاق غیرمنتظره هم رخ داده بود. او قبلا به فاطیما رفته بود، اما هرگز از کلیسای خاصی که پس از مراسم برکت در آن جشن مذهبی برگزار کردند، یعنی کلیسای بانوی غمها، بازدید نکرده بود. او میگوید در آن لحظه به اطراف نگاه کرد و «آرامش و انرژیای را احساس کرد که توصیفش بسیار دشوار است.»
جورجینا میگوید: «دیگر هیچ چیز بیشتری لازم نداشتم؛ همسرم، فرزندانم، خانهمان، ایمانمان و عشقمان.»