حمید یزدان پرست

سه‌شنبه/ ۱۱ فروردین/ ۱۴۰۵ 
حالا  فکر کنم این علیرضا طاهری باشد که خطاب به نیروهای مسلح می‌خواند: 
ـ برادر، برادر! ضربه آخرُ بزن!
مردم نیز با خوشحالی تکرار می‌کنند: ضربه آخرُ بزن! (باید می‌نوشتم: «آخر رو»، ولی وزن به‌هم می‌ریزد . همین‌طور است موارد دیگر).
ـ به قلب تل‌آویو، «شاهد» و «خیبرُ» بزن.
مردم ترجیع‌وار می‌گویند: ضربه آخرُ بزن!
طاهری چنان‌که ناز نظامیان را بکشد، می‌گوید:
ـ غیور دلاور، دشمن کشورُ بزن!
مردم مشت گره می‌کنند و با شور تمام می‌گویند: ضربه آخرُ بزن!
با لحنی دل‌شکسته ادامه می‌دهد:  بگیر انتقام و قاتل رهبرُ بزن
من بغضم می‌گیرد و تنها می‌توانم با مشت برافراشته با مردم همراهی کنم: ضربه آخرُ بزن!                                      
ـ موج مکررُ بزن!
پیداست مردم به چند موشک و پهباد رضایت ندارند، باید مثل رگبار شلیک کرد؛ این است که داد می‌زنند و شاید هم دستور می‌دهند: ضربه آخرُ بزن!
طاهری هم فهرست مفصلی از این خرده‌فرمایشات را ردیف می‌کند و مردم با فریاد بلندشان تأیید می‌کنند که دیگر جوابشان را نمی‌نویسم: 
ـ تنُ زدی، سرُ بزن.../ اون سگ کافرُ بزن.../ بگو «یا علی» و قلعة خیبرُ بزن.../ به امداد زهرا، نژاد ابترُ بزن.../ به اذن اباالفضل، دشمن حیدرُ بزن.../ به امواج سنگین، خصم سبکسرُ بزن.../ تموم لشکرُ بزن.../ از هیچی نگذر و بزن.../ جای مقررُ بزن.../ شیطان اکبرُ بزن...
اینجا مردم دو دسته می‌شوند: زنها می‌گویند: «قاتل رهبرُ بزن» و مردها که نباید کم بیاورند، دست بالاتر را می‌گیرند: «ضربه آخرُ بزن!» چند بار که این شعار را گفتند، باز طاهری وسط می‌آید و با لحنی مؤدبانه و خواهش‌وار می‌گوید:  
ـ به رسم «عقیله»، کاخ ستمگرُ بزن!
مردم به یاد حضرت زینب(س) که بلای جان امویان شد و کاخ یزید را بر سرش خراب کرد، داد می‌زنند:‌ضربه آخرُ بزن!
طاهری جوان حرف دلش را هم می‌زند و آن اینکه:  سلاح برترُ بزن!
مردم نیز چنان‌که گرفته باشند او چه می‌گوید، داد می‌زنند: ضربه آخرُ بزن! 
و اما این «سلاح برتر». مدتهاست که عده‌ای محکم می‌گویند ما بمب اتمی داریم، فقط به دستور رهبر شهید استفاده نمی‌کنیم و عده‌ای نیز می‌گویند به توانایی ساختش رسیده‌ایم و به فتوای رهبر، اجازه ساختنش را نداریم. اما به نظر من «سلاح برتر» ما الله‌اکبر است و توکل به خدا، توسل به معصومان(ع)، چشم به امدادهای غیبی، حفظ وحدت و انسجام ملی، شجاعت برآمده از مظلومیت و حق‌طلبی، فرماندهی واحد، پیروی از دستورات دین، رعایت موازین اخلاقی، دفاع از حق و حقیقت، وگرنه ابزارهای جنگی دشمنان بسیار نیرومندتر و مخرب‌تر و گسترده‌تر از آنی است که فکر می‌کنیم؛ اما او که باید از این ابزارها استفاده کند و آن که سلاح را کارگر می کند، خودش و دست و پایش از جنود الهی است و چه می‌تواند بکند؟ جمله می‌داند خدای حال‌گردان، غم مخور!
ادامه دارد

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی