وضعیتی که اکنون بر فرش ایرانی می‌گذرد، یادآور روزهایی است که 
برند «Iranian carpet»چون نگینی بر تارک هنر و تجارت جهان می‌درخشید. فرش ایرانی دیگر فقط یک کفپوش نبود؛ همپای ساعت سوییسی، نماد اصالت، سرمایه و تفاخر اجتماعی بود.
مرور ارقام به تلخی نشاندهنده آن است که در اوایل دهه ۱۳۷۰ ایران با سهم بیش 
از ۳۰ درصد از بازار جهانی، قله‌نشین بلامنازع فرش دستباف بود.
صادرات سالانه، گاه به نزدیک دو میلیارد دلار می‌رسید اما امروز سهم ایران در بازارهای جهانی به کمتر از ۷ درصد و صادرات از ۴۰۰ میلیون دلار (۲۰۱۷) به کمتر از ۴۲ میلیون دلار (۲۰۲۵) سقوط کرده است.
وقتی در دهه ۱۹۷۰ ساعت‌های کوارتز ژاپنی بازار را تسخیر کردند، صنعت ساعت سوییس به مقابله پرداخت و خود نیز وارد عرصه ساعت ارزان شد که شکل‌گیری برند سواچ نیز با همین رویکرد صورت گرفت. صنعت ساعت سوییس، همزمان برندهای لوکس خود را گران‌تر و اصیل‌تر کرد. نتیجه آنکه سوییسی‌ها هم بازار ارزان را در دست گرفتند و هم بازار گران را در تصاحب خود نگاه داشتند. اما صنعت فرش ایران برعکس این رویه عمل کرد؛ یعنی در برابر رقبای ارزان، به جای رقابت بر سر کیفیت، به سمت ارزانی بی‌کیفیت رفت. رنگ‌های شیمیایی جای رنگ طبیعی، پشم درجه دو جای پشم مرغوب و بافت سریع جای کار ماهرانه نشست. نتیجه آنکه نه رقابت در قیمت تحقق پیدا کرد و نه برند لوکس ایرانی حفظ شد.
ساعت سوییسی هرم شفافی دارد؛ به این ترتیب که سواچ در پایه، تیسوت و لونژین در میانه و  رولکس و امگا در راس قرار می‌گیرد. اما در فرش ایران، فرش ۵۰ دلاری بی‌کیفیت همان برند «Carpet Iranian» را یدک می‌کشد که فرش ۵۰۰۰ دلاری اصیل به آن شناخته می‌شود. مسأله این است که نه دولت برای تفکیک سطوح برند سرمایه‌گذاری کرده و نه اتحادیه‌های خصوصی به این مهم پرداخته‌اند.  نکته حائز اهمیت اینکه، اگر روزی یک بانکدار سوییسی، فرش ایران را نماد کلاس اجتماعی خود می‌دانست، امروز این تفاخر از میان رفته است. دولت، دیپلماسی برند را در دستور کار قرار نداده و بخش خصوصی نیز برای بازتعریف جایگاه اجتماعی این برند کوششی نکرده است. بدتر آن که خود ما ایرانی‌ها نیز به جای فرش ایرانی، سراغ پارکت اروپایی و موکت ترکیه‌ای می‌رویم. حال آن که، باید یادآوری کرد که در معماری سنتی ایرانی، فرش عنصر مرکزی طراحی فضا بود. اما معماری داخلی امروز تحت تأثیر مینیمالیسم غربی، فرش را به یک زیرانداز کوچک حاشیه‌ای تبدیل کرده است.
اکنون برای این نماد اصالت ایرانی به جایگاه شایسته خود بازگردد، نهادهایی چون اتاق بازرگانی، جامعه هنری و دولت باید وظایفی را بر عهده بگیرند.
آنچه دراین راستا برعهده اتاق بازرگانی است، تشکیل کنسرسیوم صادراتی برای حضور یکپارچه در نمایشگاه‌های بین‌المللی،رایزنی با اتاق‌های بازرگانی هدف برای کاهش تعرفه‌ها،ایجاد مرکز داوری و حل اختلاف برای جلب اعتماد خارجی،صدور گواهی اصالت با مشخصات دقیق،راه‌اندازی سامانه ردیابی زنجیره ارزش،آموزش صادرکنندگان در زمینه برندینگ و بازاریابی دیجیتال،حضور حرفه‌ای در نمایشگاه‌های جهانی و انتقال دانش بین‌نسلی است. به علاوه، جامعه هنری و سلبریتی‌هاهم دراین باره وظایفی بردوش دارند که مهمترین محورهای آن احیای فرش به عنوان عنصر مرکزی طراحی توسط معماران،استفاده از فرش ایرانی در دکور فیلم‌های بین‌المللی توسط سینماگران،نمایش فرش ایرانی در شبکه‌های اجتماعی توسط سلبریتی ها وهمکاری با بافندگان برای خلق طرح‌های مدرن توسط هنرمندان است. دولت هم درخصوص احیای فرش ایرانی وظایفی خطیر چون سیاست تفکیک برند،صدورگواهی اصالت قابل ردیابی،مقابله با صادرات فرش‌های بی‌کیفیت،ارایه تسهیلات بیمه و ارزی و حمایت از حضور در نمایشگاه‌های خارجی، برعهده دارد.
البته نباید فراموش کرد که تحریم‌های یکجانبه آمریکا، صادرات به مهم‌ترین بازار فرش ایران را محدود کرده و بافندگان فرش که عمدتا زنان روستایی، عشایر و اقشار کم‌درآمد هستند از این تحریم‌ها مستقیما  ضرر دیده و معیشتشان لطمه خورده است.
درنهایت بایدگفت  برند  Iranian Carpetنمرده است؛ فقط در خواب است. اگر دولت، اتاق بازرگانی، بخش خصوصی، جامعه هنری، سلبریتی‌ها و معماران داخلی همسو عمل نکنند، هند و ترکیه این میراث را برای همیشه تصاحب خواهند کرد.
بهمن عشقی- مشاور عالی رئیس اتاق بازرگانی تهران

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی