محمد صالح علا
برای آنها که قمپز در می کنند!
سلام به آنها که قمپز درمیکنند. کسانی چون من که عاشق قمپز درکردن اند. از سر سپیده که بیدار میشوم تا شب، حوالی خواب، در کار قمپز درکردنم. ما برای قمپز درکردنهامان هزینهها پرداختهایم. بیشتر چیزهایی را که دوست نداریم، به دردمان نمیخورند، آنها را به سختی و خوندل به دست آوردیم، فقط برای این که به وسیله آنها قمپز درکنیم.
البته قمپز درکردن، تنها به وسیله اشیا نیست؛ اشخاص هم برای ما وسیله قمپز درکردن هستند. با هر مشقتی شده با اشخاص مشهور زلف گره میزنیم. فقط برای آنکه به وسیله آنها قمپز درکنیم.
شاید پیشتر هم گفتهام، من نخستین بار که از نزدیک یک نماینده مجلس را دیدم، بدو بدو رفتم عکاسخانه عکسی برداشتم، بزرگ کردم، زیرش هم به خط درشت نوشتم:«تنها چند دقیقه پس از دیدن آقای نماینده مجلس»! آنگاه عکس را قاب کردم و به وسیله میخ محترمی به دیوار کوبیدم تا در آینده با آن قمپزها درکنم!
شاید قمپز در کردن، یک پدیده روانشناختی است؛ اما نخست سر بکشیم به سمت باستانشناسی قمپزدرکردن. ببینیم این قمپز عزیز از کجا آمده، در اول چه بوده و اکنون چه معنایی دارد.
«قمپز» یا «قپوز» یک واژه ترکی است که در سده شانزدهم ترسایی، عثمانیها آن را به طرف ما پرتاب کردند. در جنگهای دنبالهداری که از زمان شاه اسماعیل دوم صفوی در این سو و سلیم عثمانی در آن سو و تا صفویه، افشاریه، زندیه و قاجار ادامه مییابد. بروز این جنگها علتهای مختلفی داشته که مهمترین آنها اختلاف مذهبی بوده. به آن جنگها جنگ بوسه هم میگفتند. شاید وقت دیگری در این باره بیشتر بگویم. اما اکنون به خود قمپز میپردازیم.
سپاه عثمانی توپهایی داشتند که در آنها باروت میریختند و با پارچههای کهنه و بهدردنخور به کمک سنبه در لوله توپ میچپاندند و وقتی که سفت میشده، به سمت سپاه ایران شلیک میکردند. قمپز چنان صدای هراسناکی تولید میکرده که نه تنها سربازها که اسبها و مادیانهای حامل تسلیحات هم وحشتزده میگریختند.
آن توپها صحنه جنگ را تحتالشعاع قرار میداده، اما آثار تخریبی و تلفات نداشته. ایرانیهای هوشمند به زودی به ماهیت بیاثر قمپز پی برده، فهمیدند که توپشان توخالی است. برای همین هم هر بار که صدای قمپز را میشنیدند، فریادمیزدند: نترسید... نترسید... در نروید... دارن قمیز در میکنن!
و پس از آن منازعات، قمپز درکردن از میدانهای جنگ وارد زبان استعاری و مردموار ما میشود. چنان که اکنون سدههاست از آن جنگها گذشته ،خود آن توپها فراموش شدهاند، اما هنوز قمپز درکردن کارکرد فعالی دارد. هنوز کسانی که مثل ما قمپز درمیکنند، بسیارند. منتهی امروز ما بیشتر به شکل امروزی و مدرن قمپز درمیکنیم.
شما چه نظری دارید؟