«پهلوان آواز»؛ لقبی است که سالها با نام حسین خواجهامیری، مشهور به ایرج، گره خورده است؛ خوانندهای که وسعت، قدرت و حجم صدایش او را به یکی از چهرههای ماندگار تاریخ آواز ایران تبدیل کرد. محمدرضا شجریان نیز در مراسم تجلیل از ایرج در سال ۱۳۹۲، درباره صدای او گفته بود: «صدای ایرج در تاریخ آوازخوانی ما یک متر و معیار است و هر کس بخواهد در بالاترین حد حنجره صدایی را مثال بزند، میگوید صدا شبیه صدای ایرج است.»
ایرج خواجهامیری که در خالدآباد نطنز از توابع استان اصفهان متولد شد، از دل یکی از مهمترین خاستگاههای آواز ایرانی برخاست؛ مکتب اصفهان. او با بهرهگیری از ظرفیتهای این مکتب، توانست در فضای حرفهای موسیقی رادیویی، ارکسترال و ترانه، شیوهای از آواز را ارائه کند که بعدها به یکی از شاخصههای شناختهشده صدای او تبدیل شد.
البته مسیر هنری ایرج تنها به استعداد و صدای منحصربهفردش محدود نبود. خانواده نیز نقش مهمی در شکلگیری شخصیت هنری او داشتند. پدربزرگش، ملا میرزا، از خوانندگان شناختهشده دوران ناصرالدین شاه بود و پدرش نعمتالله، علاوه بر آشنایی با ردیف موسیقی، از صدایی خوش و رسا برخوردار بود. ایرج نیز مدتی زیر نظر پدر آموزش دید و از این طریق نخستین پایههای آوازی خود را شکل داد.
ورود ایرج به عرصه حرفهای موسیقی نیز با آشنایی او با چهرههای مهم موسیقی آن روزگار همراه شد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی و آمدن به تهران، در یک مهمانی با حمید وفادار، برادر مجید وفادار، آشنا شد. آوازخوانی ایرج در آن مجلس، حمید وفادار را تحت تأثیر قرار داد و زمینه آشنایی او با ابوالحسن صبا فراهم شد. ایرج در سال ۱۳۲۶ به مکتب صبا راه یافت و حدود دو سال از محضر او بهره برد. پس از آن نیز با تأیید صبا و به واسطه ابراهیم منصوری، سرپرست وقت رادیو ایران، فعالیت خود را در رادیو آغاز کرد.
«ایرج» چگونه متولد شد؟
حسین خواجهامیری در سال ۱۳۲۹ در دانشکده افسری ارتش پذیرفته شد و در شبهای جمعه با ارکستر محمدعلی بهارلو در برنامه ارتش حضور پیدا میکرد. به دلیل محدودیتهایی که برای پرسنل ارتش وجود داشت، نام مستعار «ایرج» را که نام برادرش بود، برای فعالیت هنری خود انتخاب کرد؛ نامی که بعدها چنان با شخصیت هنری او عجین شد که حسین خواجهامیری را کمتر با نام اصلیاش میشناختند.
او در فاصله سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۶ با ارکسترهای مختلفی از جمله ارکسترهای ابراهیم منصوری، عبدالله جهانپناه، محمدعلی بهارلو، نصرالله زرینپنجه، مهدی خالدی، جواد لشکری و بزرگ لشکری همکاری کرد و پس از آن با دعوت داوود پیرنیا به برنامه «گلها» راه یافت. نخستین همکاری او با این برنامه نیز با افتتاح «برگ سبز ۴۳» و با حضور و همکاری هنرمندانی همچون علی تجویدی، فرهنگ شریف و امیرناصر افتتاح شکل گرفت.
همزمانی حضور ایرج و اکبر گلپایگانی در دانشکده افسری نیز به شکلگیری دوستی میان این دو خواننده انجامید؛ دو هنرمندی که بعدها هر یک به چهرهای مهم در تاریخ آواز ایران تبدیل شدند.
از «گلها» تا سینما؛ صدایی برای مخاطبان گسترده
ایرج تنها در عرصه موسیقی سنتی و برنامههای رادیویی فعالیت نکرد. در سالهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷، صدای او به سینما نیز راه یافت و با خواندن ترانه برای فیلمهای فارسی و بازیگرانی چون محمدعلی فردین، منوچهر وثوق و رضا بیکایمانوردی، دامنه مخاطبانش گستردهتر شد. بازیگرانی که ترانههای ایرج را لبخوانی میکردند، به شناختهشدن بیشتر صدای او در میان عموم مردم کمک کردند؛ به گونهای که صدای ایرج همچنان در خاطره جمعی مخاطبان آن دوران باقی مانده است.
از همین مسیر بود که ایرج توانست میان آواز سنتی، موسیقی رادیویی، ارکستر و سینما ارتباطی ایجاد کند و به خوانندهای تبدیل شود که صدایش تنها محدود به مخاطبان جدی موسیقی نبود. اما آنچه بیش از هفت دهه پس از آغاز فعالیت حرفهای ایرج همچنان محل توجه است، تنها کارنامه و حضور او در برنامه «گلها» یا سینما نیست؛ بلکه جنس صدا، وسعت حنجره، قدرت اجرای نتهای بالا، شیوه تحریر و همچنین ویژگیهای شخصیتی اوست که نامش را در تاریخ آواز ایران ماندگار کرده است.
*ندا سیجانی
شما چه نظری دارید؟