چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۶
نظرات: ۰
۰
-
قدم همایونی که به صنعت نشر برکت داد؛ یادی از همایون صنعتی‌زاده در سالروز درگذشت

امروز، سالروز خاموشی مردی است که ردپای ماندگار اندیشه، کار و تدبیرش بر تارک فرهنگ و صنعت این مرزوبوم جاودانه شده است.

به گزارش اطلاعات آنلاین، همایون صنعتی‌زاده، در سال ۱۳۰۴ در تهران و در خاندانی ریشه‌دار از اهل قلم و تبار دولت‌آبادی‌ها چشم به جهان گشود. او راهی دیگر برگزید و به‌جای نشستن در حصار امن دانشگاه، بازار و تجارت‌خانه را انتخاب کرد تا با ذهنی پویا، تاریخچه‌ای نوین از کارآفرینی و مدیریت فرهنگی را رقم بزند. سیروس علی‌نژاد، روزنامه‌نگار پیش‌کسوت، در وصف این چهره‌ی بی‌بدیل و ابعاد شگرف شخصیت او چنین روایت می‌کند: «صنعتی‌زاده فردی مبتکر و خوشفکری بود، وی در زمینه‌های بسیاری وارد شد که در هر زمینه ابتکارات خاص خودش را پیاده کرد. صنعتی‌زاده هر کجا قدم گذاشت، آنجا را آباد کرد. انتشارات فرانکلین را از نو ساخت که ۱۷۰۰ جلد عنوان کتاب به چاپ رساند، می‌توانید در آن‌زمان این تعداد کتاب را تصور کنید، کتاب‌هایی که سرمایه عظیمی را رقم می‌زد... به نظرم واقعا به درستی گفتم صنعتی‌زاده یک اعجوبه بود. واقعا وقتی که با وی برخورد می‌کردم، با شنیدن سرگذشتش و کارهایی که انجام داده، حیران می‌شدم.»

یکی از درخشان‌ترین فصل‌های کارنامه‌ی فرهنگی صنعتی‌زاده، عهده‌دار شدن مدیریت «مؤسسه انتشارات فرانکلین» در سال ۱۳۳۴ بود. علی‌نژاد در کتاب خود با عنوان «از فرانکلین تا لاله‌زار» در تشریح کیفیّت این تحول و هنر مدیریتی او در کسوت نشر بیان می‌کند: «صنعتی‌زاده با کتاب توانست پول پارو کند، زیرا سیستمی طراحی کرده بود که کتاب را آماده می‌کرد و با ثبت یک جمله در ابتدای آن "با همکاری مؤسسه انتشارات فرانکلین" به ناشران برای چاپ می‌داد و در عوض از قیمت پشت جلد کتاب ۱۵ درصد می‌گرفت. به مرور چنان در این حیطه به تبحر دست یافت که در منطقه خاورمیانه نظیر چنین مؤسسه انتشاراتی وجود نداشت. این در حالی بود که فرانکلین در بسیاری کشورهای دنیا ورشکست شد، اما در ایران پول‌ساز شد و این هنر صنعتی‌زاده بود.»

گستره‌ی آرمان‌های این مرد بزرگ به حوزه نشر محدود نماند؛ کمبود کاغذ در کشور، او را بر آن داشت تا بنیان بزرگ‌ترین کارخانه کاغذسازی خاورمیانه یعنی «کاغذسازی پارس» را در هفت‌تپه برپا کند و با راه‌اندازی «چاپخانه افست»، بار سنگین چاپ کتب درسی را سامان بخشد. ذهن ژرف‌اندیش و خستگی‌ناپذیر او در پهنه‌های گوناگون، از سوادآموزی بزرگسالان گرفته تا رویای نافرجام کشت مروارید در جزیره کیش، ردپایی پرفروغ به جای گذاشت.

با فرارسیدن سال‌های طوفانی پیش از انقلاب و ناامیدی از اصلاح ساختارهای سیاسی، صنعتی‌زاده از مناصب دولتی کناره جست و به زادگاه میراثی خویش، کرمان، روی آورد. علی‌نژاد درباره‌ی این هجرت شکوفا و خلق کارخانه «گلاب زهرا» در دل کوهستان می‌گوید: «همایون صنعتی‌زاده چند سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به کرمان رفت. در این شهر ساکن شد و دست به کارهای عجیب و غریبی هم‌چون راه‌اندازی کارخانه گلاب زهرا زد. وی کوهستانی را تبدیل به لاله‌زار کرد. این کارها ناشی از ذهن منظم، هوش و کاردانی‌اش می‌شد... روستاییان را تشویق کرد تا گل بکارند از آنها بخرد. آنها نیز به جای خشخاش، گل کاشتند و صنعتی‌زاده گل‌ها را خریداری کرد و روستائیان سود بیشتری نسبت به فروش خشخاش بردند.»

افزون بر تلاش‌های سترگ در عرصه مدیریت و کارآفرینی، وجوه محققانه و پژوهشی زندگی صنعتی‌زاده جلوه‌ای دیگر از وسعت طبع و ژرفای اندیشه‌ی او را به نمایش می‌گذارد. او در سال‌های پایانی عمر و در سکوت دامنه‌ی لاله‌زار، قلم را به وادی تحقیق درباره‌ی تاریخ، ادیان باستان، نجوم و گاه‌شماری چرخاند و آثار ماندگاری را به یادگار گذاشت. برگردان دقیق متون دشواری همچون «تاریخ کیش زرتشت» تألیف مری بویس و فرانتس گرنت، «جغرافیای تاریخی ایران» اثر ویلهلم بارتلد، «جغرافیای استرابو» و همچنین پژوهش‌های اصیلی پیرامون علم و گاه‌شماری در ایران باستان، گواهی روشن بر تسلط او بر ابعاد گوناگون تاریخ و فرهنگ کهن این سرزمین است. این آثار، تنها ترجمه یا گردآوری ساده نبودند، بلکه بازتابی از روح کاوشگر مردی بودند که پیوند میان ریشه‌های باستانی ایران و جریان‌های فکری نوین را با دقت و شور محققانه‌ای پیگیری می‌کرد.

سرگذشت صنعتی‌زاده، آیینه‌ای از فرازونشیب‌های سیاسی و اجتماعی روزگارش بود؛ از دلبستگی‌های جوانی به آرمان‌های حزب توده و تلاش‌های صلح‌جویانه و نافرجام میان شاه و جبهه ملی گرفته تا آزمون سخت زندان و مبارزه با فساد پس از انقلاب. علی‌نژاد پیرامون آن دل‌مشغولی‌های دوران جوانی و نگاه وطن‌دوستانه‌ی او یادآور می‌شود: «صنعتی‌زاده بعد مدتی ارتباطش با حزب توده را کنار گذاشت؛ ارتباطی که بیش‌تر با شخص عبدالصمد کامبخش بود. دیگر نمی‌خواست به این حزب منتسب شود... شاید نزدیکی صنعتی‌زاده به حزب توده را بتوان این‌گونه توضیح داد که وی به نوعی در این فکر بود که چگونه می‌توان کشور را ساخت. خلاصه کلام اینکه صنعتی‌زاده مردی وطن‌دوست بود.»

او تا واپسین دم حیات، از پویایی نایستاد و به پژوهش در اعماق تاریخ و آیین‌های ایران باستان و ترجمه متون اصیل همت گماشت. سرانجام، همایون صنعتی‌زاده در چهارمین روز از شهریور ۱۳۸۸ در هشتاد و چهار سالگی در کرمان چشم از جهان فروبست و در خاک پربار لاله‌زار، در همان آغوشی که خود به بار نشانده بود، آرام گرفت.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی