نمایشگاه عکس «این صورت باقی»، با تمرکز بر تاریخ عکاسی و تحولات آن از مجموعه آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران که روایتی از ۲۰۰ سال عکاسی است، در موزه هنرهای معاصر تهران گشایش یافت.
عکاسی در ۲۰۰سالی که از تولدش میگذرد، از ثبت نخستین تصویر پایدار تا عصر انفجار تصاویر دیجیتال و هوش مصنوعی، دیگر فقط ابزاری برای ثبت واقعیت نیست بلکه عکسها بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ما شدهاند و هیچ تصویری را نمیتوان بازتابی کاملاً خنثی و دستنخورده از جهان دانست. نمایشگاه «این صورت باقی» با بازخوانی بخشی از گنجینه عکس موزه هنرهای معاصر تهران از همین نسبت پیچیده میان تصویر، واقعیت، زمان و حافظه آغاز میکند؛ از چهرههایی که دیگر حضور ندارند اما تصویرشان باقی مانده، تا عکسهایی که فاصله میان قرن نوزدهم و دهههای معاصر را در گفتگویی فراتاریخی به هم پیوند میدهند.
تناقض حضور و غیاب
محمدرضا طهماسبپور، یکی از کیوریتورهای (نمایشگاهگردان) این نمایشگاه در گفتگو با اطلاعات درباره عنوان این نمایشگاه و نسبت آن با مفهوم ماندگاری تصویر و ماهیت عکاسی اظهار کرد: انتخاب اسم «این صورت باقی» لایههای مختلف معنایی برای ما داشت. از یک طرف، واژه «صورت» یک ارجاع مستقیم به خودِ عکاسی پرتره و چهرهنگاری دارد؛ بهویژه آنکه بخش قابلتوجهی از آثار نمایشگاه (مثل آلبومهای تاریخی و همچین پرترههای دورهای مختلف از پیکتوریالیستی در قرن ۱۹ تا معاصر) روی همین شکل از عکاسی و بازنمایی انسان تمرکز دارند. اما در اصل و در معنای عمیقتر، منظور ما از «صورت»، خودِ «تصویر» (Image) و ذات ارجاعی عکاسی است. عکس، ثبت لحظهای از جهان است که میگذرد و نابود میشود؛ آدمها یا موقعیتها میروند، اما آن «صورت» و نقش تصویریشان به عنوان یک سند تاریخی و انسانی باقی میماند. ما با این اسم میخواستیم روی پارادوکس «حضور و غیاب» دست بگذاریم: اینکه آدمها و لحظهها غایبند، اما صورت ماندگارشان در گنجینه و حافظه دیداری ما همچنان زنده است و با ما حرف میزند.
شکستن روند «محصور بودن در زمان»
دکتر افسانه کامران، کیوریتور دیگر نمایشگاه درباره اینکه منطق کنار هم قرار دادن عکسهایی از دهه ۷۰ میلادی و قرن نوزدهم و اینکه آیا هدف از این کار ایجاد یک گفتگوی تاریخی و فرهنگی میان شیوههای مختلف نگاه کردن و عکس گرفتن بوده، توضیح داد: ما اصلاً نمیخواستیم صرفا و فقط یک روایت خطی و خستهکننده تقویمی ارائه دهیم که مثلاً عکاسی از نقطه الف شروع شد و به نقطه ب رسید. عکاسی یک رسانه تکبعدی نیست؛ همزمان هنر است، فن است و یک تصویر پر از دلالتهای فرهنگی و اجتماعی. وی افزود: منطق کنار هم قرار دادن آثار قرن نوزدهم در کنار آثار دهه ۷۰میلادی بهتدریج و در برخی گالریها، شکستن روند «محصور بودن در زمان» بود. برای مثال، برای ایجاد یک گفتگوی فراتاریخی در بخش چشمانداز، نگاه کلاسیک و زیباشناختی «انسل ادمز» را کنار کارهای مفهومی «یان دیبتس» یا «میشل استوارت» قرار دادیم تا مخاطب ببیند چطور یک موضوع واحد مثل «طبیعت» در دو برهه زمانی، با دو شیوه کاملاً متفاوت «نگاه» و «ثبت» شده است.
لمس اصالت از دسترفته تصویر
افسانه کامران بیان کرد: در کنار به نمایش گذاشتن آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران با روایتی که بتواند هم دارای معنا و سیر منطقی باشد و هم برای مخاطب جذاب، تلاش کردیم تا تجربه تعاملی برای مخاطب، بهویژه مخاطب نسل جدید شکل دهیم. ما امروز با نسلی طرف هستیم که در عصر تصویر دیجیتال به دنیا آمدهاند و شاید هیچگاه تاریکخانه، لمس کاغذ عکاسی، و مادیت یک عکس آنالوگ را از نزدیک تجربه نکرده باشند.
عکس، رسانهای مستقل و مؤثر
زانیار بلوری، کیوریتور دیگر نمایشگاه، درباره برگزاری این رویداد در آستانه ۲۰۰ سالگی عکاسی و تصویری که از مسیر تحول عکاسی در این رویداد ارائه شده، اظهار کرد: ما در آستانه ۲۰۰سالگی عکاسی، با دنیایی مواجهیم که هوش مصنوعی، الگوریتمها و حجم عظیمی از تصاویر دیجیتال همهجا را پر کردهاند. این نمایشگاه نشان میدهد عکاسی چطور از یک پدیده نوظهور علمی/فنی به رسانهای مستقل و مؤثر تبدیل شد که همزمان با سایر رسانهها همچون نقاشی، مجسمه و هنر مفهومی در گفتگو و بده بستان بوده است. وی درباره مهترین چیزی که مخاطب باید در این نمایشگاه کشف کند، گفت: شاید مهمترین کشف مخاطب این است که درک کند «عکس هیچوقت یک سند خنثی یا بازتاب محض و دستنخورده از واقعیت نیست». هر عکس محصول انتخاب، متاثر از بستر فرهنگی-تاریخی و حاوی زیباییشناسی خاص هر دوره است.
۳۵۰ عکس از قرن نوزدهم
آلبومهای گنجینه موزه که برای نخستین بار به نمایش درآمدهاند، دربر دارنده بیش از ۳۵۰ عکس از سالهای میانی سده نوزدهم میلادی و نخستین سالهای رواج عکاسی در کشورهای اروپایی، عثمانی، روسیه و ژاپن هستند. برخی تصاویر حاضر در این آلبومها، توسط عکاسان شاخص و نامدار این دوران ثبت شدهاند.
شما چه نظری دارید؟