به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از فست کمپانی، اصطلاحات دهانپرکن، عبارات کلیشهای، جملات قالبی، و از همه بدتر و معروفتر؛ استفاده از خط تیره بلند اینها تمام نشانههایی هستند که خوانندگان و نویسندگان آموختهاند برای تشخیص اینکه آیا متنی توسط هوش مصنوعی نوشته شده است یا خیر، به آنها توجه کنند. نویسندگان و روزنامهنگاران بیشترین ضربه را از این روند خوردهاند، بهطوریکه با عادیتر شدن هوش مصنوعی، میزان اتهامات مبنی بر استفاده از آن رو به افزایش است. ابزارهای تشخیص میتوانند هوش مصنوعی را ردیابی کنند، اما ممکن است ناقص و غیرقابل اعتماد باشند. در میان ادعاهای دلسردکننده و افزایش سختگیریها پیرامون شیوههای رایج نگارش، انگیزه نویسندگان جوان در حال رنگ باختن است؛ حتی اگر میزان استفاده آنها از هوش مصنوعی متفاوت باشد. بر اساس اعلام انجمن نویسندگان، ۲۰ درصد از نویسندگان داستان و ۲۵ درصد از نویسندگان آثار غیرداستانی اظهار داشتهاند که از هوش مصنوعی استفاده میکنند. با این حال، ۶۵ درصد از نویسندگان داستان و ۵۷ درصد از نویسندگان آثار غیرداستانی بر این باورند که هوش مصنوعی به درآمد آینده آنها از کارهای خلاقانهشان آسیب خواهد زد
الکس دل کوئتو، فارغالتحصیل تازهکار کالج و روزنامهنگار هنری در وبسایت خبری تئاتر Broadway World، میگوید نگران ورود به بازار کار در دوران اوجگیری هوش مصنوعی است. او میگوید: «احساس میکنم ظهور هوش مصنوعی و تبعات آن، فعالیت به عنوان یک روزنامهنگار جوان را تقریباً غیرممکن ساخته است.» گسترش روزافزون این فناوری، بازار کار از پیش دشوار را در حوزهای که از قبل هم رقابتی بوده، پیچیدهتر کرده است.
به لطف هوش مصنوعی، نویسندگان جوان در بلاتکلیفی رها شدهاند. آنها همزمان در تلاشند تا دریابند آیا برای همگام ماندن با صنعت رقابتی امروز باید به هوش مصنوعی روی آورند یا برای حفظ اعتماد مخاطبان، کلاً از آن دوری کنند (با وجود خط تیره بلند و همه لوازم جانبیاش).
هوش مصنوعی میتواند به شهرت و سلامت روان آسیب برساند از جا ماندن پرامپت چتباتها در کتابهای چاپشده گرفته تا تولید نقلقولهای جعلی برای استفاده در مقالات توسط هوش مصنوعی، دیوار بیاعتمادی میان مخاطبان و نویسندگان بلندتر شده است. در این دنیای جدید که خوانندگان نمیدانند چه کسی (یا چه چیزی) قلم به دست گرفته است، هر پدیدهای میتواند زنگ خطر را برای مخاطب به صدا درآورد: واژهای تازه، نشانهگذاری غیرمتعارف، یا حتی خود محتوا.
سلامت روان در تهدید
مردم عادت کردهاند هر چیزی را که نمیپسندند، به هوش مصنوعی نسبت دهند. فرقی نمیکند کتاب باشد، عکس، ویدیو یا مقاله؛ عبارت «این کار هوش مصنوعی است» نه به عنوان یک اتهام مستند، بلکه در مقام توهین به کار میرود. این رویه میتواند به آزار و اذیت پدیدآورندگان و ایجاد یک اثر دومینویی مخرب روی هنرمندان و نویسندگان منجر شود.
برای نمونه، نویسندگانی که به نادرستی به استفاده از هوش مصنوعی در آثار خود متهم شدهاند، پس از مواجهه با نقدهای منفی، احساس اضطراب و ناامیدی خود را ابراز کردهاند. منتقدان به جای پرداختن به ظرافتهای نوشتاری، صرفاً اتهامی را پرتاب میکنند و کار را تمامشده میدانند.
این روند علاوه بر آسیب به سلامت روان، میتواند صدمات جبرانناپذیری به مسیر شغلی افراد وارد کند. نویسندگان جوانتر از این بیم دارند که شغل نداشتهشان را پیش از تصاحب، به هوش مصنوعی ببازند.
برخی از نویسندگان اکنون از به کار بردن واژگان و علائم نگارشی که یادآور هوش مصنوعی هستند طفره میروند؛ مانند الگوهای رایج در مدلهای زبانی بزرگ که میگویند چیزی «الف است، نه ب». به عنوان مثال: «استفاده از هوش مصنوعی تقلب نیست؛ بلکه بهرهگیری از منابع است.»
بنابراین، نویسندگان به جای تمرکز بر اصول بنیادین هنر خود، ناچارند دغدغه این را داشته باشند که آیا اثرشان شبیه نوشتههای یک ربات به نظر میرسد یا خیر. وسواسهایی نظیر «آیا بیش از حد از خط تیره بلند استفاده کردهام؟» یا «آیا مخاطبان باور خواهند کرد که این کلمه را واقعاً به طور طبیعی به کار بردهام؟» ذهن آنها را تسخیر میکند.
بارب کی، دانشجوی دانشکده روزنامهنگاری گرادجویت کریگ نیومارک در دانشگاه سیتی نیویورک، معتقد است که استفاده از هوش مصنوعی میتواند به عنوان یک انگ منفی برای نویسندگان عمل کند. بهکارگیری آن در فرآیند پژوهش یا نگارش داستان نیز میتواند حس دلسردی را به خود نویسندگان تزریق کند.
او میگوید: «من از بهکارگیری هوش مصنوعی در تحریریهها سرخوردهام و نسبت به همکارانی که از آن استفاده میکنند، نگاهی شکاکانه دارم. با وجود اینکه تلاش میکنم ذهنی باز داشته باشم، اما آسیبی که این فناوری به محیط زیست وارد میکند و خطر از بین رفتن ارتباط انسانی و اصالت روزنامهنگاری، بر هر مزیت احتمالی آن سنگینی میکند.»
با وجود این، برخی از نویسندگان همچنان ممکن است از آن استفاده کنند با وجود تمامی انگها و خطرات، هوش مصنوعی ماندنی است و بسیاری از متخصصان، از جمله نویسندگان، ممکن است برای مقاصد گوناگون از آن بهره بگیرند. این تصمیم همیشه از سر تنبلی یا خلاقیتگریزی نیست؛ گاهی اوقات آخرین راه چاره محسوب میشود.
برخی از نویسندگان که به استفاده از هوش مصنوعی متهم شدهاند، اعتراف کردهاند که به دلیل فشردگی برنامهها، مدیریت همزمان فرزندپروری و سایر مشاغل، یا داشتن مسئولیتهای سنگین، ناچار شدهاند برای ویرایش آثار خود از آن کمک بگیرند. برخی دیگر نیز به صورت مستقل کار میکنند و بودجهای برای استخدام یک ویراستار واقعی جهت بررسی متن خود ندارند.
چالش رسانهها
این مساله صرفاً به سطح فردی محدود نمیشود، بلکه چالشی رسانهای است؛ همانطور که دپارتمان ارتباطات سازمان ملل متحد یادآور میشود، رسانههای سنتی زیر فشار شدید مالی قرار دارند. اتاقهای خبر با کادر محدودتر که تحت فشار تأمین آمار بازدید هستند، ناگزیرند کمیت خروجی را بر کیفیت آن مقدم بدارند.
ورود به عرصههای خلاقانه از پیش دشوار بوده است، از این رو برخی نویسندگان احساس میکنند چارهای ندارند جز اینکه امور را شخصاً به دست بگیرند.
پلتفرمهایی مانند River AI که به نویسندگان اجازه میدهند از هوش مصنوعی برای ویرایش و نمونهخوانی پروژههای حجیم مانند کتاب استفاده کنند، محبوبیت بیشتری یافتهاند. در نتیجه، آمار انتشار کتابهای خودناشر در حوزه داستان طی سالهای اخیر سیر صعودی داشته است.
این وضعیت چه سرنوشتی برای نویسندگان جوان رقم میزند؟ نویسندگان آزاد یا مؤلفانی که هیچ قرارداد نشر مشخصی پشتوانه آنها نیست، احتمالاً از نظر مالی در مضیقه هستند و در این بازار رقابتی، زیر فشار شدیدی قرار میگیرند. کسانی که با هوش مصنوعی مخالفند، شاید وسوسه شوند که برای جذب مخاطب، تولید سریع محتوا یا افزایش بازدید، به استفاده از آن تن بدهند.
ناتالی تولوچ، یکی دیگر از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد روزنامهنگاری در کریگ نیومارک، میگوید مشاهده کرده است که در فضاهای آکادمیک و حرفهایِ اتاقهای خبر، پیشنهاد استفاده از هوش مصنوعی برای امور پژوهشی مطرح میشود و او در عجب است که چرا چنین روشی انتخاب میشود. او اطمینان دارد پژوهشی را که هوش مصنوعی انجام میدهد، یک انسان میتواند به مراتب بهتر به سرانجام برساند.
او میگوید: «فکر میکنم این موضوع ترسناکی است، اما هر چه بیشتر به بازار کار نزدیک میشوم، عزم خودم را جزمتر میکنم تا ثابت کنم هوش مصنوعی هرگز نمیتواند جایگزین من شود.»
اگرچه نسلهای جوانتر سطح بالاتری از بدبینی را نسبت به خطرات احتمالی هوش مصنوعی ابراز میکنند، اما آمار استفاده از آن میان بزرگسالان جوان همچنان رو به افزایش است. برخی رسانهها و ناشران کوشیدهسر با گسترش اخبار جعلی مقابله کنند و با درج نشانههایی، به خوانندگان اطلاع دهند که در تهیه اثر از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.
در مارس ۲۰۲۶، انجمن نویسندگان در ایالات متحده به مؤلفان اجازه داد تا گواهینامه رسمی موسوم به «گواهینامه تألیف انسانی» را به کتابهای خود الصاق کنند. این نشان گواهی میدهد که کتاب کاملاً توسط انسان به نگارش درآمده و در آن از ابزارهای نویسندگیِ هوش مصنوعی کمترین استفاده یا هیچ استفادهای نشده است. از زمان ارائه این قابلیت، هزاران نویسنده برای دور ماندن از اتهامات احتمالی، از آن بهره بردهاند.
بل مارتینلی، که به عنوان هماهنگکننده خدمات اعضا در اتاق بازرگانی منطقه اولان بزرگ در نیویورک مشغول به کار است و به صورت فریلنس نیز روزنامهنگاری میکند، میگوید وقتی به اطرافیانش میگوید از هوش مصنوعی استفاده نمیکند، «مانند یک موجود فضایی» با او برخورد میکنند.
او میگوید: «من یک نویسندهام. من عاشق نوشتم. میروم، گزارش تهیه میکنم، برمیگردم و مینویسم. اگر کسی نتواند این فرآیند را بدون دخالت یک ربات طی کند، اصلاً نباید وارد حوزه روزنامهنگاری شود... زیرا روزنامهنگاری چیزی فراتر از قلم زدن روی کاغذ است. روزنامهنگاری درباره روایت داستانها و انتقال اطلاعات است، اما بیش از همه به وجدان و تأثیرگذاری بر انسانها مربوط میشود. شما هرگز نمیتوانید به عنوان یک ربات بر قلب مردم اثر بگذارید.»
زمانی که برای کارهای خلاقانهای که از عهده انسان برمیآید به هوش مصنوعی متوسل میشویم، فرآیند ویرایش و خلق اثر را تضعیف میکنیم. اگر تصمیمگیریهای انسانی جای خود را به هوش مصنوعی بدهند، با متنی روبهرو خواهیم شد که حس گسست و بیگانگی القا میکند. پیوند عمیقی که میان نویسنده و مخاطب شکل میگیرد، ماهیتی کاملاً انسانی دارد. تنها یک انسان میتواند داستان فرد دیگری چه در قالب خیال و چه واقعیت را به گونهای روایت کند که دیگران با تمام وجود با آن ارتباط برقرار کرده و آن را درک کنند.