ابوالقاسم شریعتی فیض آبادی
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک «انقلاب در حملونقل» نیاز دارد؛ انقلابی که نهتنها خیابانها و جادهها، بلکه فاصله میان انسانها، شهرها، فرصتهای اقتصادی و مراکز فرهنگی و مذهبی کشور را کوتاه کند.
سالهاست هرگاه سخن از تمرکز جمعیت، آلودگی، ترافیک و مشکلات کلانشهر تهران به میان میآید، موضوع انتقال پایتخت یا ایجاد مراکز جدید مطرح میشود اما شاید راهحل اساسی، جابهجایی پایتخت نباشد؛ بلکه می توان با تقویت حمل و نقل به ویژه در حوزه ریلی و بهره گیری از تجهیزات روز، شهرهای ایران را به یکدیگر نزدیک کرد.
اگر بتوانیم فاصله زمانی مسیر شهرها را کاهش دهیم، در حقیقت جغرافیای ایران را تغییر دادهایم؛ بدون آن که شهری را جابهجا کنیم که در همین راستا می توان نقطه آغاز این طرح را مشهد مقدس و تهران درنظرگرفت؛ از ۲ شهر بزرگ و راهبردی ایران؛ یکی پایتخت سیاسی و اقتصادی کشور و دیگری پایتخت معنوی و مذهبی ایران.مسیر ریلی تهران ـ مشهد با حدود ۹۲۶کیلومتر، یکی از مهمترین محورها در حوزه راه آهن محسوب می شود که سالانه مسافران زیادی از آن استفاده می کنند اما آنها مجبورند ساعت ها وقت صرف این رفت و آمدها کنند؛ در حالی که می توان با تدابیر ویژه و به کارگیری قطاری با سرعت هدفگذاریشده بیش از ۵۰۰کیلومتر بر ساعت ، مسیر این ۲ کلانشهر کشورمان را در مدت زمان بسیار کمتری طی کرد و سپس این شبکه را به دیگر نقاط کشور تسری داد.تصور کنیم زائری از تهران بتواند با آرامش سوار قطار فوقسریع شود و در زمانی بسیار کوتاه به مشهد مقدس برسد؛ بدون خستگی سفرهای طولانی جادهای، بدون گرفتار شدن در ترافیک و با ایمنی و آسایش بیشتر. برای میلیونها زائر حضرت علیبنموسیالرضا(ع)، چنین طرحی فقط یک پروژه عمرانی نیست؛ خدمت به زائر، خدمت به فرهنگ زیارت و خدمت به مردم ایران است.
این پروژه میتواند با یک نام ملی شناخته شود: «شبکه قطار فوقسریع ایران»؛ شبکهای که هدف آن فقط حمل مسافر نیست؛ بلکه نزدیک کردن نقط مختلف کشورمان به یکدیگر است. بنابراین میتوان منطقی دانست که نخستین حلقه یک شبکه ریلی فوقسریع ملی در محور تهران - مشهد مورد مطالعه جدی قرار گیرد.اما تقویت شبکه ریلی مذکور نباید فقط به مسیر مذکور مشهد منحصر شود، بلکه یکی از مهمترین شاخههای آن میتواند مسیر تهران ـ گرمسار ـ ساری ـ قائمشهر ـ گرگان باشد؛ شبکهای که پایتخت را به دریای خزر و شهرهای زیبای شمال کشور هم نزدیک میکند.
پیش از این و سال ها قبل ایده اتصال تهران و مشهد با یک سامانه مگلو (قطار مغناطیسی) و اتصال آن به شهرهایی مانند ساری و گرگان مطرح شده است. با چنین شبکهای،تهران تا شمال دیگر یک سفر طولانی و فرسایشی نخواهد بود؛ بلکه میتواند به یک سفر سریع، ایمن و برنامهپذیر تبدیل شود.
پس از محور تهران ـ مشهد و شاخه شمال، باید این شبکه ویژه ریلی بهتدریج به شهرهای بزرگ کشور متصل شود؛ در واقع هدف می تواند ایجاد یک «تار و پود ریلی» باشد که شهرهای بزرگ ایران را در کمترین زمان ممکن به یکدیگر پیوند می دهد.هدف از این طرح، ساخت چند خط منفرد نیست؛ بلکه ایجاد یک شبکه یکپارچه ملی است که شهرهای ایران را به یکدیگر نزدیک می کند.وقتی تهران و مشهد، تهران و اصفهان، تهران و تبریز، تهران و شیراز و دیگر شهرهای بزرگ کشور در فاصله زمانی بسیار کوتاهتری قرار گیرند، مفهوم «مرکز و پیرامون» نیز تغییر خواهد کرد.یک جوان میتواند در شهری زندگی و در شهری دیگر کار کند، یک دانشجو میتواند در شهری تحصیل و در شهر دیگری زندگی کند ، یک سرمایهگذار میتواند بازارهای سراسر کشور را در دسترس خود ببیند و ...
در چنین شرایطی، توسعه فقط در تهران و چند کلانشهر متمرکز نخواهد ماند؛ بلکه ایستگاههای این شبکه میتوانند به کانونهای جدید اقتصادی، گردشگری، دانشگاهی، فناوری و خدماتی تبدیل شوند.
«قطار فوقسریع ایران» صرفاً یک پروژه ریلی نیست؛ بلکه پروژه توسعه ایران است. ایستگاههای این شبکه میتوانند زمینهساز شکلگیری مراکز لجستیکی، شهرکهای اقتصادی، هتلها، مراکز تجاری، نمایشگاهی، گردشگری و فناوری باشند و فرصتهای تازهای را در سراسر کشور توزیع کند.
البته انتخاب فناوری، از قطار سریعالسیر متعارف تا مگلو، باید پس از یک مطالعه جامع و مستقل انجام شود؛ مطالعهای که هزینه، ایمنی، مصرف انرژی، ظرفیت، زمان سفر، شرایط اقلیمی، زلزلهخیزی، توپوگرافی، تأمین مالی و امکان انتقال فناوری و ساخت داخلی را بهدقت بررسی کند.
هدف نباید صرفاً خرید یک فناوری باشد؛ هدف باید ساختن دانش، توان مهندسی و ظرفیت صنعتی آن در داخل کشور باشد.در همین راستا دولت با همکاری وزارت راه و شهرسازی، راهآهن جمهوری اسلامی ایران، دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان و بخش خصوصی می تواند مطالعه جامع «طرح ملی ایرانِ نزدیک» را آغاز کند و نخستین مرحله آن را به محور تهران ـ مشهد اختصاص دهد.
شما چه نظری دارید؟