چنان یک روی و یکدل ساز باهم مردمِ عهد
که کس را فکرِ آن نبوَد که از کس داد بستاند
وگر باشد خلافی در میان هم، اعتدال آور
که تاب از آتش و، دلسختی از فولاد بستاند (بابافغانی)
شرایط خاص کشورمان را همه میدانیم و هرچه گفته شود زائد و پرگویی است. نه میتوان به مردم دروغ گفت و نه باید بر نا امیدی و یأس دامن زد. هر عقل سلیم و رای صائبی در شرایط کنونی، برای مقاومت در برابر دشمنان پلید و بیرحم، مدیریت منابع و مدارای با ملت را در پیش میگیرد و توصیه میکند. این مهم نیاز به هماهنگی و انسجام ملی دارد و در پیام پریروز رهبری به وضوح بر این مسأله تأکید شد. اما از عجایب این که بلافاصله بعد از صدور پیام، درست بر خلاف توصیه ایشان به انسجام، جماعتی فرصتطلب، با تفسیرهای ناصواب و عباراتی نازیبا شخص رئیس جمهور را مورد هجمه قرار دادند و ناسزا نثار دکتر پزشکیان و دولت برگزیده ملت ایران کردند. زهی بی رسمی و قدرناشناسی!
آیا این است تفسیر شما از سخنان رهبری در معنای حفظ وحدت و انسجام در برابر دشمنان؟ رئیس جمهور مدیر اجرایی کشور است و با جزئی ترین مشکلات مُلک و ملّت و نان و آب و برق و دارو و سوخت و انرژی و واردات و صادرات و هزاران مشکل و مسأله دیگر سر و کار دارد. در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و حملات بعدی آمریکا و محاصره دریایی و تحریم ناجوانمردانه ایالات متحده و توطئههای صهیونیستی، همین دولت بوده که کشورمان را اداره کرد.
نمیگویم انتقاد نکنید یا انتقادی بدان وارد نیست ولی منصف باشید. چرا هیچگاه ادب و آداب سخن را رعایت نمیکنید؟ کید و وارونه بازی را کنار بگذارید و شعارهای عوامفریبانه ندهید.
باری، کدام وقت بوده که رئیس جمهور خود را در مقابل رهبری قرار دهد! او هم به شرع باور دارد و هم به قانون اساسی و به هر دو سوگند یاد کرده که از منافع ملی و نظام بر مبنای قانون اساسی و منویات و رهنمود رهبری دفاع کند. شما اما دائما از این دایره فراتر رفته و سرپیچیدهاید.
یک مسأله دیگر این که رئیس جمهور در مصاحبه با دو خبرنگار سیما از برخی محدودیتهای اقتصادی سخن گفت. این واقعیت را باید صادقانه تحلیل و برای مردم بیان کنیم. از ملت کمک بخواهیم. ملت باید در مقاومت نقش درجه اول داشته باشد. حکومت نمی تواند تنها با مدیریت و تقاضای مقاومت و قناعت، ملت را به مشارکت و پشتیبانی فراخواند. باید مدارا کند و صادق باشد. محدودیت و سخت گیری، قهر و نامهربانی، سزاوار نیست. سرنوشت همه ما یکی و خانه و نبرد ما یگانه است.
بازگردیم به مشکلات مملکت و منطقه؛ اکنون دامنه محاصره اقتصادی آمریکا به برخی مستعمرات و متحدینش در منطقه رسیده است. امارات متحده عربی که یکی از پایگاههای مالی و تأمین کالا از طریق جنوب ایران بوده با شدت و حدت مشغول رهگیری و جلوگیری از کانالهای مالی و کالاهایی است که به نحوی در مسیرهای ایران قرار میگیرد یا خواهد گرفت. بنابراین، موانع و دشمنان ایران معدود و محدود به ایالات متحده و رژیم صهیونی نیست، بسیارند پایگاهها و متحدان آشکار و نهان این دشمنان که جنگ و ضربه آنها، نهفته و بینشانه است. خنجری از پشت است. ایران و مدیران دیپلماسی و نظامی باید هوشیارتر از دشمنان آشکار و نهان باشند. کشور نباید در محاصره کامل قرار گیرد و اجازه دهد آمریکا و رژیم صهیونی در ائتلاف با عربهای منطقه و برخی کشورهای نوظهور در شمال یا مناطق خودمختار در غرب و غیره، ما را محاصره کنند. این امر ممکن است ما را در شرایط غیر قابل پیشبینی قرار دهد. دیپلماسی فعال و اهرمهای چندگانهای از نفوذ ایران در منطقه در اختیار ماست. باید هشیارانه، آشکارا و نهان از تمام اهرمها و امکانات بهره بگیریم تا از این ائتلاف و هدف شوم جلوگیری شود.
آخرین مسأله این است که اخیراً از طرف دولت تبهکار دونالد ترامپ، برای شهروندان ایران محدودیتهای علمی و دانشگاهی، از جمله شرکت در آزمونهای تافل و آیلتس و بسیاری دیگر از امکانات پیشرفت و حضور در مجامع علمی در فضای مجازی و حقیقی و دانشگاهها ممنوع اعلام شده و راههای آن نیز مسدود شده است. محدودیتهای بیشتر هم در راه است. از آن دولت خبیث انتظاری نیست!
اما آیا رواست که در اینجا و درون کشور هم کسانی درست همزمان چنین طرحی داشته و راه را بر اهل فکر و دانش و رسانه برای شهروندان وطن مسدود کنند؟ این ماجرا را چگونه باید هضم و این معما را چگونه میتوان حل کرد؟
مجد همگر گوید:
کس را ز غصه و غم من نیست آگهی
این قصه با که گویم و این غم کجا برم؟!