بعد از قتل یکی از افرادی که به عنوان اراذل و اوباش سطح یک تهران شناخته میشد، تصاویری از عزاداری و نصب حجلههای متعدد در محله او پرسشهایی ایجاد کرده است؛ اما چرا برای چنین فردی، حجله گذاشته شده و تعداد زیادی عزاداری کردهاند؟
به گزارش ایرنا، قتل «ابوالفضل.و» تنها یک پرونده جنایی با روایت یک درگیری خونین نبود، چرا که پس از انتشار خبر قتل او، تصاویر حجله و حضور شماری از مردم در مراسم عزاداری، پرسش دیگری را پیش کشید، این که چگونه فردی که پلیس از او بهعنوان یکی از اراذل و اوباش سطح یک تهران یاد کرده، میتواند پس از مرگ با چنین واکنش عاطفی روبهرو شود؟
ماجرا از یک خانه در محله جامی تهران آغاز شد؛ جایی که مرد جوانی با ضربات متعدد شیشه شکسته و چاقو به قتل رسید. پس از اعلام حادثه، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در محل حاضر شدند و متهمی را که همچنان در صحنه حضور داشت، بازداشت کردند.
بنا بر اعلام پلیس، پیشینه مقتول، پرونده را از یک نزاع معمولی فراتر برد و بررسی سوابق، روابط و انگیزههای احتمالی دو طرف را در کانون تحقیقات جنایی قرار داد اما از سوی دیگر، روایتی دیگر در حال شکلگیری بود؛ نه در گزارش پلیس، بلکه در شبکههای اجتماعی و میان بخشی از مردم محلی.
متهم چه گفت؟
متهم در اظهارات اولیه خود، انگیزه قتل را اختلاف مالی و تهدیدهای مقتول عنوان کرد. او مدعی شد یک میلیارد تومان از مقتول دریافت کرده تا با آن معامله کند و در ادامه، بر سر بازپرداخت و سود این پول با او دچار اختلاف شده است. متهم همچنین مدعی شد مقتول او را در خانه خود تحت کنترل داشته و سفتههایی به ارزش ۱۸میلیارد و ۵۰۰میلیون تومان از او گرفته. در روایت متهم، مشاجره روز حادثه، زمانی شدت گرفته که بار دیگر از سوی مقتول تهدید شده است. او گفته ابتدا آکواریوم خانه را شکسته و سپس با شیشه شکسته به قلب مقتول ضربه زده و در ادامه با چاقو چند ضربه دیگر به او وارد کرده.
حجلههایی که برپا شد
روز پس از انتشار خبر قتل اما فضای مجازی چهره دیگری از ماجرا را نشان داد. در ویدئوها و مطالبی که از سوی یک رسانه محلی با عنوان «فلاح اوشاخلاری» منتشر شده، تصاویری از حجله ابوالفضل و مراسم عزاداری او دیده میشود؛ حجلههایی که بنا بر این روایتها بسیاری از دوستان و بچههای محله فلاح در جنوب غرب تهران برای او برپا کردهاند. راوی یکی از این ویدئوها با لحنی متأثر میگوید که هیچوقت فکر نمیکرده روزی حجله ابوالفضل را ببیند، در ادامه نیز از او با عباراتی مانند «خوشقلب»، «مهربان» و فردی که «تعصب فلاح را میکشید» یاد میکند.
یکی از اطلاعاتی که درباره این فرد از سوی اطرافیانش مطرح میشود، ارتباط او با هیأتهای عزاداری است. همچنین درباره فعالیت یا ارتباط او با یک مرکز ترک اعتیاد نیز روایتهایی مطرح شده. اگر روایتهای منتشرشده درباره حضور گسترده در مراسم و برپا کردن حجلهها درست باشد، میتوان آن را نشانهای از وجود شبکهای از روابط اجتماعی پیرامون او دانست؛ شبکهای که مرگ یک عضو آن را تحتتأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، رفاقت فقط یک واژه نیست؛ بخشی از هویت اجتماعی گروهی است که خود را متعلق به یک محله میداند. در ادبیات محلی، ممکن است فردی را با عنوان بچه فلاح بشناسند و همین تعلق محلهای، فارغ از قضاوت درباره رفتارهای او، نوعی همبستگی ایجاد کند.
چرا برای او گریستند؟
اما چرا مرگ او با عزاداری همراه شد؟ شاید مهمترین بخش این ماجرا نه در صحنه قتل، بلکه در روزهای پس از آن دیده شود. این یک تناقض قابلتأمل برجسته است که چرا مرگ فردی با چنین سابقهای، برای بخشی از مردم با اندوه و حضور در مراسم عزاداری همراه شده است؟
یک کارشناس انتظامی که نمیخواست نامش فاش شود، در این رابطه گفت: پاسخ را شاید نتوان تنها در عنوان اراذل و اوباش یا در گزارش یک پرونده جنایی جستجو کرد. پشت یک عنوان جنایی، یک رابطه اجتماعی هم وجود دارد. وقتی از یک چهره محلی با عنوانهایی مانند «گندهلات» یاد میشود، این عنوان الزاما تمامِ تصویری نیست که اطرافیان او دارند، چراکه در محلاتی مثل جنوب شهر و فلاح که روابط اجتماعی نزدیکتر است و تقریبا بافت بومی و قدیمی خود را حفظ کرده، شناخت افراد تنها از مسیر اخبار رسمی و سوابق قضایی شکل نمیگیرد. افراد ممکن است به واسطه ارتباطات خانوادگی، دوستی، محله، فعالیتهای اجتماعی یا حتی شهرت و نفوذ محلی شناخته شوند. به همین دلیل، تصویری که یک فرد در ذهن اطرافیان خود دارد، الزاما با تصویری که از او در رسانههای رسمی یا انتظامی ارائه میشود یکسان نیست.
وی ادامه داد: واکنشهای اجتماعی و محلی نسبت به چنین افرادی به معنای تأیید رفتارهای مجرمانه یا خشونتآمیز نیست. اتفاقا همین نقطه، مهمترین بخش ماجراست، زیرا جامعه میتواند برای مرگ یک فرد عزادار شود اما این عزاداری نباید به معنای مشروعیت دادن به خشونت، لاتگری یا قانونگریزی تعبیر شود.
شما چه نظری دارید؟