بر اساس برآوردهای علمی، از حدود ۵.۲ میلیون ایرانی مبتلا به اختلالات افسردگی در سال ۲۰۲۱، نزدیک به ۳.۲ میلیون نفر زن بودهاند؛ عددی که افسردگی را از یک مسئله فردی به یکی از چالشهای جدی سلامت زنان تبدیل میکند.
افسردگی همیشه با گریه، گوشهگیری یا ناتوانی در انجام کارهای روزمره ظاهر نمیشود. گاهی زنی که هر روز سر کار میرود، از فرزندانش مراقبت میکند، خرید خانه را انجام میدهد و در ظاهر زندگی عادی دارد، مدتهاست با بیانگیزگی، اختلال خواب، احساس خستگی، کاهش تمرکز یا از دست دادن لذت از زندگی دست و پنجه نرم میکند.
همین چهره پنهان افسردگی است که توجه متخصصان سلامت روان را بیش از گذشته به خود جلب کرده است.
۳.۲ میلیون زن ایرانی درگیر اختلالات افسردگی
یکی از مهمترین دادههای منتشرشده در این زمینه، مطالعهای است که در سال ۲۰۲۵ در نشریه علمی General Psychiatry منتشر شد و روند اختلالات افسردگی در ایران را طی سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۱ بررسی کرد.
بر اساس این مطالعه، تعداد افراد مبتلا به اختلالات افسردگی در ایران در سال ۲۰۲۱ به حدود ۵.۲ میلیون نفر رسیده است؛ رقمی که حدود ۲.۳۷ برابر تعداد موارد برآوردشده در سال ۱۹۹۰ است.
اما بخش قابل توجهتر گزارش به تفاوت میان زنان و مردان مربوط میشود.
در سال ۲۰۲۱ حدود ۳.۲ میلیون مورد از اختلالات افسردگی در زنان و حدود ۲ میلیون مورد در مردان برآورد شده است. به بیان دیگر، زنان حدود ۶۲ درصد کل موارد گزارششده را تشکیل میدهند.
نرخ استانداردشده شیوع نیز برای زنان حدود ۷۰۷۷ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر بوده، در حالی که این عدد برای مردان حدود ۴۱۸۴ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر گزارش شده است.
این روند فقط مختص ایران نیست. سازمان جهانی بهداشت در آخرین برآوردهای خود اعلام کرده است که حدود ۳۳۲ میلیون نفر در جهان با افسردگی زندگی میکنند و شیوع افسردگی در زنان تقریبا یک و نیم برابر مردان است. برآورد WHO نشان میدهد حدود ۶.۹ درصد زنان بزرگسال در جهان افسردگی را تجربه میکنند، در حالی که این رقم در مردان حدود ۴.۶ درصد است.
چرا زنان بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند؟
برای این تفاوت نمیتوان یک علت واحد معرفی کرد. افسردگی حاصل تعامل پیچیده عوامل زیستی، روانی و اجتماعی است.
فشارهای اقتصادی، مسئولیت همزمان کار و خانواده، مراقبت طولانیمدت از دیگران، تجربه فقدان، خشونت یا روابط آسیبزا و دورههای حساس زندگی میتوانند در بعضی زنان زمینه آسیبپذیری بیشتری ایجاد کنند. سازمان جهانی بهداشت نیز تجربه رویدادهای پراسترس، فقدان و خشونت را از عوامل مرتبط با افزایش احتمال ابتلا به افسردگی معرفی میکند.
دوران بارداری و پس از زایمان نیز یکی از دورههایی است که سلامت روان زنان اهمیت ویژهای پیدا میکند. WHO اعلام کرده است که در سطح جهان بیش از ۱۰ درصد زنان باردار یا زنانی که به تازگی زایمان کردهاند افسردگی را تجربه میکنند.
اما شاید مسئله مهمتر این باشد که بسیاری از مبتلایان دیر به مرحله درمان میرسند. خستگی و بیانگیزگی ممکن است به فشار کاری نسبت داده شود، اختلال خواب به سبک زندگی و احساس غم یا بیحوصلگی به مشکلات روزمره. نتیجه این است که علائم میتوانند ماهها بدون ارزیابی تخصصی ادامه پیدا کنند.
وقتی نگرانی از دارو به مانعی برای درمان تبدیل میشود
درمان افسردگی معمولا میتواند شامل رواندرمانی، دارو یا ترکیبی از این دو باشد و داروهای ضدافسردگی برای میلیونها بیمار در سراسر جهان بخش مؤثری از درمان هستند.
با این حال، بخشی از بیماران درباره مصرف دارو نگرانی دارند. عوارضی مانند مشکلات گوارشی، سردرد یا اختلالات جنسی ممکن است در برخی افراد رخ دهد و گاهی پیدا کردن داروی مناسب نیز به آزمون چند گزینه مختلف زیر نظر پزشک نیاز دارد.
از سوی دیگر، گروه دیگری از بیماران دارو مصرف میکنند اما پاسخ کافی دریافت نمیکنند. در پزشکی به مواردی که افسردگی پس از امتحان درمانهای مناسب همچنان ادامه پیدا میکند، افسردگی مقاوم به درمان گفته میشود.
ترکیب این دو مسئله، یعنی نگرانی از عوارض دارویی در برخی بیماران و پاسخ ناکافی به درمان در برخی دیگر، باعث شده گزینههای غیردارویی درمان افسردگی بیشتر مورد توجه قرار بگیرند.
روش غیردارویی که با پالس مغناطیسی مغز را تحریک میکند
یکی از روشهایی که طی سالهای اخیر بیشتر درباره آن صحبت میشود، rTMS یا «تحریک مغناطیسی مکرر مغز از روی جمجمه» است.
در این روش برخلاف جراحی، هیچ وسیلهای وارد بدن نمیشود. یک کویل مغناطیسی روی ناحیه مشخصی از سر قرار میگیرد و پالسهای مغناطیسی کنترلشده به بخشهایی از مغز که با تنظیم خلق مرتبط هستند ارسال میشود.
جلسات معمولا به صورت سرپایی انجام میشوند و در روش استاندارد نیازی به بیهوشی وجود ندارد. فرد پس از پایان جلسه نیز معمولا میتواند فعالیتهای روزمره خود را ادامه دهد.
البته rTMS یک روش آزمایشی ناشناخته نیست. سازمان غذا و داروی آمریکا نخستین دستگاه TMS را در سال ۲۰۰۸ برای درمان افسردگی در بیمارانی که به حداقل یک داروی ضدافسردگی پاسخ کافی نداده بودند تأیید کرد و امروزه این روش یکی از گزینههای شناختهشده در درمان افسردگی مقاوم به درمان محسوب میشود.
آیا rTMS جای دارو را گرفته است؟
پاسخ کوتاه «نه» است.
هیچ درمان واحدی برای همه بیماران بهترین انتخاب نیست. برای یک فرد رواندرمانی میتواند کافی باشد، فرد دیگری ممکن است از دارو نتیجه مطلوب بگیرد و برای بیمار دیگری پزشک استفاده از تحریک مغناطیسی مغز را پیشنهاد کند.
اهمیت rTMS بیشتر در این است که گزینه دیگری به مسیر درمان اضافه کرده است؛ بهویژه برای بیمارانی که با وجود درمانهای قبلی هنوز علائم قابل توجه دارند یا تحمل بعضی عوارض دارویی برای آنها دشوار است.
این روش نیز بدون عارضه نیست. ناراحتی یا احساس ضربه خفیف در محل تحریک، سردرد کوتاهمدت و سرگیجه از عوارض احتمالی گزارششده هستند و در موارد نادر خطر تشنج نیز مطرح است. به همین دلیل انجام آن باید پس از ارزیابی پزشک و با پروتکل مناسب انجام شود.
همچنین هیچ بیماری نباید صرفا به دلیل شنیدن درباره یک درمان جدید، داروی تجویزشده خود را بدون مشورت پزشک قطع یا تغییر دهد.
عددها چه پیامی دارند؟
از ۵.۲ میلیون مورد برآوردشده اختلالات افسردگی در ایران تا سهم ۳.۲ میلیونی زنان، همه اعداد یک پیام مشترک دارند: افسردگی دیگر مسئلهای حاشیهای نیست که بتوان آن را فقط با توصیههایی مانند «مثبت فکر کن» یا «خودت را سرگرم کن» کنار زد.
پشت هر عدد ممکن است فردی قرار داشته باشد که همچنان سر کار میرود، از خانواده مراقبت میکند و حتی لبخند میزند، اما مدتهاست کیفیت زندگیاش کاهش پیدا کرده است.
خبر امیدوارکننده این است که همزمان با افزایش شناخت ما از افسردگی، گزینههای درمانی نیز متنوعتر شدهاند. رواندرمانی، دارو و فناوریهایی مانند تحریک مغناطیسی مغز امروز به پزشکان امکان میدهند درمان را متناسبتر با شرایط هر بیمار انتخاب کنند.
شاید مهمترین تغییر مورد نیاز، نه پیدا کردن یک «درمان معجزهآسا»، بلکه جدی گرفتن نشانهها و شروع درمان در زمان مناسب باشد. افسردگی قابل درمان است، اما نادیده گرفتن آن درمان محسوب نمیشود.
منابع آماری گزارش: سازمان جهانی بهداشت (WHO)، مطالعه منتشرشده در سال ۲۰۲۵ در نشریه General Psychiatry درباره روند شیوع و بار اختلالات افسردگی در ایران، پیمایش ملی سلامت روان ایران (IranMHS) و مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا (NIMH).