حمید یزدان پرست

سه‌شنبه، ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
سخن امدادگر بیچاره دارد تمام می‌شود و من می‌خواهم بنویسم چه گفته و چه دیده که خبرنگار دیشبی از راه می‌رسد: «دیشب که جواب ما را ندادی، امشب بده!» گفتم: «پاسخ من طولانی خواهد بود.» گفت باشد. دیدم از حرف امدادگر که دیگر چیز دندان‌گیری نصیبم نمی‌شود، پس دل این مرد محترم را نشکنم. آن‌وقت موتورم به کار افتاد و چانه‌ام گرم شد. سؤالش درباره تهدید ترامپ بود که: «ایران را به عصر حجر برمی‌گردانیم، همان‌جا که به آن تعلق دارد!» جواب شما به او چیست؟
من تعبیر «عصرحجر» را بهانه کردم و اول پیشینه‌ای از نقش ایران در ایجاد و شکل‌گیری تمدن جهانی گفتم؛ از تپه‌های باستانی کهن که نمایانگر قدمت تمدن در فلات ایران است؛ همچون: تپه سیلک، تپه‌یحیی، مارلیک، نوشیجان‌تپه و نقش منحصر به‌فرد زرتشت در زمینه‌سازی فرهنگی برای عبور جهان (آری، جهان و نه‌فقط ایران) از عصر حجر به عصر نوسنگی، جایگاه معنوی کوروش و حکمت عملی هخامنشی. 
اما محور حرفم بیشتر معطوف به زرتشت بود که چگونه با تحریک مردم به کشاورزی و دامداری، تشویق‌شان کرد دست از شکار (و به تبعش غارت و قتل و چپاول) و گردآوری مواد خوراکی بردارند و به همین ترتیب به جای کوچ‌روی پیوسته، به یکجانشینی روی بیاورند که کم‌کم زمینه را برای ایجاد روستا و سپس شهرک و سرانجام شهر و شهرنشینی فراهم ساخت. با رواج شهرنشینی (مدنیت)، سازوکار اداره همه‌جانبة شهرها شکل می‌گیرد و «تمدن» یعنی همین. طبیعی است که چنین تغییرات بنیادینی تنها به سرزمین پهناور ایران محدود نمی‌ماند و دور و اطراف را هم در بر می‌گیرد.
کشفیات چند سال اخیر در حوزه جیرفت نشان داد که قدمت «تمدن جیرفت» دست‌کم یک سده قبل از تمدن بین‌النهرین است که «گاهواره تمدن» در سطح جهان شناخته می‌شود. وجود واژگان ایرانی در زبان سومری که از پنج‌هزار سال پیش جای خود را به گروه بعدی و بعدی (اکد، آشور، بابل و...) داده‌اند و از صحنه تاریخ محو شده‌اند، مؤید همین دیرینگی است. سپس سلسله‌های مختلفی روی کار می‌آیند تا اینکه هخامنشیان نخستین امپراتوری جهان را پی می‌افکنند و قلمروی به آن گستردگی را اداره می‌کنند که لازمه‌اش برخورداری از حکمت عملی است و چگونه می‌شود بدون داشتن حکمت نظری، به حکمت عملی دست یافت؟ اگر آثار مکتوب چندانی از آن دوره بر جا نمانده، علل متعددی دارد که بیرون از این بحث است.
در دوران اسلامی نیز ایرانیان ستون فقرات تمدن اسلامی را تشکیل می‌دادند، به طوری که پیشاپیش پیامبر اکرم(ص) با تعابیر مختلف این مفهوم را بارها فرمودند که: «لو کانَ العلم فی الثّریا، لنالهُ رجالٌ مِن فارس: اگر علم و دانش در ستاره ثریا باشد (کنایه از دورترین جا)، ایرانیان به آن دست می‌یابند.» و ابن‌خلدون در مقدمه تاریخش نشان می‌دهد که ایرانیان در این خصوص چه‌ها کردند و چه نقش بی‌بدیلی داشتند که هنوز پان‌عرب‌ها او را نمی‌بخشند. دکتر محمد محمدی ملایری در کتاب «تاریخ و فرهنگ ایران» که ۵۰ سال صرف تحقیق و نوشتنش کرده، به طور مستند نشان می‌دهد که تمدن اسلامی همان تمدن ایران در عصر ساسانی است که دینش از زرتشتی، به اسلام گرایید و زبانش به عربی، و یکی از مهمترین مراکز مدیریتش هم از گُندیشاپور و تیسفون به ۴۰ کیلومتر آن‌ورتر رفت، «بغداد» که همین اسم ایرانی داد می‌زند مدیریت علمی عصر دست چه کسانی بود و چه‌ها کردند.
خیل عظیم دانشمندان ایرانی در رشته‌های مختلف علم و حکمت، قابل شمارش نیست و هر چه عربها و ترکها و اخیراً ازبک‌ها و قزاق‌ها از مجموعه دانشوران ما مصادره می‌کنند، باز چندان هست که شگفتی جهان را برمی‌انگیزد. تنها یک نمونه‌اش را در فلسفه می‌توان مثال زد: از جمع فیلسوفان مسلمان، اگر ایرانی‌ها را حذف کنیم، حتی یک نفر باقی نمی‌ماند! شاید بگویید الکِندی که به «فیلسوف العرب» مشهور است. استاد دکتر دینانی می‌گوید او متکلم است، نه فیلسوف. و شاید بگویید ابن‌رشد. او به جز شرح آثار ارسطو چه کرده است؟ تمام فیلسوفان اسلامی، ایرانی‌اند و مطلقاً شیعه. در عصر حاضر نیز بزرگ‌ترین فیلسوفان مسلمان جهان، ایرانی هستند: علامه طباطبایی، استاد مطهری، آیت‌الله مهدی حائری، سیدجلال آشتیانی، دکتر ادیب‌سلطانی، دکتر رضا داوری، دکتر سیدحسین نصر، دکتر غلامحسین دینانی، دکتر غلامرضا اعوانی و دیگران و دیگران. 
بی‌جهت نبود که با حمله مغول به ایران، کمر تمدن اسلامی شکست؛ زیرا ایران مغز متفکر این تمدن بود و هست. همین حالا کدام دانشگاه معتبر جهان وجود دارد که دانشمندان ایرانی در آن به استادی و تحقیق مشغول نباشند؟ یکی از دوستان دانشور که سالها مقیم غرب بود، می‌گفت آنها از این وحشت دارند که اگر دانشمندان ایرانی به یکبار آنجا را ترک کنند، چه بر سرشان خواهد آمد، مثلاً در آلمان! 
ما ۴۷ سال است که با سخت‌ترین تحریم‌های طول تاریخ بشر مواجه بوده‌ایم و باز دانشمندان‌مان توانسته‌اند در رشته‌های مختلف، در سطح جهان بدرخشند و در برخی رشته‌ها جزو چند کشور اول جهان باشیم، بدون اینکه دانشور غیر ایرانی در میانمان باشد؛ ولی آنها کدامشان هستند که تنها به خودشان متکی بوده باشند؟ البته این امر در تاریخ ایران سابقه دارد؛ یعنی در عصر زرین تمدن اسلامی (قرن چهارم)، 
بزرگ‌ترین فیلسوف و پزشک تمام جهان، ایرانی بود: ابن‌سینا؛ 
بزرگ‌ترین شیمیدان، داروساز و پزشک تمام جهان، ایرانی بود: زکریای رازی؛ 
بزرگ‌ترین حکیم و همه‌چیزدانِ تمام جهان (ریاضی، نجوم، مردم‌شناسی، تاریخ، جعرافیا، دین‌شناسی و..)، ایرانی بود: ابوریحان بیرونی؛ 
بزرگ‌ترین شاعر حکیم تمام جهان، ایرانی بود: فردوسی؛ 
بزرگ‌ترین عارف تمام جهان، ایرانی بود: ابوسعید ابوالخیر. 
و با فاصله‌ای نه‌چندان زیاد، خیام در ریاضی و حکمت و غزالی در فلسفه و کلام و تصوف را نیز باید به این جمع افزود که در تمام دنیا تک بودند. 
ترامپ می‌خواهد این ملت را به عصر حجر برگرداند!
بعد رو کردم به خبرنگار و پرسیدم: «حالا انصاف بدهید، اگر خدای‌نکرده، شما جای ترامپ بودید، از این کشور و مردمش به وحشت نمی‌افتادید؟ او با خود می‌گوید: سالهای دراز تحریمشان کردیم و تا توانستیم، دانشمندانشان را دزدیم. نشد، کشتیم؛ همان‌ها که ماندند، پزشکی و مهندسی‌شان را به اینجا رسانده‌اند که مجبور شده‌ایم پل افتتاح‌نشده‌شان را خراب کنیم. در نانو، واکسن‌سازی، ساخت موشک‌ و پهباد به جایی رسیده‌اند که پدرمان را درآورده‌اند؛ در هسته‌ای نیز معلوم نیست تا کجا پیش رفته باشند. ایرانی‌ها در تحریم هستند، این‌اند، اگر تحریم نباشند، چه خواهند کرد؟»  رویم به دیوار، شما جای ترامپ بودید، از مردم ایران نمی‌ترسید؟ 
طفلک نگاهم کرد چه بگوید. خودم جواب دادم: زبانم لال، زبانم لال، هفت قرآن در میان، اگر من جای ترامپ بودم و مردم ایران را می‌شناختم، از این ملت نمی‌ترسیدم. چون در طول تاریخشان (سوای دوران تشکیل‌ نخستین امپراتوری جهان)، هیچ‌گاه به کشوری حمله نکرده‌اند و همواره جانب عهد و پیمان را داشته‌اند (برای تفصیل این مطلب، به مقاله «ضرورت تاریخ‌دانی» مراجعه کنید که نشان داده‌ام نادر نیز حمله نکرد، کارش دفاع بود، آن‌هم نه پیشدستانه)؛ هرگز برده نداشتند (که رهاورد غلبه اعراب بود)؛ «خشم و آزمندی» را که در طول تاریخ محرک تاخت‌وتاز ملل مختلف بوده‌اند، چنان بد و پلید می‌شمردند که «دیو» می‌دانستند؛ مهر و وفا و اخلاقیات به قدری برایشان مهم بود که تقریباً هیچ دین و آیین مهم جهان نیست که از «طریقت مهر ایرانی» تأثیر ژرف نپذیرفته باشد (از بودایی گرفته تا یهودیت و مسیحیت و عرفان دوران اسلامی)؛ با آنکه در طول تاریخ میهن‌دوست بودند، هرگز دچار انحرافات ملی‌گرایانه و شوونیستی و حتی ناسیونالیستی نشدند (اگر هم عده‌ای در دوره‌های جدید بر این طبل کوفتند، با استقبال مواجه نشد)؛ ایرانیان همواره به غریب‌نوازی و مهمان‌دوستی شناخته می‌شدند.
چنین ملتی هیچ‌گاه در علم و محصولاتش انحصارگر نبوده‌اند که جایی را تحریم کنند، علومی را از داوطلبانش دریغ بدارند تا چه رسد به دانشمندکشی. اگر هم کسانی در تاریخ ایران چنین کرده‌اند، ایرانی نبوده‌اند. کار سلطه‌جویان انیرانی را هم که نباید به پای ایرانیان نوشت. ضمن اینکه استثنا در همه جا هست، سخن بر سر وجه غالب است. در همین دوران کرونا، دیدیم برخی کشورها چگونه اطلاعات علمی را مخفی می‌کردند و ماسک یکدیگر را دزدیدند، در حالی که رهبر شهید گفتند: «به هر اطلاعاتی در این زمینه دست یافتید، در اختیار همه جهان بگذارید.» متاسفانه در این موضوع تبلیغی صورت نگرفت. اگر جای دیگر و کسی دیگر بود، چه‌بسا تا دریافت جایزه صلح نوبل بزرگش می‌کردند.
دیگر یادم نیست چه گفتم. جمعیت طی این مدت بیشتر و بیشتر ‌شد و خبرنگار همین‌طور آرام نگاهم می‌کرد و تنها توانستم این بخش از سخن مجری را بشنوم که گفت:
لبخند نشسته است روی لبتان
پرواز به اوج آسمان، مذهبتان
بر تخته نوشته شد: عزیزان دلم
مروز شهادت است مشق شبتان!
حتماً خطاب به کودکان شهید میناب است.
جای خالی کودک
بعد کودک یا نوجوانی به نام امیرستار صالحی پشت بلندگو رفت و گفت: آمده‌ام به وطن‌فروشان بگویم: هنوز دیر نشده است، برگردید. اگر همة دنیا را به شما بدهند، پشیزی نمی‌ارزد. همسر یکی از شهیدان جنگ ۱۲روزه را می‌شناسم که پیشنهاد سنگین مالی دادند تا علیه کشور، صحبت کند: خانه ۴خوابه در نیاوران، ۲۰میلیارد تومان پول نقد، ماشین شاسی‌بلند و...؛ اما نپذیرفت. او مادر من است که در خلوتیِ خیابان کتک خورد، ولی تسلیم نشد. ما خانه صد متری هم نداریم و نام آن ماشین شاسی‌بلند یادم نمانده و هر شب ۵ کیلومتر پیاده می‌آییم. ای صهیون! شما امسال دو بار ما را یتیم کردید. پدرم شهید حسن صالحی، ورزشکار بود و شما توان مقابله و رویارویی با او را نداشتید. ما ملت ایران تنها نیستیم. حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست...
حرفش کوتاه و تأثیرگذار بود. نشانه‌اش اینکه مردم چند بار داد می‌زنند: «هیهات منّا الذله!» یکدفعه می‌روم سراغ زنی که کالسکة خالی جلوش است و نگاهش به جایی دیگر: «خانم، بچه نیست.» برگشت و با خنده گفت: «وای دزدیدنش!» بعد که شاید احساس کرد من نگران شده‌ام، در حالی که نمی‌توانست شادی و خنده‌اش را پنهان کند، گفت: «آن‌طرف‌تر، با پدرش است!» رفتم، ولی انگار نتوانستم از خیر ملامتش بگذرم، گرچه در حد نگاه شماتت‌بار. امیدوارم درد فراق و گمشدگی نچشند که ببینند چطور عمق جان را می‌سوزاند. آخر مادر از دزدیده‌شدن فرزندش می‌خندد؟ فکرش هم باید او را به وحشت بیندازد.
خرمن گلها به باد رفت و به دلها
نیش ندامت خلید و خار ملامت!
اکنون نوبت گروه سرود است که می‌آیند روی صحنه و اول صدای رهبر شهید پخش می‌شود که: «آمریکا می‌گوید: ارتش ما قوی‌ترین ارتش دنیاست، چنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود.» بعد آنها بر وزن سرودهای مختلف می‌خوانند: 
ای ارتش صاحب‌زمان، آماده باش، آماده باش
الله‌ الله، الله، لااله‌الله، لااله‌الله
حیدر، حیدر
فریاد بلند ما: حیدر، حیدر، حیدر
یا فاطمۀ‌الزهرا/ لااله‌الاالله، لااله‌الاالله
دشمن بداند ما موج خروشانیم/ تا محو اسرائیل، از پا درنمی‌آییم...
بعد در وزن دیگر می‌خوانند: 
به لاله در خون خفته
شهید دست از جان شسته
قسم به فریاد آخر/ به اشک چشم مادر
همه به پیش، همه به پیش 
به یک صدا:/ جاویدان ایران عزیز ما
بعد سرود: «مرز پر گهر»:  ای ایران/ ای مرز پرگهر.../ پاینده‌ مانی و جاودان.
گرچه گاهی مبهم بود، ولی خوب جور کرده بودند. آنگاه مجری می‌آید و چند بار «ماشاءالله» می‌گوید و مردم جواب می‌دهند: حزب‌الله. آنگاه شعر می‌خواند:
به سربلندی این خاک، با سر آمده‌ام
همیشه گفته‌ام از عهده‌اش برآمده‌ام
به اهتزاز همین پرچم سه‌رنگ عزیز
برای عزت پرشور کشور آمده‌ام
به احترام همین دشتهای پر لاله
به عهد تازة گلهای پرپر آمده‌ام
مجری با همه جوانی چون داغ فرزند دیده است، نسبت به کودکان شهید ترحم خاصی دارد و از لحنش می‌شود فهمید.
شبیه رایحه هر نسیم، صبحدمان
من از کنار شهیدان، معطر آمده‌ام
پر از خروشم و چون رود تا ابد جاری
 به عزم جزم به طوفان دیگر آمده‌ام
وجب وجب همة خاک کشورم حرم است
برای حفظ حرم، هان مکرر آمده‌ام
به اقتدار بلندای نام ایرانی
من ایستاده‌تر از هر صنوبر آمده‌ام
 سلاح مردم ما تا همیشه تکبیر است
به  میهمانی  الله‌اکبر  آمـده‌ام
 مردم تکبیر می‌فرستند.
ادامه دارد

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی