نقالی از جمله هنرهای روایی و آیینی ایران است که در گذر زمان، روایتهای حماسی، مذهبی و اخلاقی را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده است، هنری که در آن شعر، روایت و بیان شفاهی در کنار یکدیگر قرار میگیرند و راوی با ارتباط مستقیم با مخاطب، داستان و مفاهیم آن را بازآفرینی میکند.
محسن میرزا علی، نقال و هنرمند هنرهای آیینی که از خانوادهای با سابقه چند نسل روایتگری است، در گفتوگو با روزنامه اطلاعات درباره جایگاه نقالی مناسبتی، سنت نعتخوانی و روایتگری مذهبی، ظرفیتهای هنرهای آیینی و نقش این هنر در انتقال مفاهیم حماسی و اخلاقی سخن گفته است.
شما در خانوادهای با سابقه نقالی و روایتگری رشد کردهاید. این پیشینه چه نقشی در شکلگیری مسیر هنری شما داشته است؟
-پدرم، پدربزرگم، پدر پدربزرگم و نیاکان من در حوزه نقالی از افراد صاحبنام و صاحبسبک بودند. آنها در حوزههایی مانند تعزیه، موسیقی و روایتگری فعالیت داشتند و چکیده این میراث نیز به نسل ما رسیده است.نقالی برای من صرفاً یک اجرای صحنهای نیست، بخشی از میراثی است که از نسلهای پیشین به ما رسیده است و وظیفه داریم آن را حفظ کنیم و ادامه دهیم.
هنرهای آیینی چه ظرفیتهایی برای انتقال مفاهیم انسانی و اخلاقی دارند؟
-هنرهای آیینی نه سیاسی هستند و نه متعلق به یک طیف خاص. در این هنرها درسهای بزرگی وجود دارد و رمز و رازهایی نهفته است. برای مثال، در برخی روایتها از نبرد حق و باطل سخن گفته میشود، اما این نبرد میتواند در معنای دیگری، مبارزه انسان با نفس، فکر، اندیشه و دل خودش باشد. هنرهای آیینی میتوانند نکاتی را مطرح کنند که برای مردم انسانساز باشند. این هنرها به مخاطب میگویند راه درست را انتخاب کند، شجاع و جوانمرد باشد و در برابر نادرستی ایستادگی کند.
در این میان، شاهنامه چه جایگاهی در هنر نقالی و روایتگری دارد؟
-شاهنامه یکی از ابزارهای بسیار قدرتمند ماست. وقتی شاهنامه روایت میکنیم، از شجاعت سخن میگوییم، از اینکه اگر خودت قوی باشی، میتوانی در برابر دشمنت بایستی و از سرزمینت دفاع کنی. نیاکان ما انسانهایی بودند که جان دادند و خون دادند تا ذرهای از خاک، آب، ناموس و وطن در اختیار بیگانه قرار نگیرد. امروز نیز ما موظفیم روحیه حماسی و پهلوانی و جوانمردی و از همه مهمتر روحیه یکتاپرستی را در میان مردم ارتقا دهیم.
به نظر شما این مفاهیم چگونه میتوانند از طریق هنر به نسلهای مختلف منتقل شوند؟
ـ ابزارهای بسیار قدرتمندی چون، شاهنامه را داریم، اهلبیت(ع) و ادبیات فارسی را داریم. فردوسی، سعدی، حافظ و مولانا هر کدام بخشی از این گنجینه هستند. همانگونه که هنرمند تجسمی میتواند از شاهنامه و ادبیات فارسی برای خلق اثر استفاده کند، موسیقی و آواز نیز میتوانند از همین میراث بهره بگیرند و نقال نیز در روایت خود به همین منابع رجوع میکند. همه اینها به یک زنجیره متصل هستند و مهم این است که مدیران فرهنگی نسبت به این زنجیره تیزهوش و هوشیار باشند و بدانند حفظ این هنرها، در واقع حفظ بخشی از فرهنگ و هویت ماست.
به نظر شما، آیا نقالی هنوز میتواند با مخاطب امروز ارتباط برقرار کند؟
-بله. من پیش از اجرایی که در رویداد «روایت رحمت» در مجموعه تئاترشهر، یکی دو ساعت در این محل حضور داشتم و چیزی که دیدم برایم قابل توجه بود. از بچه شش، هفتساله تا پیرمرد ۸۰ ساله نشسته بودند و محو هنرهای آیینی بودند، این استفبال نشان میدهد که مردم همچنان با این هنرها ارتباط برقرار میکنند. به قول معروف مشت نمونه خروار است. وقتی میبینیم مخاطبان از سنین مختلف پای این اجراها مینشینند، مشخص میشود که این هنر هنوز زنده است و میتواند مخاطب داشته باشد.
حفظ این هنرها را تا چه اندازه وابسته به حمایت مدیران فرهنگی میدانید و نقش آنها را چگونه ارزیابی می کنید؟
-اینکه از شهرستانهای مختلف هنرمندان را دعوت میکنند، کار ارزشمندی است و امیدوارم این نگاه روزبهروز بهتر و گستردهتر شود و مانعی بر سر راه آن ایجاد نشود.تئاتر شهر هم نماد تئاتر کشور و بخشی از نماد فرهنگ و هویت ماست؛ بنابراین وقتی هنرهای آیینی در چنین فضایی عرضه میشوند، فرصت مناسبی برای دیده شدن این هنرها و ارتباط آنها با مردم ایجاد میشود.
شما از پیوند میان فرهنگ ایرانی، ادبیات و فرهنگ اسلامی گفتید، این پیوند را در هنر امروز چطور میبینید؟
-فرهنگ اسلام و تشیع در ایران با فرهنگ و هویت ایرانی پیوند خورده است. اگر به همین فضای تئاتر شهر نگاه کنیم، میتوانیم نشانههایی از نقالی، اسلام و تشیع را در کنار یکدیگر ببینیم. اینها نشاندهنده بخشی از عظمت اندیشه و فرهنگ ماست ؛در ایام ولادت پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع) نیز میبینیم که این مفاهیم در بخشهای مختلف هنر حضور دارند، هنرمند تجسمی نقاشی میکند، از شاهنامه، سعدی، حافظ و مولانا بهره میگیرد، خواننده از همین ادبیات استفاده میکند و نقال نیز به سراغ همین گنجینه میرود.
نقالیهای مناسبتی، بهویژه نقالی درباره ولادت پیامبر اکرم(ص)، چه جایگاهی در هنر آیینی ما دارند؟
-ما در مورد پیامبر ما نعتخوانی داریم و در مورد امیرالمؤمنین(ع) تا امام زمان(عج) منقبتخوانی داریم. من در «روایت رحمت» حمد و ستایش خواندم، بعد نعت و بعد وارد روایت شوم. این هنر، ۴۰۰-۵۰۰ سال است که در کشور ما اجرا میشود و شاید بیشتر از این هم سابقه داشته باشد.اینها بخشی از همان هنرهایی است که در حوزه روایتگری و هنرهای آیینی ما وجود داشته و نسل به نسل منتقل شده است.
شما چه نظری دارید؟