مطابق اعلام رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور، حدود ۷ میلیون خانواده در ایران با سرپرستی زنان اداره می‌شوند؛ خانواده‌هایی که افزایش هزینه‌های زندگی و تورم، آنها را بیش از گذشته در معرض سقوط به دهک‌های پایین‌تر قرار داده   و قرار است، با یکپارچه‌سازی بانک اطلاعاتی، خدمات‌رسانی به آنان، ساماندهی و کارآمد شود.
بنا به گزارش مرکز آمار ایران،درحال حاضر ۲۷ میلیون خانوار ایرانی داریم که حدود یک چهارم  آنان  توسط زنان سرپرستی می شوند.
مسأله فقط درآمد و معیشت نیست؛ بخشی از این خانواده‌ها هنوز برای دریافت ساده‌ترین حمایت‌ها، از کالابرگ گرفته تا خدمات اجتماعی، با سامانه‌های پراکنده، آمارهای ناهماهنگ و قوانینی مواجهند که گاهی سرپرست واقعی خانواده را به رسمیت نمی‌شناسند.
  پروین داداندیش روز گذشته با بیان اینکه بهتر است به جای استفاده از اصطلاح «زنان سرپرست خانوار»، از تعبیر «خانواده‌های زن‌سرپرست» استفاده کنیم، به ایرنا گفت: براساس آمارهای ثبت‌احوال، ۶.۵ تا ۷میلیون خانواده زن‌سرپرست در کشور وجود دارد؛ البته این آمار مربوط به زنانی است که همسرانشان فوت کرده یا از کار افتاده شده‌اند و به‌صورت قانونی سرپرستی خانواده را برعهده گرفته‌اند.
وی ادامه داد: حدود ۳۰سال پیش، ۹درصد خانواده‌های ایرانی زن‌سرپرست بودند اما امروز این رقم به بیش از ۱۲درصد رسیده است. با توجه به اینکه متوسط تعداد فرزندان خانواده‌های این افراد، بین دو تا سه فرزند است و با توجه به شرایط اقتصادی موجود و افزایش تورم، پیش‌بینی می‌شود که دستِ‌کم بخشی از این خانواده‌ها به‌سرعت به دهک‌های پایین‌تر سقوط کنند و دهک درآمدی آنها کاهش یابد.
داداندیش درباره دلایل افزایش تعداد خانواده‌های زن‌سرپرست افزود: این موضوع دلایل مختلفی دارد؛ از حوادث رانندگی و مرگ‌ومیر ناشی از سوانح و اتفاقات مشابه تا آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد و جرم و جنایت. چراکه ممکن است بر اثر این آسیب‌ها، مرد خانواده از بین برود یا توانایی اداره خانواده را از دست بدهد و در نتیجه زن، سرپرستی خانواده را برعهده بگیرد.
خانواده‌های زن‌سرپرست و بدسرپرست متفاوتند
رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور با اشاره به تفاوت خانواده‌های زن‌سرپرست و بدسرپرست گفت: در خانواده‌های زن‌سرپرست، زن براساس طلاق یا فوت همسر، به‌صورت قانونی سرپرستی خانواده را عهده‌دار شده اما در خانواده‌های بدسرپرست، مرد از نظر قانونی سرپرست خانواده است، در حالی که در عمل، مسئولیت‌های خود را انجام نمی‌دهد و زنِ خانواده، زندگی را اداره می‌کند.
 متأسفانه آمار دقیقی از تعداد خانواده‌های بدسرپرست وجود ندارد اما سازمان بهزیستی از میان نزدیک به ۳۰۰هزار خانواده‌ای که تحت پوشش دارد، اعلام کرده است که حدود ۷۰ تا ۸۰هزار خانواده از این افراد، بدسرپرست هستند. کمیته امداد نیز نزدیک به ۱۰۰هزار خانواده بدسرپرست را تحت پوشش خود قرار داده است.
دشواری در محاسبه آمار
رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور با اشاره به تداوم چالش‌های آماری در شناسایی دقیق زنان سرپرست خانوار اظهار داشت: آشفتگی در آمارهای موجود، شناسایی دقیق جامعه هدف را با مشکل مواجه می‌کند. سازمان بهزیستی و کمیته امداد، از طریق سامانه‌های داخلی خود، افراد تحت پوشش‌های حمایتی را شناسایی کرده و خدمات‌رسانی می‌کنند اما هدف ما پوشش خلاءهای موجود است. در همین راستا، وزارت رفاه مسئولیت ایجاد یک پنجره واحد را برعهده گرفته تا ضمن یکپارچه‌سازی بانک اطلاعاتی، خدمات‌رسانی به این قشر ساماندهی شود؛ این سامانه در مراحل پایانی خود قرار دارد.
کالابرگ برخی زنان بدسرپرست به حساب مرد غایب واریز می‌شود
مشاور وزیر کشور در امور بانوان با بیان اینکه مسأله کالابرگ، یکی دیگر از چالش‌های جدی خانواده‌های بدسرپرست است، گفت: در خانواده‌های بدسرپرست، کالابرگ به زن و فرزندان تعلق نمی‌گیرد، بلکه به حساب مرد خانواده واریز می‌شود؛ در حالی که این مرد ممکن است در دسترس خانواده نباشد.
داداندیش افزود: برای مثال، سازمان زندان‌ها اعلام کرده، تعدادی از این مردان در زندان هستند و این سازمان آمادگی دارد اسامی آنها را اعلام کند تا دستِ‌کم تا زمانی که در زندان هستند، کالابرگ به همسرانشان تعلق بگیرد. دولت در سال ۱۴۰۰، پروسه‌ای را برای جداسازی کالابرگ پیش‌بینی کرده بود، اما یک زن بدسرپرست، اگر شوهرش مفقود بود، باید می‌رفت و این موضوع را ثابت می‌کرد و حکم می‌گرفت. اثبات این موضوع هم کار آسانی نبود.
وی ادامه داد: اگر فردی بخواهد مفقود بودن همسرش را اثبات کند، باید سه بار و هر سه ماه یک‌بار موضوع را در روزنامه رسمی اعلام کند؛ یعنی این فرآیند ۹ماه طول می‌کشید. در این مدت، کالابرگ این زن و خانواده‌اش از بین می‌رفت تا بتواند مراحل مربوط به اثبات مفقودی همسرش را طی و مدارک لازم را ارائه کند. همچنین اگر زن و شوهری در آستانه طلاق باشند و جدا از یکدیگر زندگی کنند، حتی اگر مسئولیت فرزندان تنها بر دوش زن باشد، چون طلاق رسمی انجام نشده، کالابرگ همچنان به حساب مرد واریز می‌شود!
داداندیش گفت: این موضوع را در کارگروه مربوطه مطرح و از دولت و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی درخواست کردیم که اگر امکان دارد، بر اساس همان دستورالعملی که وزارت رفاه پیش‌تر برای دولت تهیه کرده بود، اصلاحات لازم را انجام دهند اما پس از بررسی، دیدیم موضوع بسیار پیچیده است. قرار شد که در نخستین جلسه شورای اجتماعی کشور، این موضوع به‌عنوان یک برنامه فوق‌العاده مطرح شود تا تسهیل جداسازی کالابرگ برای زنانی که برای خود و فرزندانشان درخواست دارند، انجام گیرد. امیدواریم این اتفاق هرچه سریع‌تر بیفتد و زنان سرپرست خانواده، بتوانند از کالابرگ خود استفاده کنند.
حمایت‌های موجود هم به مقصد نمی‌رسند
زن‌سرپرست بودن خانواده، فقط یک عنوان آماری در جدول‌های جمعیتی نیست؛ پشت این عنوان، زنی است که باید هزینه زندگی، تربیت فرزند و عبور از بحران‌های روزمره را مدیریت کند. وقتی آمار دقیق نیست، جامعه هدف به‌درستی شناسایی نمی‌شود و وقتی قانون، سرپرست رسمی را بر مسئول واقعی خانواده ترجیح می‌دهد، حمایت‌های موجود اندک هم به مقصد نمی‌رسند. به نظر می‌رسد که راهکارها باید از همین‌جا آغاز شوند و پیش از آن‌که برای خانواده‌های زن‌سرپرست، نسخه‌های تازه‌ای نوشته شود، باید دید چند نفر از آنها هنوز برای دریافت همان حمایت‌های موجود، پشت درِ قانون مانده‌اند؟!
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی