به گزارش اطلاعات آنلاین، در این مصاحبه مندل با اشاره به رویایی تکرارشونده از دوران کودکی خود میگوید: «تلاش میکردم پدرم را در میان جمعیتی پیدا کنم و افراد دیگری هم بودند که شبیه او بودند اما خودش نبودند.» این تصویر مبهم و سالها درگیری ذهنی با آن، اکنون در هفتمین رمانش به نام «مهمانی خداحافظی» (۲۰۳۱) در قالب ظهور همزادها در لسآنجلس و تقابل میان دو آینده متفاوت آمریکا تجلی یافته است؛ دنیایی که از یک سو درگیر جنگ داخلی است و از سوی دیگر زیر یوغ یک دولت نظارتی دستوپا میزند.
در پاسخ به این پرسش که چرا موضوع همزادها و واقعیتهای جایگزین اینقدر در عصر حاضر برجسته شده است، مندل بحران اصلی دموکراسیهای غربی را «فروپاشی واقعیت توافقی» میداند. او با نگرانی بیان میکند: «وقتی به وضعیتی میرسید که نیمی از رأیدهندگان بر سر واقعیتهای اساسی اختلاف نظر دارند – مثلاً چه کسی در انتخابات برنده شده، یا آیا کووید واقعی است؟ من نمیدانم چطور میتوان از آن عبور کرد.» در سطح شخصی نیز او اعتراف میکند که همواره مجذوب مفهوم زندگی موازی بوده است؛ همان مسیرهای انحرافی زندگی که اگر تصمیم دیگری میگرفتیم، هویت متفاوتی برایمان رقم میزد.
مسیر نویسندگی خود مندل نیز به تعبیری حاصل همین مسیرهای نامحتمل است. او که در جزیرهای کوچک در کانادا به صورت خانگی تحصیل کرده بود، به یاد میآورد که «اساساً تا حدود ۱۵ سالگی تحصیل نکردم.... من مدرک دبیرستان ندارم.» او پس از کار در مشاغل اداری و تجربههای مختلف، با رمان «ایستگاه یازدهم» به شهرتی جهانی رسید؛ رمانی درباره پس از یک همگیری جهانی که انتشار آن پیش از دوران کرونا، لقب پیشگو را برایش به همراه آورد.
او در پاسخ به این سوال که واقعاً توانایی پیشبینی آینده را دارد یا خیر، مندل با خنده و به تلویح از تجربیات شهودی خود یاد میکند و از مخاطبان میخواهد: «لطفاً فکر نکنید که من روانبین هستم!» با این حال، او اذعان میکند که فضای رمان جدیدش ناخواسته با سرعت عجیبی با اخبار و تحولات روز همگام شده است و جو خفقانآور داستان، شباهت آزاردهندهای به واقعیت پیدا کرده است.
درباره فرآیند خلق آثارش، مندل توضیح میدهد که داستانهایش را بدون هیچگونه طرح و نقشه قبلی میآفریند. او پیشنویس اول خود را به توده خام گل رس تشبیه میکند و میگوید: «ماده خامی که رمان را در آن پیدا خواهم کرد. هیچ برنامه و طرحی وجود ندارد. با یک صحنه شروع میکنم و از آنجا آن را میسازم.» این رویکرد انعطافپذیر به او کمک کرده است تا علاوه بر نگارش آثار گمانهزنی مانند «دریای آرامش» که بازتابی از دوران پاندمی در بستری علمی-تخیلی است، به دنیای اقتباسهای سینمایی و تلویزیونی نیز وارد شود.
در زندگی شخصی نیز مندل اخیراً به نقطه عطف مهمی رسیده است. او پس از جدایی از همسر سابقش در سال ۲۰۲۲، در سال ۲۰۲۵ با عکاسی به نام لورا باریسونزی ازدواج کرد. مراسم ازدواج آنها در کتابفروشی محبوبشان در بروکلین برگزار شد؛ همان مکانی که سالها پیش میزبان نخستین رویدادهای معرفی کتاب او بود، روزهایی که به گفته خودش «کتابهای زیادی نمیفروختم!»، اما امروز آثارش از جمله «هتل شیشهای» و «دریای آرامش» در سراسر جهان و در میان مخاطبان ایرانی و بینالمللی طرفداران پرشماری دارد.
مندل همچنین درباره نگاه خود به جهان آشفته امروز تأکید میکند که آثارش دعوتی است به قدردانی از لحظات کوچک و گذرا؛ چیزی که به اعتقاد او «موقتی بودن شیرینی خاص خود را به همراه دارد.»