رئیس دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، از اجرای فاز دوم طرح مبارزه با جوندگان شهری در تهران با همکاری سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران خبر داد.
به گزارش اطلاعات، سالهاست که خیابانهای تهران جولانگاه موشهایی است که سال به سال فربهتر و نترستر از قبل میشوند و کمکم برای مراقبت از قلمرو خود، گربهها را هم فراری میدهند؛ موشهایی که اطراف سطلهای زباله و در جویهای آب در رفت و آمدند و گویی به ترس و نگرانی شهروندان پوزخند میزنند.
زاد و ولد بسیار بالای موشها و احتمال شیوع برخی از بیماریها به کمک این جوندگان ناخوشایند، باعث ترس از آنهاست، از طرفی، وقتی موشها زمانی به معرض دید میرسند که جمعیت آنها بسیار زیاد شده باشد. همچنین حمله آنها به مواد غذایی در انبارها، نانواییها و فروشگاهها ممکن است خسارتهای مالی زیادی را تحمیل کند. همه این موارد به کنار، بسیاری از شهروندان به ویژه بانوان ترسی طبیعی و غیرقابل توضیح از جوندگان به ویژه موش دارند.
این موارد و موضوع بهداشت شهری باعث میشود تا مسئولان پایتخت همواره به دنبال راهکاری برای کنترل این جوندگان باشند. در این میان، همکاری نهاد شهری و دانشگاه، بهترین ایده برای حل مشکل موشهاست؛ اتفاقی که اکنون در حال وقوع است و ظاهرا اجرای طرح دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران در فاز اول با موفقیت خوبی نیز همراه بوده است.
دکتر جواد رفیعنژاد، رئیس دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران در این مورد به روزنامه اطلاعات گفت: دانشکده بهداشت، علاوه بر این که مأموریتهای بینالمللی و ملی دارد، در مورد مشکلات استان تهران هم احساس وظیفه میکند، یکی از این مشکلات اساسی در تهران، مبحث جوندگان موذی است.
وی افزود: در تهران همیشه مشکل موش وجود داشته و روزی روزگاری به این نتیجه رسیده بودند که نمیتوان موش را کنترل کرد اما ما با دکتر محسن قضاتلو و بعد از آن، دکتر محمدعلی الفتپور در اداره پسماند شهرداری صحبت کردیم تا برای این معضل طرح و برنامه داشته باشیم، آنها هم استقبال کردند. همیشه ارتباط بین علم و نهادهای اجتماعی باعث میشود مشکلات جامعه حل شود و این به نفع دو طرف است.
فاز اول موفق بود
فاز اول طرح کنترل موشها طی پنج ماه گذشته اجرا شده است. دکتر رفیعنژاد در این باره توضیح داد: بعد از این که فاز اول طرح اجرا شد، نزدیک به ۵۰ درصد از گزارشهای مردمی درباره جوندگان به سامانه شهرداری کاسته شد. به نظرم هر کسی در تهران باشد، متوجه کاهش این جوندگان شده است.
وی در مورد اقدامات فاز اول توضیح داد: ابتدا ۲۰۰ نفر از پرسنل پسماند شهرداری را که وظیفه طعمهگذاری داشتند، در دستههای ۳۰ نفره آموزش دادیم. آموزش شامل چیستی لانه فعال و لانه غیرفعال، طعمه و نحوه قرار دادن آن بود. پس از آن طعمههای موجود در بازار را سنجیدیم. حدود ۱۰ طمعه را به صورت کورسازی، یعنی فقط با شماره و بدون این که کسی از برند آن اطلاع داشته باشد در آزمایشگاه دانشکده مورد آزمایش قرار دادیم. جالب است بدانید کارایی هشت مورد از این ۱۰ مورد طعمه صفر بود، طعمه هایی که تا کیلویی پنج میلیون تومان نیز قیمت داشتند. یکی از این طعمهها طی ۲۴ ساعت، اثربخشی صددرصد داشت و یکی دیگر از آنها طی یک ساعت موجب مرگ جونده میشد. به این روش طعمه مؤثر انتخاب شد.
این استاد بیولوژی و کنترل ناقلین بیماریها افزود: سومین اقدام فاز اول، نظارت و کنترل اجرای مراحل توسط کارشناسان بود که با دقت تمام انجام شد. نکته قابلتأمل آن که در این فاصله، موضوع هانتاویروس مطرح شد که توقع میرفت موجب گزارشهای مردمی بیشتری شود، با وجود این، گزارشها تقریبا نصف شد که نشاندهنده موفقیت فاز اول بود.
آغاز فاز دوم طرح، نقشه تجمعی
در فاز دوم طرح مبارزه با جوندگان موذی، طبق برنامه دانشکده بهداشت، محل تجمع موشها شناسایی میشود. رئیس دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران در این باره گفت: در فاز دوم، مختصات جغرافیایی محل تجمع جوندگان موذی را بر اساس گزارشهای مردمی و دوربینهای شهرداری و حتی اگر بتوانیم اطلاعات ماهوارهای، روی نقشه مشخص میکنیم. این نقشه به صورت لایهلایه برای سالهای مختلف روی هم قرار میگیرد و مناطقی که پررنگتر باشد، تجمع بیشتری را نشان خواهد داد.
وی افزود: بر این اساس مشخص میشود در سالهای مختلف، تجمع موشها کجا کم یا زیاد بوده و حرکت موشها در شهر به چه صورت اتفاق افتاده است.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: نکته کلیدی و مهم این است که هر آنچه موش را میتواند بکشد، برای انسان هم کشنده است، برای همین نوع طعمهها و چگونگی بهکارگیری آنها بسیار مهم است. از این رو، فاز دوم باعث میشود که طعمهگذاری در همهجای شهر صورت نگیرد و بنا به میزان تجمع و آلودگی باشد.
مبارزه بیولوژیک در آینده
مبارزه با موشها در حال حاضر به صورت طعمهگذاری و اصطلاحا مبارزه شیمیایی انجام میگیرد، اما رویکرد آتی طرح مبارزه با جوندگان موذی به این محدود نمیشود. دکتر رفیعنژاد در این باره گفت: مبارزه با هر موجودی، باید بر اساس بیولوژی و اکولوژی آن موجود تنظیم و اجرا شود. مبارزه بیولوژیک، براساس از بین بردن نحوه زاد و ولد و رشد خواهد بود و مبارزه اکولوژیک بر اساس از میان بردن محیط زندگی و ارتباط موجود با محیط زیست اوست.
وی در پایان تأکید کرد: در حال حاضر ما در حال مبارزه شیمیایی با موشها هستیم و بعد از این که جمعیت آنها به مقدار قابلتوجهی کاهش یافت و به تعادل رسید، به سمت راهکارهای بیولوژیک و اکولوژیک خواهیم رفت.
حضور موشها به دلیل تغییر اکوسیستم شهری
در گذشته، جمعیت بسیار کمی از موش در محدوده تهران امروز زندگی میکرد و بالا رفتن جمعیت آنها نشان از تغییر اکوسیستم دارد. دکتر سبحان عطائی، متخصص ژنتیک و بهنژادی در اینباره توضیح داد: حضور جوندگان در فضاهای شهری تهران، بیش از آنکه یک چالش مقطعی یا صرفا ظاهری باشد، نشاندهنده تغییراتی در اکوسیستم شهری است که به مداخلهای علمی و پایدار نیاز دارد.
وی در گفتگو با اطلاعات افزود: از دیدگاه بومشناسی و زیستشناسی، این جوندگان با برخورداری از قابلیتهای تکاملی بالا توانستهاند با محیطهای دستکاریشده توسط بشر و شبکههای زیرزمینی فاضلاب، سازگاری بینظیری پیدا کنند. آنها در ساختار اکولوژیک شهر بهعنوان گونههای فرصتطلب و همهچیزخوار، از منابع غذایی متمرکز و پناهگاههای امن شهری بهره برده و به سرعت جمعیت خود را با ظرفیت محیطی تنظیم میکنند.
آنچه امروز در خیابانهای پایتخت دیده میشود، نشانهای از جمعیت بالای موشهاست. دکتر عطائی توضیح داد: بر اساس اصول پویایی جمعیت، آنچه شهروندان در طول روز یا در معابر عمومی مشاهده میکنند، تنها بخش بسیار کوچکی از جمعیت واقعی فعال موشها در کلونیهاست. این جوندگان ذاتا رفتارهای پنهانکارانه و شبزی دارند و اکثریت جمعیتشان در شبکههای زیرزمینی و خارج از دید انسان زندگی میکنند. بنابراین، هرگاه تراکم جمعیت در لایههای زیرین از ظرفیت محیطی فراتر رود، موشهای جوانتر یا ضعیفتر به ناچار در معرض دید قرار میگیرند؛ به عبارت دیگر، مشاهده علنی این جوندگان نشانه یک تراکم بسیار بالا در لایههای زیرین شهر است که نباید نادیده گرفته شود.
موش، مخزن زنده و متحرک آلودگی
تهدید اصلی حضور این جانوران در شهر، آلودگی است، چرا که آنها ناقل بیماری هستند. این متخصص ژنتیک و بهنژادی توضیح داد: موشها به عنوان «مخزن زنده و متحرک» برای طیف وسیعی از عوامل بیماریزا خطرناک هستند. این جوندگان میتوانند ناقل مستقیم باکتریها، ویروسها و انگلهای خطرناکی باشند که سلامت عمومی را تهدید میکنند.
عطائی افزود: انتقال پاتوژنها (ویروسها، باکتریها و انگلها) نهتنها از طریق تماس مستقیم، بلکه به واسطه انگلهای خارجی بدن آنها (مانند کک و کنهها) و همچنین آلودهسازی منابع غذایی و محیطهای زیستی انسان صورت میگیرد. علاوه بر مخاطرات بهداشتی، این جوندگان با جویدن تأسیسات زیربنایی، کابلهای برق و مخابرات و ایجاد حفرههای عمیق در زیر معابر، تهدیدی جدی برای پایداری زیرساختهای فیزیکی شهر محسوب میشوند و به تنوع زیستی بومی نیز آسیبهای جبرانناپذیری وارد میکنند.
رویکرد سنتی جوابگو نیست
چنانکه در طرح دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران مشخص است، روشهای سنتی از میان بردن موشها با توجه به ازدیاد جمعیت آنها چندان کارساز نیست. دکتر عطائی در این رابطه گفت: رویکردهای سنتی در کنترل جمعیت جانوران موذی، اغلب بر استفاده گسترده از سموم شیمیایی متمرکز بوده که از دیدگاه علمی، نهتنها پایدار نیست، بلکه خطرات جانبی بسیاری را به همراه دارد.
وی افزود: استفاده از سموم غیرهدفمند میتواند زنجیره غذایی شهری را آلوده کرده، خطرات مسمومیت ثانویه برای حیوانات دیگر ایجاد کند و سلامت شهروندان، بهویژه کودکان را به مخاطره بیندازد. علاوه بر این، از منظر ژنتیکِ جمعیت، استفاده مکرر از یک نوع سمِ واحد، باعث ایجاد نسلهای مقاوم به جوندهکشها میشود که مدیریت آینده را دشوارتر میسازد.
عطائی ادامه داد: راهکار علمی و اصولی، بهرهگیری از پروتکل «مدیریت تلفیقی آفات» (IPM) است که بر اساس آن، کنترل باید بدون ایجاد خطر برای انسان و محیطزیست صورت گیرد. گام نخست و حیاتی، بهسازی محیط و حذف منابع دسترسی جوندگان به غذا و پناهگاه است. تا زمانی که سیستم مدیریت پسماند و ساختار فیزیکی کانالها اصلاح نشود، هیچ سم یا مداخلهای نمیتواند به صورت پایدار، جمعیت را مهار کند. در صورت نیاز به استفاده از مواد دفعکننده یا کنترلکننده، باید از روشهایی استفاده شود که دسترسی هر موجودی غیر از هدف را غیرممکن میسازد.
این متخصص تأکید کرد: در نهایت، مدیریت این معضل نیازمند عبور از رویکردهای واکنشی کوتاهمدت به سمت پایش مستمر، علمی و مهندسیشده است. مشارکت شهروندان در مدیریت صحیح پسماند و جدیت مدیران شهری در بهسازی زیرساختهای فاضلاب و انهار، دو رکن اصلی برای کاهش جمعیت جوندگان و بازگرداندن توازن به محیط زیست شهری به حساب میآید و کنترل موفقیتآمیز، در گروِ تغییر نگرش از «مبارزه شیمیایی» به «مدیریت محیطی» است.
شما چه نظری دارید؟