به گزارش اطلاعات آنلاین،رفن در گفتوگو با گاردین، از روزهای سختی میگوید که پیش از عمل جراحی قلبش در سال ۲۰۲۳ تجربه کرده بود. او اعتراف میکند که در ۵۰ سالگی، شعله خلاقیتش کاملاً خاموش شده و حس میکرد دیگر هیچ هدفی برای سالهای باقیمانده زندگیاش ندارد. اما سرنوشت بازی عجیبی برای او رقم زد. پس از آنکه پزشکان متوجه شدند دریچه قلبش شکسته و ریههایش پر از خون شده است، او در آستانه مرگ قرار گرفت. با این حال، آشنایی با یک جراح فوقالعاده که به تعبیر خود رفن شباهت زیادی به تام کروز در جذابیت و مهارت داشته است، روند زندگیاش را تغییر میدهد. این جراح با استفاده از روشی پیشرفته و بدون نیاز به باز کردن قفسه سینه، جان او را نجات میدهد.
نکته جالب اینجاست که رفن از این جراحی خوفناک نه تنها نترسید، بلکه درخواست کرد تا از قلب در حال تپش او در اتاق عمل فیلمبرداری شود؛ ویدئویی که با اشتیاق آن را به دیگران نشان میدهد. او با نگاهی فلسفی و طعنهآمیز این اتفاق را مداخلهای الهی میداند که به او یادآوری کرده است هنوز برای رفتن آماده نیست و باید ماموریت ناتمام خود را در سینما ادامه دهد. او با خنده میگوید که این حادثه نهتنها روحیه او را تضعیف نکرد، بلکه انرژی و اشتیاقش را به زندگی صدچندان کرد.
این تجربه مرگ و زندگی، مستقیماً به رگههای اصلی فیلم جدیدش «دوزخ شخصی او» تزریق شده است. این اثر که فضایی سوررئال، کمپ و پر از رنگ و لعاب دارد، داستان سربازی در ژاپن پس از جنگ را روایت میکند که به دنبال دختر گمشدهاش است. رفن اقرار میکند که شخصیتپردازی این پدر رنجدیده، بازتابی از ترسها و دغدغههای شخصی خودش نسبت به محافظت از فرزندانش است. او این دست از فیلمها را بخشی از سبک خاص خود میداند که در آن مردان اجازه دارند برای حفاظت از معصومیت، به خشونت متوسل شوند.
کارگردان «رانندگی» معتقد است که سینمای امروز بیش از حد به سمت فرمولهای کلیشهای و الگوریتمهای هوش مصنوعی رفته است، اما فیلم جدید او دقیقاً نقطه مقابل این جریان است. او اثر تازه خود را به یک ملحفه سفید پر از کدهای بیروح تشبیه نمیکند، بلکه آن را معجونی از پنج فیلم در یک قاب میداند که مخاطب را به چالش میکشد. او از واکنشهای متناقض منتقدان ابایی ندارد و تاکید میکند که اگر همه مردم فیلمهایش را دوست داشتند، به شدت افسرده میشد؛ چرا که هنر واقعی باید بر پایه شور، اشتیاق و حتی بحث و جدل بنا شود.
رفن اکنون با انگیزهای دوچندان به آینده نگاه میکند. او با صراحت میگوید که تمام تمرکزش بر روی زندگی در زمان حال و خلق آثار هنری است و مصمم است تا از تمام لحظات باقیماندهاش برای آتش زدن به کوره خلاقیت و ساخت فیلمهای تازه استفاده کند، زیرا به باور او، زندگی بسیار کوتاهتر از آن است که صرف تردید شود.