یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۴
نظرات: ۰
۰
-
[رضا کیمیایی] اقتصاد، جنگ و خواست مردم

اقتصاد آمریکا به نقطه‌ای رسیده که دیگر نمی‌توان سیاست داخلی و سیاست خارجی را از هم جدا کرد. تورم و هزینه زندگی در داخل و جنگ ایران در خارج، هر دو برای دولت ترامپ به مسأله‌ای تبدیل شده‌اند که مردم باید هزینه‌های آن را لمس کنند.

در آخرین نظرسنجی فاکس‌نیوز، ۶۳ درصد رأی‌دهندگان گفته‌اند عملکرد دولت ترامپ اقتصاد را بدتر کرده است. در همین نظرسنجی ۶۱ درصد قیمت بنزین، ۶۲ درصد قیمت مواد غذایی و ۵۴ درصد هزینه مسکن را مشکل جدی دانسته‌اند.

این اعداد را نمی‌توان صرفاً یک اختلاف سیاسی میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها دانست. وقتی مردم در فروشگاه، پمپ بنزین و قبوض ماهانه افزایش هزینه‌ها را می‌بینند، اقتصاد از یک‌شاخص آماری به تجربه روزمره تبدیل می‌شود.

نظرسنجی دانشگاه مارکت تصویر مشابهی ارائه می‌دهد؛ تنها ۱۹درصد آمریکایی‌ها از عملکرد ترامپ در کنترل تورم رضایت داشته‌اند و ۶۴ درصد معتقدند سیاست‌های او باعث افزایش تورم شده است. ۲۸درصد نیز عملکرد اقتصادی دولت او را مثبت ارزیابی کرده‌اند.

در همین شرایط، ترامپ درباره ادامه جنگ با ایران به یک تصمیم مهم نزدیک شده است؛ تصمیمی که می‌تواند ابعاد نظامی، انرژی و اقتصادی داشته باشد. قرار است او با رهبران شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس درباره جنگ و آینده منطقه گفت‌وگو کند .

اهمیت این موضوع برای اقتصاد آمریکا فقط به هزینه‌های نظامی محدود نمی‌شود. طولانی شدن جنگ می‌تواند قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل، انرژی و در نهایت قیمت کالاهای مصرفی را تحت تأثیر قرار دهد. افزایش قیمت نفت برای کشورهای صادرکننده خبر خوبی است، اما برای مصرف‌کننده آمریکایی می‌تواند معنای متفاوتی داشته باشد.

برای ایران، موضوع پیچیده‌تر است. اقتصاد ایران همزمان با فشارهای ناشی از جنگ با محدودیت‌های ارزی، مشکلات صادرات نفت، هزینه بیمه و حمل‌ونقل، دشواری واردات و فشار بر بودجه مواجه است. در چنین شرایطی، طولانی شدن جنگ فقط یک مسأله نظامی نیست؛ مستقیماً به سفره مردم و قدرت خرید ریال مربوط می‌شود.

اگر جنگ طولانی شود، مسأله فقط فروش نفت با قیمت بالاتر نیست؛ مسأله دسترسی به ارز، امکان انتقال پول، امنیت صادرات، تأمین کالاهای اساسی و هزینه واردات است. نفت گران زمانی برای اقتصاد فرصت محسوب می‌شود که درآمد آن بتواند به ثبات ارزی و اقتصادی تبدیل شود.

برای آمریکا نیز ماجرا همین‌قدر روشن است. دولتی که با وعده کاهش هزینه زندگی و تورم وارد میدان شده، اگر همزمان با افزایش هزینه انرژی و ادامه جنگ مواجه شود، ناچار است با فشار اقتصادی داخلی نیز روبه‌رو شود.

اقتصاد و جنگ امروز بیش از گذشته به یکدیگر گره خورده‌اند. تصمیمی که در اتاق‌های سیاسی و نظامی گرفته می‌شود، ممکن است چند هزار کیلومتر دورتر، در قیمت بنزین، مواد غذایی، حمل‌ونقل و هزینه زندگی مردم دیده شود.

جنگ را می‌توان در اتاق‌های تصمیم‌گیری آغاز کرد، اما هزینه اقتصادی آن در پمپ بنزین، فروشگاه و سفره مردم دیده می‌شود.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی