همشهری آنلاین نوشت: نها بودن همیشه به معنای تنهایی نیست؛ گاهی درست در لحظاتی که هیچکس کنارمان نیست، فرصتی پیدا میکنیم تا خود واقعیمان را بهتر بشناسیم. روانشناسان و پژوهشگران بر اهمیت داشتن زمان شخصی تأکید دارند؛ اما چطور میتوانیم بدون احساس پوچی و بیقراری، از تنها بودن لذت ببریم؟
تنهایی با تنها بودن فرق دارد
ممکن است فردی ساعتها در جمع دوستان و خانواده باشد اما احساس تنهایی کند؛ در مقابل، شخص دیگری میتواند یک عصر کامل را به تنهایی بگذراند و احساس آرامش داشته باشد.
«تنهایی» بیشتر به یک احساس ناخوشایند و کمبود ارتباط عاطفی اشاره دارد، در حالی که «تنها بودن» میتواند انتخابی آگاهانه برای فاصله گرفتن از هیاهوی اطراف و ارتباط دوباره با خود باشد.
وقتی تنها هستیم، کمتر نقش بازی میکنیم
در جمعهای مختلف معمولاً رفتارمان را با شرایط و آدمهای اطرافمان تغییر میدهیم. ممکن است در محل کار یک شخصیت داشته باشیم، در جمع دوستان شخصیتی دیگر و در کنار خانواده شکل متفاوتی از خودمان را نشان دهیم.
اما وقتی تنها هستیم، دیگر نیازی به جلب رضایت دیگران نداریم. همین موضوع میتواند فرصتی برای شناخت خواستهها، احساسات و حتی ترسهایی باشد که در شلوغی زندگی کمتر به آنها توجه میکنیم.
از زمان تنهایی فرار نکنید
اگر هر لحظهای که تنها میشوید سراغ تلفن همراه، شبکههای اجتماعی یا تماس با دیگران میروید، شاید هنوز با «تنها بودن» راحت نیستید.
برای شروع، زمانهای کوتاه و سادهای را بدون حواسپرتی امتحان کنید؛ مثلاً یک فنجان چای بنوشید، قدم بزنید، موسیقی گوش دهید یا فقط چند دقیقه در سکوت بنشینید.
تنهایی را به فرصتی برای خودتان تبدیل کنید
تنها بودن زمانی لذتبخشتر میشود که آن را با فعالیتهایی پر کنید که واقعاً دوستشان دارید؛ نه کارهایی که صرفاً برای فرار از سکوت انجام میدهید.
کتاب خواندن، ورزش، آشپزی، نوشتن، نقاشی، پیادهروی یا حتی رفتن به یک کافه به تنهایی میتواند به تدریج احساس استقلال و آرامش بیشتری ایجاد کند.
قرار نیست همیشه تنها بمانید
هدف از بهتر شدن در تنها بودن، قطع ارتباط با دیگران نیست. انسان موجودی اجتماعی است و روابط سالم بخش مهمی از زندگی او هستند.
هدف این است که حال خوب ما کاملاً به حضور دیگران وابسته نباشد؛ بتوانیم هم از رابطه با دیگران لذت ببریم و هم وقتی تنها هستیم، احساس کنیم در کنار خودمان آدم امنی داریم.