پس از ۱۲سال حضور مستمر به بهانه مبارزه با تروریسم تکفیری، مأموریت ائتلاف رسماً پایان یافت و بغداد در روایتی پیروزمندانه، از بازگشت کامل مسئولیتهای امنیتی به نیروهای مسلح عراقی سخن گفت.
در نگاه اول، این رویداد یک پیروزی بزرگ برای استقلال یک کشور خاورمیانهای به نظر میرسد، اما برای ناظرانی که تحولات عراق را از دریچه منافع ژئوپلیتیک و ساختارهای قدرت تحلیل میکنند، زیر پوست این جشن ملی، تناقضی عمیق و نگرانکننده نهفته است.اما صورت مسئله هنوز پابرجاست؛ میان «خروج فیزیکی ارتش آمریکا از عراق» و «خروج نفوذ ساختاری واشنگتن از تصمیمسازیهای بغداد»، درهای عمیق وجود دارد. تعطیلی یک پایگاه نظامی لزوماً به معنای استقلال یک کشور نیست، بلکه در طراحی جدید کاخ سفید، صرفاً تغییر مدل مداخله از «حضور پرهزینه نظامی» به «کنترل کمهزینه ساختاری» است.
برای اثبات این مدعا، کافی است به ادبیات بهکاررفته در بیانیههای دو طرف دقت کنیم. وزارت خارجه عراق در همان روزی که پایان مأموریت ائتلاف را جشن گرفت، صراحتاً تأکید کرد که این رویداد «به معنای پایان همکاری با واشنگتن نیست» و تبادل اطلاعات و انتقال تجربه ادامه خواهد یافت. در سوی دیگر، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا(سنتکام) نیز با ادبیاتی مشابه اعلام کرد عملیات نظامی به پایان رسیده، اما روابط وارد فاز «دفاعی دوجانبه و پشتیبانی اطلاعاتیِ هدفمند» میشود. این همصدایی، پرده از یک توافق پنهان برمیدارد: آمریکا نقاب «نیروی رزمی» را از چهره برداشته و لباس «مستشار و شریک اطلاعاتی» را بر تن کرده است؛ لباسی که امکان اثرگذاری را حفظ میکند، اما هزینه تلفات و فشارهای افکار عمومی را به صفر میرساند.
اما قلب تپنده این وابستگی پنهان، در پادگانها و اتاقهای عملیات نیست، بلکه در خزانههای بانکی است. استقلال سیاسی بدون استقلال مالی، شعاری بیش نیست. درآمدهای حاصل از فروش نفت، شریان حیاتی اقتصاد و ماشین دولتداری در عراق است.
گزارش تحلیلی رویترز که همزمان با روز خروج نیروها منتشر شد، روی نقطه حساسی دست گذاشت: بخش اعظم درآمدهای نفتی بغداد، برای ورود به چرخه اقتصاد جهانی همچنان باید از مسیر حسابهای بانک مرکزی عراق در «فدرال رزرو» (بانک مرکزی آمریکا) در نیویورک عبور کند.این ساختار مالی که میراث دوران پس از سقوط صدام است، به واشنگتن یک اهرم فشار بیبدیل میدهد. اگرچه پول متعلق به ملت عراق است، اما شیرِ فلکه این ثروت در دست آمریکاییهاست. واشنگتن بارها نشان داده که هرگاه اراده کند، میتواند با بهانههایی نظیر مبارزه با پولشویی یا تحریم، دسترسی بغداد به دلارهای خودش را محدود کرده و ارزش پول ملی این کشور(دینار) را در عرض چند روز دچار نوسانات مرگبار کند. کشوری که برای پرداخت حقوق کارمندانش نیازمند تأییدیه خزانهداری یک قدرت خارجی است، با خروج چند هزار سرباز به استقلال واقعی دست نمییابد.
روی دیگر این سکه در حوزه امنیتی و نظامی نمایان است. وابستگی طولانیمدت به چتر حمایتی آمریکا، خلأهای خطرناکی در زیرساختهای دفاعی عراق ایجاد کرده است. بیانیه رسمی وزارت پیشمرگه اقلیم کردستان ـ که همواره از متحدان سنتی واشنگتن به شمار میرود ـ در روز خروج نیروها، حاوی اعترافی تلخ بود. آنها رسماً اعلام کردند با رفتن ائتلاف، آسمان عراق بدون سامانه جایگزین پدافند هوایی رها شده است و از دولت مرکزی تقاضای چارهاندیشی کردند. این یعنی واشنگتن در تمام این سالها به جای توانمندسازی واقعی ارتش عراق، آنها را به فناوری و پوشش هوایی خود وابسته نگه داشته بود، تا روز خروج، بغداد طعم تلخ بیدفاعی را بچشد و برای جبران آن مجدداً دست به دامان قراردادهای تسلیحاتی جهتدار با غرب شود.
بنابراین، رویداد هشتم مهرماه را نباید نقطه پایان مداخله آمریکا در عراق دانست. بغداد اکنون بر سر یک دوراهی تاریخی قرار دارد. مسیر نخست آن است که دولت عراق با درک این خلأها به سرعت به سمت تنوعبخشی به شرکای راهبردی خود حرکت کند، زیرساختهای پدافندی بومی و مستقل (حتی با کمک همسایگان) بسازد و از همه مهمتر، با اصلاح ساختار بانکی، اقتصاد خود را از اسارت فدرال رزرو خارج کند. تنها در این صورت است که عدم حضور سرباز آمریکایی، به معنای واقعیِ «حاکمیت ملی» ترجمه میشود.
اما مسیر دوم، لغزیدن در تله «وابستگی پنهان» است؛ جایی که ارتش خارجی در خیابانها دیده نمیشود، اما اقتصاد، تسلیحات و شریانهای اطلاعاتی کشور با یک تلفن از واشنگتن مدیریت میگردد .نتیجهگیری از این روند روشن است: قدرتی که دههها ساختار سیاسی و اقتصادی یک ملت را شخم زده، با یک پرواز خروج، دست از منافع خود نمیکشد. روز خروج نیروهای آمریکایی، روز گرفتن مدرک فارغالتحصیلی استقلال برای عراق نیست، بلکه تازه زنگ آغاز آزمونی سخت است؛ آزمونی که نشان خواهد داد آیا بغداد میتواند استقلال را از روی کاغذ بیانیههای دیپلماتیک، به خزانههای بانک مرکزی و رادارهای پدافندی خود پمپاژ کند، یا همچنان در زمین طراحیشده توسط کاخ سفید بازی خواهد کرد.
با این حال باید پذیرفت تا اینجا فشار گروه های مقاومت،مردم و سیاستمداران دلسوز عراق برای حرکت در مسیر استقلال از آمریکا جواب داده و نظامیان آمریکا اکنون پادگان و حضور فیزیکی در عراق ندارند.