وحید خانه ساز

همواره این گونه است که پس از مرگ هنرمندان از آنها یاد می شود. البته در دنیای امروزو گستره جهان بدون مرز، نمی توان اخبار تمامی فعالیت های یک هنرمند را پوشش داد؛ و در این میان برخی افراد به هر دلیل انزوا گزیده اند و ترجیح می دهند در سکوت به کار خود ادامه دهند؛ یا شاید هم دست از فعالیت بکشند و چه بسا کشیده باشند! اما به هر روی در دنیای اینترنت و نبرد فیلترشکن ها و بازار داغ آنها؛ نمی توان فضای مجازی و تاثیر آن را در ارائه اخبار و رویدادهای فردی نادیده گرفت. چه بخواهیم چه نخواهیم بستر وب و پلتفرم ها، در دنیای امروز یکی ازتریبون های مهم فردی و  گروهی به حساب می آید. 
همه اینها مقدمه ای است برای ابزاز تاسف از درگذشت اقدس پورتراب، پیانیستی که کمتر از او شنیده ایم. این نوازنده روز جمعه دهم مهرماه به سن ۸۷ سالگی در فرانسه؛ چهره در نقاب خاک کشید.با اینکه این نوازنده بخش اعظم حیات خود را خیلی جدی به آموزش اختصاص داد اما نسل های بعد و هنرجویان فعلی این پیشکسوت را از طریق صفحه شخصی اینستاگرام و آموزش هاو اجراهایش می شناسند. متاسفانه طی همین یک دهه و حتی دهه های قبل نهادهای فرهنگیِ دولتی و حامیان هنرمندان، هرگز از او در هیچ خبر و رویدادی یاد نکرده اند. این درحالی است که باید زنده یاد پورتراب را یکی از آخرین بازماندگان نسل طلایی موسیقی ایران به حساب آورد؛ شاید هم آخرین بازمانده نسل طلایی بانوان موسیقی دان.شاید طی  روزهای آینده رسانه ها و اساتید و اهل فن، بیشتر از اقدس پورتراب بگویند، شاید هم مانند بسیاری دیگر از هنرمندان نه!
 سامان احتشامی نوازنده و مدرس پیانو که از کودکی این ساز را یه صورت علمی و آکادمیک آموخته و نواخته، در گفتگو با روزنامه ا طلاعات فقدان اقدس پورتراب را تاسف برانگیز دانست و او را یکی از نوازندگان مهم روزگار ما برشمرد.

***
*از اقدس پور تراب بگویید که طی روزهای گذشته دارفانی را وداع گفت؛ در حالی که خیلی از او یاد نشد. 
-نمی دانم حال چه شده که شما یاد خانم اقدس پورتراب افتادید؟ تا ایشان در قید حیات بودند، کسی از ایشان یاد نکرد. همیشه همینطور است. به هرحال من تنها یک بار سعادت داشتم خانم پورتراب را ببینم. یادم هست زمانی که نمایش «ترانه های قدیمی» به کارگردانی محمد رحمانیان را روی صحنه داشتیم، ایشان آمدند و اجرای ما را دیدند. من در این نمایش هم بازیگر بودم و هم نوازنده پیانو. به یاد دارم که ایشان با همان مهربانی های همیشگی اش مرا بسیار تشویق و تحسین کرد. ایشان از من تشکر کرد و انرژی مثبت بسیاری به من داد.

*جالب اینکه افراد کمی می دانند که زنده یاد، خواهر مصطفی کمال پورتراب بوده است.
ـ اتفاقا می خواهم همین را بگویم. آقای مصطفی کمال پورتراب، فردی بودند که با هنرجویان و شاگردانشان تندخو بودند. در حالی که اقدس خانم اخلاقشان کاملا برعکس برادر بود. من روی مهربانی ایشان تاکید می کنم و ایشان را بسیار شریف می دانم.

*از فراگیری ها و آموختن ها بگویید. 
-سعادت نداشتم به شکل حضوری شاگرد خانم اقدس پورتراب باشم؛ اما از دروس ایشان و  آموزش هایش در فضای مجازی، حتما بهره می بردم. موضوع دیگر این است که اقدس خانم تحصیلکرده موسیقی بودند. در این عرصه زحمت بسیار کشیده بودند و آن پداگوژی و شیوه های نوین آموزش را سپری کرده و بلد بودند.

*ویژگی اقدس پورتراب به لحاظ تخصصی چه بود؟ 
-به نظرم زنده یاد پورتراب، مواجهه بدن با پیانو را به خوبی می شناختند؛ یعنی خیلی روی
 تکنیک های دست و چگونگی نشستن پشت ساز تاکید داشتند و روی این موضوع کار کرده بودند. به نظرم مجموعه این موارد را باید مقوله ای بسیار مهم دانست چراکه مستقیما روی نحوه نوازندگی فرد، تاثیر دارد. در کل با توجه به شناختی که از خانم پور تراب داشتم،  ایشان را در امر تدریس پیانو بسیار موجه می دانم. من فقدان رخ داده را به تمام هنرجویان موسیقی کشور مان تسلیت می گویم. ما یک انسان بزرگ و ناشناخته را از دست دادیم.

*اینکه پس از مرگ هنرمندان به یاد آنها 
می افتیم چه تبعاتی دارد؟
 -ببیند این رویه همیشه وجود داشته است. همه هنرمندان زمانی که می میرند؛ معروف
 می شوند. از زمان موتسارت و بتهوون این روند وجود داشته و تا به امروز هم ادامه یافته است. زنده یاد اکبر عبدی را مثال می زنم که به تازگی درگذشت. این بازیگر در طول حیات هنری  اش صدها فیلم بازی کرده است. 
ما می گوییم مثلا ایشان در ۵۰۰ فیلم سینمایی ایفای نقش کرده و اصلا فرض کنیم چهارصد و نود تای آنها خوب نبوده! آیا ایشان ۱۰ اثر جاودان از خودش به جا نگذاشته است؟ چرا زمانی که چنین هنرمندی فوت می کند همه یادش می کنند؟ چرا زمانی که او درگیر دیالیز بود و گرفتار جور کردن جهیزیه دخترش بود، کسی سراغش نرفت؟ در چنین شرایطی او مجبور می شود برود در آثار متعدد و چندتا، چندتا فیلم بازی کند! 
لذا این فشارها باعث می شود، بدنش را از دست بدهد. مسائل مالی و روحی و روانی بسیاری بر سر هنرمندان ما ریخته و آنها را تحت فشارهای بیشتر قرار می دهد. می خواهم بگویم خانم پورتراب نیز از آن دسته هنرمندانی بودند که کسی حمایتش نکرد. اگر کسی نبود و برای خانم پورتراب صفحه مجازی درست نمی کرد؛ حتی شما هم به عنوان روزنامه نگار و خبرنگار موسیقی، ایشان را نمی شناختید. اگر چنین نبود شما و مخاطبان هرگز نمی دانستید که اصلا خانم اقدس پورتراب کی هست!
یک زمانی اگر شما می رفتید و آثار برجسته موسیقی را نزد استادان فرا می  گرفتید و به این واسطه رپرتواری درست می کردید و مثلا  ۲۰  اثر فاخر جهان را اجرا می  کردید، می توانستید در یک فضایی اجرا  کنید و مشتری  های خاص خودتان را هم داشته باشید. متاسفانه الان اینطور نیست. بله درست است؛ همیشه موسیقی «پاپیولار»(  عامه  پسند) نسبت به موسیقی  های کلاسیک بیشتر می فروخته می شود و درهمه جای جهان همینطور است. اما تفاوت این است که ما در تمام جهان روز «بتهوون» یا روز «موتسارت» داریم. یا مثلا در کشورهای دیگر روزی با عنوان «موسیقی کلاسیک» داریم. اگر توجه کنید ما برای شب یلدا به سراغ حافظ می رویم و کتاب حافظ چاپ می کنیم. در همین راستا تعداد کتاب هایی که از سعدی چاپ می شوند، کمتر هستند. مردم شب عید هم حافظ می خوانند و  معمولا سراغ سعدی نمی روند. می خواهم بگویم آثار سعدی که به لحاظ ادبی حتی از آثار حضرت حافظ غنی تر است، کمتر دیده می شود.

*به این دلیل که روی هنر کلاسیک و ادبیات کلاسیک تمرکز نداریم؟
-بله. حتی شاهنامه هم همینطور است. همین الان آثاری داریم که بر اساس شاهنامه و ادبیات کهن فارسی تولید شده اند و به شخصیت  هایی چون آرش و سیاوش می پردازند. نسل های جدید این دسته از آثار را بسیار دوست دارند و مردم نیز از آنها استقبال می کنند.  در هنر نمایش این اتفاق افتاده است. 
در زمینه موسیقی و هنر کلاسیک نیز به مسئولان می گویم بستر را فراهم کنید. زمانی که هیچ رویدادی در رابطه با موسیقی کلاسیک در کشور وجود ندارد، پس نباید انتظار داشت که هنرمندان این عرصه نیز دیده شوند و مورد توجه و حمایت قرار گیرند. در کشورهای دیگر هنر کلاسیک آنقدر جدی است که متخصص «بتهوون» و «باخ» و «موتسارت» دارند. چرا نباید در کشورمان این گونه باشد؟ ما نیز در کشور دانشجویان و عزیزانی داریم که هنر فاخر و موسیقی کلاسیک جهان را دنبال
 می کنند. باید وجود این دسته از افراد بهره بگیریم. به نظرم دولت است که باید در این زمینه کاری کند.

*البته دولت عنوانی کلی است و بهتر از زیرمجموعه های مهم تر و تخصصی تری چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نام ببریم. 
-به هرحال نوازندگان باید تامین باشند تا انگیزه یابند و دیده شوند و به این واسطه است که هنر فاخر و سازی چون پیانو و دیگر ادوات مورد توجه بیشتر قرار می گیرند.  فلان نوازنده یا نوازندگانی که در فلان سالن می نوازند باید خیالشان از هر لحاظ راحت باشد.
 چه سالن پر شود چه خالی باشد، این  دولت است که باید هنرمند را به لحاظ مالی حمایت کند. آیا در کشور ما چنین است؟ نوازندگان باید حقوق بگیرند. اینطور بگویم که هیچکس در عالم هنر درآمدی ندارد.هرکس هم که می گوید غیر از این است یا تدریس می کند یا اینکه از امکانات مالی برخوردار است و دروغ می گوید.

*آیا این روزها به تولید اثر یا آثاری مشغول هستید؟
-هیچ برنامه کاری ندارم. متاسفانه یک سالی می شود که بیکار هستیم. البته آموزش برقرار است و اگر همین کلاس ها هم برگزار نشود، دیگر نمی توان زندگی کرد. واقعیت این است که کلاس موسیقی برای مردم اولویت نیست.  آنچه برای عموم خانواده ها مهم است این که فرزندانشان به مدرسه و کلاس های درس و جلسات تقویتی بروند و زبان یاد بگیرند. موسیقی آخر است و می بینیم که چقدر دکتر و مهندس بیسواد  و بیکار در مملکت داریم. جز اینها هنر در مملکت ما همیشه بعد از شیر و ماست و
 تخم مرغ قرار می گیرد. زمانی که کسی گرسنه باشد موسیقی گوش نمی دهد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی