دکتر سیما مستفشار
شنیدن یک بوق ناگهانی در ترافیک، یک نگاه غضب آلود، یک اختلاف ساده برای جای پارک یا حتی یک جمله در فضای مجازی مسائلی هستند که شاید تا چند سال قبل به یک دلخوری کوتاه ختم میشد اما امروز به دلیل کاهش آستانه تحمل افراد در جامعه گاهی این اختلافات ساده و کوچک آنقدر بالا میگیرد که منجر به وقوع نزاع و گاهی قتل میشود؛ گویا فاصله میان «ناراحت شدن» و «منفجر شدن» کوتاهتر از همیشه شده است.
روانشناسان معتقدند انسانها زمانی که برای مدت طولانی تحت فشار باشند، از ظرفیت تحملشان برای کنترل هیجان کاسته میشود.
فشار اقتصادی، نگرانی درباره آینده، مشکلات خانوادگی، احساس بیعدالتی، ناامیدی و فرسودگی روانی، همه این عوامل میتواند مثل وزنههایی باشند که آرامآرام روی ذهن فرد سنگینی میکند. در چنین شرایطی، گاهی یک اتفاق کوچک فقط آخرین قطره است؛ همان قطرهای که لیوان پر از خشم را سرریز میکند و به فاجعه ای جبران ناپذیر تبدیل می شود.
به همین دلیل است که نباید همیشه علت یک واکنش خشونتآمیز را فقط در همان چند دقیقه جستوجو کرد. ممکن است فردی به دلیل یک مشاجره خیابانی کنترل خود را از دست بدهد، اما ریشه خشم او بسیار قدیمیتر باشد. خشم جمعشده و فروخورده، احساس تحقیرشدن یا نادیده گرفتهشدن و ناتوانی در حل مسأله، میتواند در یک لحظه خودش را به شکل پرخاشگری نشان دهد.
از سوی دیگر، چندان یاد نگرفتهایم با اختلاف نظرها هم کنار بیاییم. در بسیاری از موقعیتها، مخالف بودن با دیگری را به دشمنی تعبیر میکنیم که در این میان وجود فضای مجازی هم شرایط را پیچیدهتر کرده است؛ جایی که آدمها راحتتر توهین میکنند، سریعتر قضاوت میکنند و کمتر شاهد پیامدهای حرف خود هستند.
اما مشکل از زمانی شکل و نوع بدتری پیدا می کند که خشونت کمکم عادی می شود. وقتی کودک، نوجوان یا بزرگسال دائماً با توهین، تحقیر و سرخوردگی مواجه شود، حساسیت نسبت به این رفتارهای عذاب آور کاهش پیدا میکند و به این ترتیب ممکن است به مرور به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود اما در نهایت همانند آتشفشان، فوران خواهد کرد.
با این حال، پایین آمدن آستانه تحمل را نمیتوان فقط به «عصبانی بودن » خلاصه کرد. این مسأله مجموعهای از عوامل روانی و اجتماعی است و برای کاهش آن، هم آموزش مهارتهای کنترل خشم و حل تعارض و هم توجه به فشارهایی که زندگی روزمره بر روان وارد میکند ، بسیار ضرورت دارد.
در مجموع می توان نتیجه گرفت که جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری، به یک مهارت ساده اما فراموششده نیاز دارد: «مکث کردن»؛ همان چند ثانیهای که میتواند فاصله میان یک بحث ساده و یک فاجعه جبرانناپذیر را پر کرده و از بروز خشونت پیشگیری کند.
شما چه نظری دارید؟