گروه شهرستان‌ها: بروز خشونت میان اعضای یک جامعه به ویژه در خانواده،موضوعی است که همواره وجود داشته که نقطه آغاز آن، مشاجره  های لفظی یا  دلخوری ها و کینه های قدیمی است اما این خشونت ها مدتی است بنا به دلایل مختلف به ویژه کاهش آستانه تحمل افراد ، پایان خوشی به خود نمی بیند و رنگ خون پیدا می کند.
در هفته‌های گذشته، خبرهایی از قتل، تیراندازی و درگیری‌های مرگبار در نقاط مختلف کشور منتشر شده است ؛ اگرچه هرکدام از این پرونده ها قربانیان و زمینه های متفاوتی دارند، اما یک نقطه مشترک در آنها دیده می‌شود: «اختلافی که به‌جای حل شدن، با بدترین نوع خشونت یعنی قتل پایان می یابد.»
حل نشدن اختلاف در خانواده ها به‌عنوان محل امن همه اعضا و ناتوانی در مدیریت تعارض، می‌تواند روابطی را که زمانی بر پایه اعتماد شکل گرفته‌اند، به بستری برای خشونت تبدیل کند.
اما چرا برخی اختلاف‌ها پیش از رسیدن به نقطه بی‌بازگشت متوقف نمی‌شوند؟ چه عاملی سبب شده است که دیگر اختلافات و مشکلات با مذاکره و گفت‌وگو حل نمی‌شوند و پایان برخی از آنها خونین است و به قتل می‌انجامد؟
 بررسی چند اختلاف منجر به قتل
در چند پرونده اختلاف منجر به قتل که طی کمتر از یک هفته گذشته در استان های مختلف کشورمان تشکیل شده است ،  به راحتی می توان نتایج غیرقابل جبران حل نشدن اختلافات را مشاهده کرد؛ اختلافاتی که یکی از طرفین ناگهان کنترل رفتار خود  را از دست داده و ناخواسته مرتکب قتل شده است.
   صبح ۱۱ مهرماه  طرفین یک پرونده قتل  مقابل دادگستری مهاباد آذربایجان غربی با یکدیگر روبه رو شدند اما ناگهان یکی از اعضای خانواده مقتول  به سمت خانواده متهم به قتل آتش گشود و سبب مرگ  یک نفر و زخمی شدن ۴ نفر دیگر شد. محمدعلی‌نژاد، رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی در این باره گفت: متهم پس از دستگیری، تحت تحقیقات قرار گرفته است که بررسی ها ادامه دارد.
در پرونده دیگری در ایوان غرب ایلام، فردی به دلیل اختلافات قبلی ، یک زن و مرد را به قتل رساند و سپس دست به خودکشی زد که توسط عوامل امدادی به مرکز درمانی منتقل شد.
همچنین به گزارش پلیس، پدری در استان تهران که به دلیل فشار شدید مالی، بدهی‌های سنگین و خطر تخلیه منزل، با عصبانیت و سرخوردگی شدید مواجه شده بود، همسر و دختر ۱۲ساله اش را به دلیل اختلافات خانوادگی به قتل رساند.
  در پرونده دیگری در اصفهان ۲ جوان ۲۹و ۳۵ساله  ،چهار نفر از اعضای یک خانواده شامل پدر ۵۱ساله، مادر ۴۴ساله، دختر و پسر ۱۲ساله را به قتل رساندند.
مرکز اطلاع ‌رسانی فرماندهی انتظامی استان اصفهان ۱۱ مهر در این باره در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: متهمان پس از انتقال به پلیس آگاهی در تحقیقات اولیه، به ارتکاب قتل هر ۴ نفر از اعضای این خانواده با انگیزه اختلافات شخصی اعتراف کردند که متهمان با تشکیل پرونده به مرجع قضایی معرفی شدند.
نکته قابل تامل در تمامی این قتل ها و موارد مشابه، اقدام خارج  از کنترل عاملان در مواجهه با مقتولان است؛به این معنی که قتل با نقشه قبلی رخ نداده است  بلکه عامل یا عاملان در یک لحظه با عبور از خط قرمزها،دست به اقدامی زده اند که شاید برای خودشان هم غیرقابل درک و تحمل است.
تأثیر فشار روانی (استرس) بر رفتار انسان‌ها
  یک متخصص روانپزشکی در گفت و گو با خبرنگار اطلاعات با اشاره به این که دگرگونی‌ها، ناکامی‌ها و شرایط دشوار نیاز به سازگاری مجدد را ایجاد می‌کند، افزود: این عوامل «استرسور» نامیده می‌شوند.
دکتر فربد فدایی ادامه داد: بسیاری از افراد قادر به سازگاری با این دگرگونی‌ها هستند اما اگر عوامل استرس‌زا شدید یا متعدد باشد نشانه‌هایی به صورت اضطراب، افسردگی، نشانه‌های جسمی و تحریک‌پذیری و پرخاشگری ظاهر می‌شود.
وی اظهار داشت: اگر عوامل استرس‌ زا در جامعه به فراوانی مشاهده شود، مردم ممکن است با رفتارهایی مانند پرخاشگری، بی‌توجهی به قانون و عدم رعایت حقوق دیگران واکنش نشان دهند. راه چاره در این موارد کاستن از فشار روانی، در سطح ملی است و تنبیه تأثیری ندارد.
دلایل خشونت‌ها 
یک جرم‌شناس نیز در گفت‌وگو با «اطلاعات» با اشاره به این‌که خشونت به ویژه در حوزه خانواده  یکی از مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی است که آثار آن فقط به فرد قربانی محدود نمی‌شود، بلکه امنیت روانی اعضای خانواده ها، تربیت کودکان و در نهایت سلامت اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد، افزود: خشونت در محیط  خانواده می‌تواند اشکال گوناگونی داشته باشد؛ از خشونت جسمانی و جنسی گرفته تا خشونت روانی، کلامی، اقتصادی، تهدید، تحقیر و اعمال محدودیت‌های شدید بر اعضای خانواده. از منظر جرم‌شناسی، نمی‌توان پیدایش این پدیده را به یک عامل مشخص نسبت داد؛ بلکه خشونت خانوادگی معمولاً حاصل مجموعه‌ای از عوامل فردی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی است.
دکتر پیمان حاج‌محمود عطار با تأکید بر این‌که یکی از عوامل مهم در افزایش تنش‌ها مشکلات اقتصادی است، گفت: بیکاری، کاهش قدرت خرید، تورم، بدهکاری، مشکلات مسکن و ناتوانی در تأمین نیازهای اساسی خانواده می‌تواند فشار روانی قابل‌توجهی بر اعضای جامعه و به دنبال آن، اعضای خانواده ها وارد کند .البته فشار اقتصادی به‌خودی‌خود موجب خشونت نمی‌شود، اما هنگامی که با ضعف مهارت‌های حل مساله، کنترل خشم و ارتباط مؤثر همراه شود، احتمال تبدیل اختلافات روزمره به درگیری افزایش می‌یابد.
وی با اشاره به این‌که اختلافات مالی میان زوجین هم از عوامل قابل‌توجه است، ادامه داد: اختلاف درباره میزان درآمد، نحوه هزینه‌کرد پول، بدهی‌ها، استقلال مالی و مشارکت اقتصادی اعضای خانواده می‌تواند زمینه‌ساز تعارض شود. در برخی موارد هم وابستگی اقتصادی یک عضو خانواده به عضو دیگر، امکان اعمال قدرت و کنترل را افزایش می‌دهد و خشونت اقتصادی را به وجود می‌آورد؛ مانند جلوگیری از دسترسی همسر به درآمد یا ایجاد محدودیت غیرمتعارف در تأمین نیازهای مالی.
حاج‌محمود عطار افزود: عامل دیگر، یادگیری خشونت در محیط خانواده است. کودکی که در محیطی رشد می‌کند که در آن توهین، تهدید، ضرب‌وجرح یا تحقیر شیوه معمول حل اختلاف است، ممکن است این رفتارها را به‌عنوان الگوی طبیعی روابط خانوادگی بیاموزد. بنابراین، پیشگیری از خشونت خانوادگی باید از دوران کودکی و از طریق آموزش مهارت‌های ارتباطی، کنترل خشم و حل مسالمت‌آمیز تعارض آغاز شود.
این استاد دانشگاه با بیان این‌که اعتیاد و مصرف مواد مخدر هم با تشدید خشونت همراه می شود، افزود: مصرف مواد می‌تواند در بعضی افراد کنترل رفتار و قدرت تصمیم‌گیری را مختل کند و در کنار سایر عوامل خطر، احتمال رفتار پرخاشگرانه را افزایش دهد. البته اعتیاد را هم نباید علت قطعی خشونت در همه موارد دانست؛ بلکه باید آن را در مجموعه عوامل مؤثر بر رفتار فرد بررسی کرد.
حاج‌محمود عطار ادامه داد: از سوی دیگر، حسادت، سوءظن و کنترل‌گری می‌تواند روابط خانوادگی را به سمت خشونت سوق دهد. کنترل تلفن همراه، رفت‌وآمد، ارتباط با دوستان و بستگان، اشتغال یا فعالیت‌های اجتماعی همسر، اگر با تهدید و اجبار همراه شود، می‌تواند مصداقی از رفتار خشونت‌آمیز باشد. در بسیاری از موارد، چنین رفتارهایی از اختلافات عادی آغاز می‌شوند، اما در صورت استمرار، شدت بیشتری پیدا می‌کنند.
وی گفت: ضعف مهارت‌های ارتباطی و حل تعارض نباید نادیده گرفته شود. طرفین اختلاف به ویژه در  نهاد خانواده  وقتی قادر به گفت‌وگو درباره موضوعات نیستند و هر اختلاف را با فریاد، تهدید، تحقیر یا اعمال قدرت پاسخ می‌دهند چرخه خشونت را سرعت می بخشند. آموزش مهارت گفت‌وگو، مذاکره، کنترل هیجان و حل اختلاف می‌تواند یکی از ابزارهای مهم پیشگیری باشد.
حاج‌محمود عطار در ادامه ، دخالت خانواده‌های زوجین، مشکلات مربوط به فرزندان، اختلافات فرهنگی و نسلی و فشارهای اجتماعی را تشدیدکننده تعارضات خانوادگی دانست و گفت: در این میان، نگرش‌هایی که خشونت را وسیله‌ای برای «تربیت»، «اصلاح» یا «حفظ اقتدار» می‌دانند، از موانع فرهنگی پیشگیری از خشونت محسوب می‌شوند.
وی ادامه داد: از منظر جرم‌شناسی، نکته مهم این است که خشونت خانوادگی را نباید صرفاً نتیجه «عصبانیت» یا ویژگی شخصیتی مرتکب دانست. گاهی مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فردی در کنار یکدیگر شرایط وقوع خشونت را فراهم می‌کنند. بنابراین، سیاست جنایی مؤثر نیز نمی‌تواند صرفاً بر مجازات مرتکب متمرکز باشد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی