شاید برای خیلیها تصور تیم ملی آرژانتین بدون مسی آسان نباشد. همانطور که برای خود مسی، تصور زندگی بدون این پیراهن آسان نیست. بعد از بیش از دو دهه دویدن با پیراهنی که بخش بزرگی از زندگیاش را با آن گذراند، حالا لحظهای رسیده که همه از آن فرار میکنند. لحظه خداحافظی. مسی از تیم ملی آرژانتین خداحافظی کردودیگر پیراهن شماره ۱۰را بر تن نخواهد کرد. فوتبال آرژانتین به احترام این بازیکن جشنی برپا کرد که شایسته کاپیتان تیم ملیاش بود.
همه آمدند، اما کسی دعوت نشده بود. هر کس که آمد، خودجوش آمد. آخرین نفر، نیمار بود که سختی سفر را به جان خرید تا در کنار اسطوره فوتبال جهان قرار بگیرد. از ریز و درشت فوتبال، بازیکن و مربی، مدیر و مسئول گرفته تا هواداران، همه در ورزشگاه بودند. روی سکوها فقط شماره ۱۰ دیده میشد و تنها یک نام صدا زده میشد، «مسی».
از امروز دیگر در هیچ میدانی، مسی همراه تیم ملی آرژانتین نخواهد بود. تیم ملی آرژانتین فقط یک بازیکن را از دست نداد، بلکه یک «تیم» را از دست داد. اسکالونی، سرمربی آرژانتین، که در جریان جشن خداحافظی اشکهایش قطع نمیشد، گفت: «ندیدن مسی در ترکیب تیم ملی، ناراحتکننده خواهد بود. من در تمام زندگیام هرگز چنین حسی را نسبت به بازیکن دیگری نداشتهام. »
داستان مسی در حالی به پایان رسید که شاید میتوانست چند سال دیگر برای آلبیسلسته بازی کند. اما او در اوج و در بهترین روزهای فوتبالش، آخرین هنرنمایی خود را با پیراهن ملی رقم زد. او در آخرین بازی، همان مسیِ جامجهانی بود. تأثیرگذار بود، گل زد، پاس گل داد و در نهایت پیروز شد.
آمار او در این بازی خیرهکننده بود: ۹شوت، ۹۱لمس توپ، ۴پاس کلیدی، ساخت ۲موقعیت گل، ۴۸پاس، ۴دوئل برنده، ۲پاس بلند موفق و امتیاز ۹.۳به عنوان بهترین بازیکن زمین.
مسی: دیگر وقت بازنشستگی است
لیونل مسی بعد از این مسابقه گفت: احساسات بسیار زیادی دارم، اما اولین کسی که به او فکر میکنم، پدرم است.
دیگر چیزی برایم باقی نمانده جز اینکه از این پیراهن تشکر کنم. من همه وجودم را برای آرژانتین گذاشتم. در تمام این سالها، حتی در سختترین لحظات، هرگز دست از تلاش نکشیدم. به راهم ادامه دادم، تمام توانم را به کار گرفتم و همیشه میخواستم اینجا باشم.
تیم ملی زیباترین اتفاقی است که در زندگیام رخ داده است. افتخار بزرگی بود که هم در زمین و هم خارج از آن، در کنار این بازیکنان باشم و با آنها دوستی کنم. از تمام هم تیمیهایم تشکر میکنم. این تیم به من فرصت داد تا رؤیای کودکیام را به واقعیت تبدیل کنم. رؤیای فتح کوپا آمریکا و جامجهانی. این بازیکنان، هم برای تیم و هم برای کاپیتانشان، فداکاریهای زیادی کردند.
اینکه دیگر نتوانم اینجا، در کنار تیم ملی آرژانتین باشم، درد بسیار بزرگی خواهد بود. میخواهم به شما بگویم که دوستتان دارم. من به آرژانتینی بودنم افتخار میکنم. همیشه بهعنوان یک هوادار در کنار این تیم خواهم بود تا از بازیکنان امروز و نسلهای آینده حمایت کنم.
افتخار بزرگی بود که به مدت ۲۱سال این پیراهن را بر تن کردم. دوست داشتم تمام عمرم بازی کنم، اما میدانم که این فصل به پایان رسیده است. خیلی دلتنگ خواهم شد.
به نظر میرسد امروز بیشتر از هر زمان دیگری در زندگیام صحبت کردم و دلیلش فقط این است: من واقعاً نمیخواهم بروم.
داستان ما
در فوتبال ما هم بازیکنان بزرگ کم نبوده و نیستند. در فوتبال ملی ما هم بازیکنانی ظهور کردند که نقش تعیینکننده داشتند. آنها هم در تیم ملی، فقط بازیکن نبودند، بلکه خود یک تیم بودند. با تمام وجود برای تیم ملی جنگیدند و حتی در اوج مصدومیت، در میدان ماندند تا دل مردم شاد شود.
اما دریغ از یک تقدیرنامه! جشن خداحافظی که پیشکش. مشکل بزرگی که سالها است گریبانگیر فوتبال ما شده است. فوتبال ما فراموشکار است. خیلی زود سرمایههایمان را فراموش میکنیم و همین فراموشی باعث شده تا به امروز، فرصت برگزاری بازی خداحافظی را برای بازیکنان شاخص و تأثیرگذارمان فراهم نکنیم. مگر برگزاری یک مراسم، یک جشن، یک بازی خداحافظی حداقلی با یک تیم داخلی برای ارج نهادن به زحمات وافتخار آفرینی یک بازیکن چقدر هزینه دارد؟ این فراموشکاری و بی اعتنایی به سرمایهها وافتخار آفرینانی که بی سر و صدا از فوتبال خداحافظی میکنند تا کی ادامه خواهد داشت؟
شما چه نظری دارید؟