رئیس دولت اصلاحات دربیانیهای پیرامون اوضاع جاری بینالمللی وکشوربا اشاره به این که احساس میکنم که درکنارآنچه بر سفره زندگی امروزمردم میگذرد، تهدیدهای بزرگتری فردای ما و دنیای پیرامون ما را فرا گرفته است افزود: روزی دعوت به«گفتوگوی تمدنها» با نام ایران تبدیل به رویکردی جهانی و رسمی شد، اما اکنون درمیانه جنگهای پردامنه و تجاوزهای آشکاری که مدام قربانیان مشهود و نامشهود میگیرد، سخن از «جنگ تمدنها» به میان میآید و این نشانه جدیدی از تشدید بحرانهای جهانی و منطقهای است.
به گزارش ایرنا، حجتالاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی سخنان اخیر وزیر امور خارجه آمریکا در آتن را توجه قرارداد ونوشت:او برای تبار دادن تاریخی به جنگافروزیها و زیادهخواهیهای امروز دولت خود، سخن از برخورد تمدنهای کهن ایران و یونان به میان آورده است؛ سخنی که نه اعتبار علمی دارد و نه وجاهت سیاسی، و فقط میخواهد تجاوزگریهای امروز را در پوششی از تقابلهای موهوم تاریخی و تمدنی توجیه کند.
متن بیانیه رئیس جمهوری پیشین که به مسائل روزکشورواوضاع بین المللی پرداخته به این شرح است:
«ایران عزیزدر این ایام با یکی از پیچیدهترین گذرگاههای تاریخ پرشکوهش روبهروست. جنگی نابرابر و ناعادلانه ازسوی دولت آمریکا و رژیم اسرائیل بر همه شئون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی، علمی و صنعتی کشور تحمیل شده و تنگناها و بحرانهای درهمتنیده ناشی از محاصره، تحریم و تحدید، زندگی روزمره و حتی معیشت حداقلی ایرانیان شریف و نجیب را به مخاطره انداخته است. تردیدی نیست که به حکم تدبیر، باید بیش و پیش از هر چیز نگران ایران و مسائل و مشکلات مردم بود و در کنار تأکید بر مقاومت شجاعانه، بر پیشبرد راهکارهای افقگشای سیاسی تمرکز یافت .
انتظار وقوع جنگ ویرانگر دیگر حتی اگر واقعی نباشد، یا تداوم وضعیتی بحرانی و نامشخص در کشور، زندگی واقعی و دنیای ذهنی جامعه را فرسوده میکند و تابآوری و توان ملت را در برابر حوادث مختلف کاهش میدهد. پس باید خروج از این وضع فرساینده و بحرانزا را مبنای همت و همبستگی همه ارکان نظام، جریانهای سیاسی و مدنی دلبسته ایران و آحاد ملت قرار داد و دولت محترم را در شکستن بنبستهای کنونی و گشودن افقهای جدید برای سربلندی ایران یاری کرد.
تهدیدهای بزرگی دنیا ی پیرامون ما را فرا گرفته است
من بنا به تجربه اندکی که در خدمتگزاری به ملت شریف ایران دارم،احساس میکنم که در کنار آنچه بر سفره زندگی امروز مردم میگذرد، تهدیدهای بزرگتری فردای ما و دنیای پیرامون ما را فرا گرفته است. روزی دعوت به «گفتوگوی تمدنها» با نام ایران تبدیل به رویکردی جهانی و رسمی شد، اما اکنون در میانه جنگهای پردامنه و تجاوزهای آشکاری که مدام قربانیان مشهود و نامشهود میگیرد، سخن از «جنگ تمدنها» به میان میآید و این نشانه جدیدی از تشدید بحرانهای جهانی و منطقهای است.وزیر امور خارجه آمریکا اخیراً در آتن برای تبار دادن تاریخی به جنگافروزیها و زیادهخواهیهای امروز دولت خود، سخن از برخورد تمدنهای کهن ایران و یونان به میان آورده است؛ سخنی که نه اعتبار علمی دارد و نه وجاهت سیاسی، و فقط میخواهد تجاوزگریهای امروز را در پوششی از تقابلهای موهوم تاریخی و تمدنی توجیه کند.
ایران تنها یک نام جغرافیایی نیست، بلکه خاستگاه قدیمیترین مدنیتهای تاریخ بشر است؛ سرزمینی که نه فقط در درون خود، بلکه در گفتوگوهای تاریخی با یونان و دیگر تمدنهای کهن، پیوسته علم، فلسفه، فرهنگ و هنر را تولید، تقویت و مبادله کرده است. پس آنان که امروز پرچمدار تهدید و جنگ تمدنها هستند، نمیتوانند در برابر ایران داعیهدار اندیشه، عدالت، آزادی و حقوق انسانی باشند.
آمریکا کشور بزرگی است و به ملت آن همچون همه ملتها، باید احترام گذاشت؛ اما نمیتوان از تهدید سیاستهای جهانی و شیوه حکمرانی بر آن کشور غافل شد؛ شیوه و رویهای که بزرگترین حاصل و هدیه آن برای ایران و بسیاری از کشورهای جهان، کودتا، تجاوز و غارت سرمایههای مادی و معنوی بوده و هست. اعمال بزرگترین جنایتها و زشتترین موارد نقض قوانین بینالمللی و پایمال کردن حقوق ملت ایران با همدستی رژیم انسانستیز اسرائیل در سالهای اخیر و در تجاوزهای آشکار، شاهد این مدعاست. پیکرهای قطعهقطعهشده ۱۷۰ کودک دبستانی، هزاران شهروند بیگناه و برجستهترین رهبران، دانشمندان، فرماندهان و فرزندان خدمتگزار، در ادامه و گسترش تحریمهای ظالمانه و محاصرههای غیرانسانی به چه معناست و در برابرآن، بر مقاومت حماسی مردم ومدافعان میهن چه نامی مینهند؟
البته باید بدانیم که این صدای گوشخراش حاکمیت آمریکا، اگرچه بلند است، اما صدای واقعی ملت و نخبگان آمریکا و صدای نظم جهان پیشرو نیست. صدای گفتوگو، صلح، امنیت پایدار و توسعه همهجانبه، صدایی است که هرچند هنوز درعالم سیاست به سادگی شنیده نمیشود، اما درجهان بشری امیدهای تازهای آفریده است؛ صدای دفاع ازمظلومیت مردم غزه، صدای طرد، انزوا و محکومیت اسرائیل و صدای فروریختن اعتبار و اقتدار رئیس دولت آمریکا اکنون چنان فراگیر شده که قابلیت انکار ندارد. تصویر بههمپیوستهای که اخیراً رئیسجمهوری چین از ضرورتهای پیشروی جهان ترسیم میکند، شاهد دیگری بر این مدعاست. در نگاه چین، چهار موضوع اصلی بشر - توسعه و فناوری، صلح و امنیت، گفتوگوی تمدنها و اصلاح حکمرانی جهانی از یکدیگر جداناپذیرند.
اکنون وظیفه ما چیست؟
روشن است که باید در پی چاره و تدبیر برای دور کردن سایه جنگ و تجاوزاز کشور، دفاع از منافع وامنیت ملی، تأمین معیشت مردم و تحقق توسعه پایداربرای ایران بود. من درمیانه این جنگافروزیها وادعاهای تمدنی موهوم،ازهمه صاحبان اندیشه ودانش،نخبگان سیاسی ومدنی وعموم شهروندان که دل درگرو ایران دارند،خاضعانه میخواهم که تمامیت سرزمینی، تاریخی وتمدنی ایران را درکانون رویکردها وراهکارهای اندیشهای وسیاستی خود قراردهند وصدای این خواسته واراده ملی را به همه سطوح و ظرفیتهای گفتوگویی درتمامی عرصههای ملی وبینالمللی برسانند.امروزهر روایت واقعی تمدنی وهرصدای خردورزانه سیاسی، میدانی مؤثر برای حفظ و دفاع از ایران و گشودن افقهای تازه برای سربلندی و فرداهای روشن این مرزوبوم است.
شما چه نظری دارید؟