مسعود کاظمیان
نظرسنجیها از رقابت نزدیک و برتری احتمالی مخالفان بنیامین نتانیاهو در انتخابات فردا حکایت دارد؛ اما در سیاست پارلمانی اسرائیل، پیشتازی در صندوق رأی لزوماً به معنای دستیابی به قدرت نیست. سرنوشت دولت آینده را نه فقط شمار کرسیها، بلکه امکان پیونددادن احزاب ناهمگون در ائتلافی پایدار تعیین خواهد کرد. در آستانه انتخابات پارلمانی اسرائیل در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶(سه شنبه)، پرسش اصلی صرفاً این نیست که کدام حزب کرسیهای بیشتری خواهد داشت؛ مسئله بنیادیتر این است که آیا برنده احتمالی میتواند از دل آرایش متکثر احزاب، ائتلافی از اکثریت در کنست بسازد؟ کنست، پارلمانی با ۱۲۰ کرسی است که تشکیل دولت در آن با معمای دستیابی به دستکم ۶۱ کرسی گره خورده است.
این تمایز، کانون تحلیل «دیوید ای. روزنبرگ» در مقاله «اگر هیچکس در انتخابات اسرائیل پیروز نشود چه؟» است که در نشریه فارین پالیسی منتشر شد. سناریوی او تناقضی آشنا را آشکار میکند: ممکن است اردوگاهی در انتخابات پیشتاز باشد، اما نتواند دولت تشکیل دهد. در چنین موقعیتی، پیروزی انتخاباتی و پیروزی در معادله قدرت، دو مفهوم متمایز خواهند بود. نظرسنجیها تصویری از رقابت فشرده ارائه میکنند، اما هیچیک پاسخ نهایی را در اختیار نمیگذارند. این همان راه باریکی است که سیاست اسرائیل با آن مواجه است: تبدیل آرای انتخاباتی به توافقی که جاهطلبی رهبران، ملاحظات ایدئولوژیک و خطوط قرمز شرکای احتمالی در آن به نقطهای مشترک برسند.
سه عدد؛ سه معنای متفاوت قدرت
نظرسنجی منتشرشده در ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ در روزنامه اینترنتی «تایمز آو اسرائیل»، بر پایه پیمایش وبسایت عبریزبان «زمان اسرائیل»، دشواری تشکیل دولت را نشان میدهد که بر اساس آن، احزاب مخالف نتانیاهو مجموعاً ۵۴ کرسی خواهند داشت؛ اردوگاه نخستوزیر ۴۹ کرسی، احزاب عرب ۱۳ کرسی و حزب غیرهمسو با اردوگاههای اصلی موسوم به «ذخیرهخواهان»، ۴ کرسی. هیچیک از دو اردوگاه اصلی به اکثریت ۶۱ کرسی نمیرسد. در چنین آرایشی، برتری یک اردوگاه در برابر رقیب، بهخودیخود مسئله دستیابی به حمایت کافی برای تشکیل دولت را حل نمیکند. در سطح حزبی، برای حزب «یاشار» به رهبری گادی آیزنکوت، فرمانده پیشین ارتش ۲۶ کرسی و لیکود به رهبری نتانیاهو ۲۰ کرسی پیشبینی شده بود. اما برتری ششکرسی به معنای سهولت تشکیل دولت نیست. در نظام ائتلافی، شمار کرسیهای بزرگترین حزب فقط یکی از مؤلفههاست؛ توانایی گردآوردن متحدان و عبور از موانع سیاسی، اهمیتی همسنگ یا بیشتر دارد.
نظرسنجی شبکه ۱۳ اسرائیل تصویر متفاوتی دارد: اردوگاه نتانیاهو ۵۱ کرسی، اردوگاه آیزنکوت ۵۰ کرسی و احزاب عرب و ذخیرهخواهان مجموعاً ۱۹ کرسی. این پیمایشها با نمونهها و حاشیه خطای متفاوت انجام شدهاند و نباید ارقامشان را پیشبینی قطعی یا مجموعهای از اعداد همزمان تلقی کرد. اهمیت ارقام در تعیین برنده نیست، بلکه در آشکارکردن ساختار مسئله است: پیشتازی آیزنکوت ضامن تشکیل دولت نیست و جایگاه ضعیف نتانیاهو نیز امکان بازگشت او به قدرت را منتفی نمیکند. فقط چند کرسی میتواند مسیر مذاکرات را تغییر دهد، اما حتی فاصله چشمگیر دو حزب بزرگ لزوماً به اکثریت پارلمانی منتهی نمیشود.
جمع کرسیها یا توافق بر سر قدرت؟
مخالفان نتانیاهو در نظرسنجی «زمان اسرائیل» از برتری مجموع کرسیهای احزاب یهودی مخالف او برخوردار هستند، اما آیا مخالفت با نتانیاهو برای تشکیل دولتی مشترک کافی است؟ احزابی که در یک موضوع به هم نزدیکند، ممکن است در موضوعی دیگر اختلافهای جدی داشته باشند. برتری عددی مخالفان، بدون روشن شدن حدود همکاری و خطوط قرمز شرکای احتمالی، پاسخ مسئله تشکیل دولت نیست.
همگرایی علیه یک رهبر الزاماً به معنای توافق بر سر ترکیب دولت، اولویتهای سیاستگذاری یا شیوه اداره کشور نیست. بنابراین، محاسبه کرسیها باید با ارزیابی امکان توافق سیاسی همراه شود؛ وگرنه ائتلافی که روی کاغذ اکثریت دارد، ممکن است در عمل از توافق بازبماند. احزاب عرب در این میان، جایگاهی تعیینکننده دارند. مجموع ۱۳ کرسی پیشبینیشده برای آنها میتواند موازنه را تغییر دهد. با این همه، روزنبرگ یادآوری میکند که شماری از اعضای اردوگاه مخالف نتانیاهو، مشارکت احزاب عرب در دولت آینده را رد کردهاند. مسئله، فقط تعداد کرسیها نیست، بلکه قابلیت جمع شدن سیاسی آنهاست.
راهبرد نتانیاهو؛ بازدارندگی از تشکیل دولت
تحلیل «آنا بارسکی» در جروزالم پست، بر محاسبهای متفاوت تمرکز دارد: از نگاه برخی مقامهای لیکود، نتانیاهو برای پیروزی سیاسی الزاماً به ۶۱ کرسی در اردوگاه خود نیاز ندارد؛ حدود ۵۵ یا ۵۶ کرسی نیز ممکن است در معادلات تشکیل دولت اهمیت یابد. این ارقام نه آستانه قانونی تشکیل دولتهستند و نه تضمین موفقیت نتانیاهو. اهمیتشان در محاسبه مقامهای لیکود است؛ اگر مخالفان نتوانند شرکای کافی گرد آورند، نتانیاهو ممکن است حتی بدون ائتلاف اکثریتی اردوگاه خود، موقعیت چانهزنی مهمی را حفظ کند.
در ارزیابی آنها، ناکامی مخالفان در تشکیل دولت میتواند گزینه انتخابات مجدد را نیز مطرح کند. در این محاسبه، نفتالی بنت، نخست وزیر سابق چهرهای است که بهزعم برخی مقامهای لیکود احتمال دارد در شرایطی خاص به توافق با نتانیاهو رضایت دهد. بنابراین، توافق احتمالی باید در حد سناریویی سیاسی باقی بماند. اهمیت تحلیل بارسکی در این است که رقابت فقط بر سر کسب کرسی نیست؛ توانایی جلوگیری از تشکیل دولت رقیب نیز میتواند به اهرم مذاکرات تبدیل شود.
امکان خروج یا تداوم بنبست؟
یکی از پیامدهای احتمالی ناتوانی دو اردوگاه در تشکیل دولت، بازگشت به صندوقهای رأی است. روزنبرگ در فارین پالیسی، بنبست را از احتمالات قابل بررسی میداند. انتخابات مجدد در این چارچوب، نه نتیجهای قطعی، بلکه مسیری احتمالی پس از شکست مذاکرات ائتلافی است. چنین احتمالی میتواند بر محاسبات رهبران نیز اثر بگذارد. در ارزیابی نقلشده از مقامهای لیکود، انتخابات جدید ممکن است موقعیت بنت را تضعیف کند و بر آینده رهبری آیزنکوت اثر بگذارد. اما این ارزیابی سیاسی مقامهای یک حزب است، نه واقعیتی اثباتشده درباره رفتار آینده رأیدهندگان. نمیتوان نتیجه گرفت که انتخابات مجدد الزاماً به سود نتانیاهو خواهد بود یا مخالفان حتماً تضعیف خواهند شد.
ارقام نظرسنجیها نیز از عدم قطعیت حکایت دارند. این تفاوتها، همراه با نوسان حمایت از احزاب کوچک و احتمال عبورنکردن برخی فهرستها از آستانه انتخاباتی، حاکی است که ترکیب نهایی کنست میتواند با برآوردهای پیش از انتخابات متفاوت باشد. نباید از یک نظرسنجی، قطعیت پیروزی یک اردوگاه را استخراج کرد و از نظرسنجی دیگر، ارقام لازم برای تکمیل همان سناریو را برداشت. نه بنبست، سرنوشت محتوم انتخابات است و نه تشکیل دولت، پیامد خودکار پیشتازی. هر دو به نتیجه واقعی رأیگیری و توانایی رهبران در ایجاد توافق وابستهاند.
برنده صندوق، صاحب خانه نیست
انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل، در صورت تأیید روندهای نظرسنجیها ممکن است بیش از تعیین برندهای روشن، آزمون ظرفیت ائتلافسازی احزاب باشد. برتری احتمالی آیزنکوت در سطح حزبی، فاصله اردوگاهها از اکثریت و نقش احزاب عرب و نیروهای غیرهمسو، به پرسشی مشترک بازمیگردند: چه کسی میتواند از پراکندگی سیاسی، اکثریتی قابل اتکا بسازد؟ این آزمون، بار دیگر تفاوت میان پیروزی در رقابت انتخاباتی و دستیابی به قدرت را برجسته میکند؛ تفاوتی که در آن، شمار متحدان بهاندازه شمار کرسیها اهمیت پیدا میکند. نتیجه رأیگیری، تنها بخشی از پاسخ را روشن خواهد کرد و بخش دیگر به توافق احزاب وابسته میماند. برای نتانیاهو، تنها افزایش کرسیهای لیکود مطرح نیست؛ حفظ امکان جلوگیری از تشکیل دولت رقیب نیز اهمیت دارد. آیزنکوت و دیگر مخالفان باید فراتر از شکست دادن نتانیاهو در نظرسنجیها، نشان دهند که اختلافهایشان مانع تشکیل دولت نخواهد شد. در نهایت، بزرگترین حزب، بزرگترین اردوگاه و ائتلاف قادر به تشکیل دولت، الزاماً یکی نیستند. تا رأیدهندگان تصمیم نگرفتهاند و احزاب به توافقی عملی نرسیدهاند، هیچ سناریویی قطعی نیست. در سیاست ائتلافی اسرائیل، پیروزی در صندوق رأی آغاز راه قدرت است؛ نه سند مالکیت آن.