جمعه ۸ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۱
نظرات: ۰
۰
-
اعتراض روزنامه اطلاعات و جمع شدن بساط واگن اسبی‌ها

اولین قرارداد واگن اسبی‌ها
اجازه بدهید همین جا توضیح بدهم که ظرف ۵۰ سال فعالیت مطبوعاتی و رسانه‌ای خود، بیش از ۵هزار قطعه از اخبار مربوط به صدسال گذشته که درباره واگن اسبی، تراموا، ماشین دودی و مترو و ترن هوایی در جراید کشور به ثبت رسیده است را گردآوری کرده‌ام که در جای خودش تبدیل به یکی از مراجع معتبر درباره سیستم حمل‌ونقل کشور و مترو در آینده خواهد شد و اگر خاطرتان باشد در شماره‌های اولیه پاورقی «داستان مترو» در همین صفحه صدسالگی برایتان توضیح دادم که براساس قرارداد «احداث اولین تراموا ی تهران» که در جلسه ۱۷ جمادی الاخر
۱۳۳۴ (۳۱‌حمل لوی‌ئیل [۱۲۹۵]) برگزار شد، اولین قرارها برای شروع به‌کار اولین واگن اسبی‌ها در تهران امضاء شد و نوشتم که در قرارداد مزبور، آمده است: هیئت وزراء عظام بموجب پیشنهاد وزارت جلیله فواید عامه، تصویب فرمودند که وزارت جلیله امور خارجه، امتیاز تراموه الکتریک طهران و شمیران را که وزارت فواید عامه حاضر و مواد چهارده گانه آن در هیئت وزراء عظام تصویب و در کابینه ریاست وزراء عظام ضبط گردیده است، با «مسیو کریکر» مدیر کمپانی راه‌آهن حضرت عبدالعظیم مبادله و امضا نمایند. در ضمیمه این قرارداد ذکر شده است که «محض آنکه سرعت حرکت و نظم و راحتی تراموا طهران و راه‌آهن حضرت عبدالعظیم در کمال اطمینان فراهم گردد و همچنین برای ایجاد خطوط جدید حمل‌ونقل به جهت خدمت عمومی ما بین دولت علیه ایران به نمایندگی حضرت اشرف اله شاهزاده اکبر میرزا صارالدوله وزیر امور خارجه و شرکت آنونینم تراموه و راه‌آهن حضرت عبدالعظیم در ایران به نمایندگی «مسیو کریکر» که دارنده اختیارات تامه از طرف شرکت راه‌آهن می‌باشد مراتب ذیل مقرر می‌گردد: دولت علیه به شرکت آنونیم تراموه و راه آهن در ایران اجازه می‌دهد که قوه محرکه... را که فعلاً در ترامواهای طهران بکار برده می‌شود به قوه برقی مبدل نماید. لهذا شرکت راه‌آهن و تراموه درایران متعهد می‌شود که بواسطه گروه نهائی که در روی خطوط به‌قوه برق حرکت نماید خدمت حمل‌ونقل عمومی را از تاریخ این قرارداد تا انقضاء ده سال در خطوط ذیل را در بردارد:
اول- از سر میدان به دروازه دولت 
دویم- از میدان توپخانه به حسن‌آباد و شهر نو 
سوم- از میدان توپخانه به کنار حضرت عبدالعظیم 
چهارم- از حسن‌آباد به دروازه یوسف‌آباد 
پنجم- از سرچشمه از طرف ورودی شمیران به شهر نو. 
بنابراین، ذکر هر تاریخ دیگری برای شروع بکار واگن اسبی‌ها در تهران جای تردید و بحث دارد، البته در برخی از منابع تاریخ معاصر نیز اشاره شده است که هر واگن این واگن اسبی‌ها، سه کوپه مجزا داشت. کوپه اصلی با جدار و حفاظ مخصوص به خانم‌ها تعلق داشت و دو کوپه طرفین که بدون جدار، ولی مسقف بود اختصاص به آقایان داشت و محل گرد آمدن واگن‌ها و اسب‌ها را «واگن‌خانه» می‌نامیدند. در گزارش‌های دیگری هم آمده است که این مرکز نخست در خیابان باغ وحش بود (که آن موقع در انتهای لاله‌زار و محل باغ وحش فتحعلی شاه بود) و سپس به خیابان اکباتان منتقل شد. اینجا تنها جای نگهداری واگن نبود؛ اصطبل اسب‌ها، محل آماده‌سازی، جای استراحت کارکنان و نقطه آغاز رفت و آمد روزانه نیز بود (که این گزارش‌ها در جای خودش نسبتاً درست است)

واگنچی و همکارانش
نوشته‌اند که خدمه این وسیله سه نفر بودند، یک واگنچی، یک بلیت فروش و یک آژان که واگن را از شر افراد مزاحم نوامیس و اراذل و اوباش حفظ می‌کرد! و نوشته‌اند که واگن به حدی آهسته می‌رفت که در حال حرکت نیز می‌توانست مسافران را سوار یا پیاده کند. در واقع می‌توان گفت واگن هیچ گاه از حرکت بازنمی ایستاد و ایستگاهی نداشت! در زمستان‌ها که زمین به علت گل بودن معابر یخ می زد، گاه واگن از خط خارج می شد که با کمک مسافران مجددا بر روی ریل منتقل می‌شد و به راه خود ادامه می داد. واین گونه بود که حرکت واگن اسبی‌ها در تهران و در پنج خط شروع شد. اما بعد ازچند سال فعالیت وپیدا شدن سروکله اتوبوس‌ها همین وسیله نقلیه کار راه‌انداز آن روزگار، برای تهران رفته رفته به معضلی تبدیل شد و موجب بلند شدن سروصدای مردم و مطبوعات شد. اما بسیاری ازحرفها و حدیث‌ها در این باره بی‌اساس است، به طور مثال سایت اینترنتی تین نیوز (از سایت‌های حمل‌ونقلی کشور) در گزارشی یاد آورشده که رفت‌وآمد مردم تهران در آن روزگار با واگن‌های اسبی ادامه داشت، ولی کم‌کم ساکنان خیابان‌هایی که محل عبور این واگن اسبی‌ها بودند دچار مشکلات عدیده‌ای شدند. گزارشگر روزنامه اطلاعات تیرماه ۱۳۰۲ گزارش مفصلی درباره مشکلات مردم این خیابان‌ها تهیه کرده بود.
در این گزارش نوشته شده است: «... چون اطراف ریل‌هایی که در این خیابان‌ها کار گذاشته شده بود، گود بود زمستان‌ها آب باران درآن جمع می‌شد و هنگامی که واگن اسبی از روی ریل‌ها می‌گذشت آب باران به سرو روی مسافران پاشیده می‌شد و لباس آنها را کثیف می‌کرد.» اگر این گزارش صحت هم داشته باشد منبع آن روزنامه اطلاعات نیست چون اولا ادبیات و نوع نگارش آن به ادبیات روزنامه اطلاعات دردهه اول فعالیتش نمی‌ماند و ثانیا روزنامه اطلاعات از سال ۱۳۰۵ منتشر شد و درسال ۱۳۰۲ اصلاً وجود نداشت. ولی این صحت دارد که روزنامه اطلاعات نسبت به ادامه فعالیت واگن اسبی‌ها در تهران معترض بود و همانطور که در بریده جریده‌ای که به نقل از روزنامه یکم مهر ۱۳۰۹ مشاهده می‌کنید روزنامه اطلاعات در سرمقاله خود خواستار هرچه زودتر برچیده شدن واگن اسبی‌ها شده است. در این سرمقاله آمده است:

اعتراض روزنامه اطلاعات 
امروز مخبر اداره در ضمن یادداشت‌های خود خبری از واگون اسبی داشت ولی اجازه بدهید قبل از انتشار این خبر گفته شود که مسئله تبدیل واگون اسبی به تراموای برقی معمایی شده است. هر روز خبری انتشار می‌یابد که قریباً واگون اسبی تبدیل به برقی می‌شود. روزی می‌شنوید رئیس اداره واگون خانه مسافرتی به خارجه کرد که شخصاً اسباب و ادوات لازمه را خریداری کند و در آتیه نزدیکی واگون برقی دایر می‌گردد. متاسفانه هر چند یک بار کمیسیون می‌کنند می‌نشینند، تصمیم می‌گیرند، بعد برمی‌خیزند و می‌روند. نتیجه کمیسیون این طور وانمود می‌شود که قریباً واگون اسبی به واگون برقی تبدیل می‌شود و از آن هیچ خبری و اثری دیده نمی‌شود. 
ما واقعا نفهمیدیم در این چند سال متوالی که این همه کمیسیون‌ها تشکیل دادند و تصمیم گرفتند نتیجه‌اش چه شد و چرا کمپانی بلژیکی این طور ما را با حرف سرگرم کرده و با این گاری اسبی خود ما را خفیف و موهون می‌سازد. راست است که کمپانی تراموای شهری یک فرمان یا امتیازنامه‌ای که معلوم نیست تا چه حد رسمیت دارد در دست گرفته و خود را مقید به اجرای آن می‌سازد ولی در هیچ جای دنیا این طریقه معمول نیست که یک کمپانی خارجی بیاید این ورقه را مانع ترقی و پیشرفت قرار دهد. مقتضیات مملکت ما دیگر واگون اسبی را قبول نمی‌کند. وقتی که واگون اسبی در مملکت ما رایج شد اتومبیل نبود، وسایط نقلیه آنقدرها ترقی نکرده بود و واگون اسبی نیز به این مرحله کثیف و فضاحت نرسیده و این طور در دنیا مبتذل و موهون نشده بود. 
حقیقتاً بی‌اعتنایی و بی‌قیدی و شترمآبی کمپانی بلژیکی راه‌آهن به حد افراط رسیده و خیلی جای تعجب است یک کمپانی خارجی در مملکت ما این قدر بی‌قید به اصلاح وضعیت خود باشد و به هیچ وجه نخواهد از عادات کهنه و واگون پوسیده دست بکشد. 
در سال‌های قدیم وقتی که اتومبیل نبود اعیان و اشراف این شهر کالسکه‌هایی داشتند با چرخ‌های آهنی که بعد رفته رفته رفورمی در آن پیدا شد و چرخ‌های آهنی کالسکه‌ها تبدیل به چرخ‌های لاستیکی شد و اکنون این کالسکه‌های شخصی تقریبا نایاب است و همه اتومبیل در اختیار دارند. 

آقای رئیس گدامنش
نمی‌دانم کسی تاکنون برخورده است به یک درشکه کهنه یا کثیف با چرخ‌های آهنی که گاهی در خیابان‌ها ظاهر می‌شود! این درشکه فضیح که تنها در طهران منحصربه‌فرد است متعلق به رئیس کمپانی تراموای شهری است که هنوز آن را حفظ کرده و دو دستی چسبیده است که مبادا رفورمی در آن موسسه پیدا و کم کم به واگون سرایت کند. 
این آقای رئیس اداره یک خانه‌ ییلاقی هم گویا در شمیران دارد که از قدیم داشته و اغلب در خیابان شمیران این درشکه دیده می‌شود که مثلا صبح از شمیران حرکت کرده بعدازظهر به طهران می‌رسد و این قدر وقت این شخص عزیز است که چندین ساعت وقت ذی قیمت خود را در درشکه تلف می‌کند و راضی نیست یک قران داده سوار اتوبوس شده به شهر بیاید و شاید سوار شدن در اتومبیل را گناه می‌داند. 
وقتی رئیس یک موسسه اینقدر گرد کهنه‌پرستی گشته و دارای این افکار باشد چطور می‌توان توقع داشت راه‌آهن شهری ما برقی شود. با این سطح فکر محال است اصلاحاتی در واگون بشود و از این افتضاح و رسوایی بیرون بیاید. 
ما از مطلب به کلی پرت شدیم. ما می‌خواستیم خبری را که امروز مخبر اداره یادداشت کرده بود انتشار دهیم، مطالب ما را تا کالسکه آقای رئیس کشانید.
خبر مزبور این است: «اداره واگون‌خانه دو روز است مشغول برچیدن خط واگون از دروازه باغ شاه تا چهارراه حسن آباد می‌باشد. از قرار تصمیمی که گرفته شده خط مزبور برچیده خواهد شد و معلوم نیست رشته خط آهن را در جای دیگری برقرار خواهند کرد یا به کلی برداشته می‌شود، زیرا مذاکره هست که در نقطه دیگری کار گذارند و در نظر است از میدان شاهپور راه مزبور را امتداد دهند.»

جشن برچیده شدن خطوط
در همه جای دنیا وقتی یک محلی خط آهن کشیده می‌شود جشن می‌گیرندوخوشحالی می‌کنند ولی در مملکت ما باید از برچیدن خط‌آهن اظهار شعف نمائیم. زیرا فعلا یکی از بهترین خیابان‌های شهر ما از وجود این وسیله نقلیه کثیف و مفتضح مصفا گردید ولی نکته قابل توجه این است که نگذارند در خیابان‌های قشنگ دیگری که با خون جگر ساخته می‌شود این گاری شکسته‌ها راه یابند. 
به نظر ما استعداد کمپانی تراموای شهری و علاقه‌مندی او به حفظ گاری‌ها با آن مقدماتی که ذکر شد بیش از این است که بتوان تصور کرد و در خاطر خطور داد و اگر دولت بخواهد با مبادله مراسله و یا تشکیل کمیسیون و جلب موافقت نظر کمپانی را وادار به اصلاح راه‌آهن شهری نماید محال است. 
(نقل از اطلاعات اول مهر ۱۳۰۹)

بحث در مجلس درباره گران شدن بلیط واگون اسبی

در راپورت کوتاهی که در ۱۵ تیر ۱۳۴۶به نقل از ۱۵ تیر ۱۳۰۶ در جریده اطلاعات منتشر شده، آمده است: 
در جلسه علنی مجلس شورای ملی، قبل از دستور، آقای مهدوی (نماینده) شرحی راجع به اجحافات تراموای شهری و این که برای اضافه کردن قیمت بلیط به عناوین دیگر از مردم پول گرفته می‌شود اظهار و تقاضا کرد به دولت تذکرداده شود. 
آقای رهنما معاون ریاست وزراء در جواب آقای مهدوی اظهار داشت: راجع به ازدیاد قیمت بلیط واگون که دو روزی هست که جریان یافته، مراسله‌ای به وزارت فواید عامه نوشته شده و به اداره واگون اطلاع داده شد که حق اضافه کردن به قیمت بلیط را ندارند.

اخطار دولتی به کمپانی تراموای شهری

 در راپورت مختصری که روز۱۰ بهمن ۱۳۰۶ در جریده اطلاعات منتشر شد آمده است: نظر به این که کمپانی تراموای شهری چند واگون خود را از خطوط ماشین و دروازه قزوین کسر نموده است، امروز از طرف وزارت فواید عامه شرحی به آن کمپانی نوشته شد که علت کسر کردن واگون‌ها در خطوط چه بوده؟ و بایستی برای تسهیل عبور و مرور اهالی، اقدامات لازمه را زودتر بعمل آورد.

شمشیر از رو بستن روزنامه اطلاعات علیه واگن اسبی‌های لاله‌زار

روزنامه اطلاعات درسرمقاله ای که در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۴۸ به نقل از ۷ شهریور ۱۳۰۸ منتشرکرد، نوشت: دیشب شخصی لنگان ونالان به اداره (روزنامه اطلاعات) آمد و شکایت می‌کرد. این شخص مدیر کتابخانه شرق بود و شکوه او در اثر حادثه‌ای بود که دیروز برای او اتفاق افتاده بود و یک پای او زیر واگن(واگن اسبی) رفته به کلی مجروح شده بود. این واقعه در خیابان لاله‌زار، همان خیابان تنگ و باریکی که قرار است عبور و سایل نقلیه در آن قدغن شود، اتفاق افتاده بود. طرفین این خیابان قرار است عمارت دو طبقه ساخته شود. در اثر خرابی قسمت‌هایی از این خیابان عابر مجبور است از داخل جاده واگون عبور کند. شخص مجروح موقعی که واگون می‌آمده، در چنین تنگنایی گیر می‌کند، از یک طرف تپه‌های خاک و آجر و از طرف دیگر اتومبیل و درشکه، ناچار خود را برروی خاک‌ها می‌اندازد، ولی بلافاصله واگون اسبی می‌رسد، رکاب واگون با پای او مصادف شده او را به زمین انداخته و یک پایش جراحت زیادی برمی‌دارد، واگونچی هم بدون خیال، واگون خود را می‌راند. قضیه واگون اسبی، واقعاً مسئله بغرنجی شده است و هر روز می‌شنویم، دایره امتیازات وزارت فواید عامه در امتیازنامه کمپانی تراموای شهری تجدید نظر نموده و برای تبدیل به واگون برقی مذاکره کرده‌اند، ولی هیچ اثری دیده نمی‌شود. باز می‌بینیم همان واگون لعنتی با آن اسب‌های مردنی، خیابان‌ها را به زیرپا انداخته و باز می‌شنویم به کمپانی تذکر داده شده که خط واگون را از خیابان لاله‌زار برچینند، ولی می‌بینیم هیچ به روی بزرگوار خویش نمی‌آورند. روزگاری بود که واگون اسبی در این خیابان‌ها اهمیتی داشت و روزگاری وسیله نقلیه خوبی بود، ولی امروزه که اتومبیل و اتوبوس به میدان آمده‌اند، سزاوار نیست حتی خط واگون اسبی در خیابان‌های جنوب شهر دائر گردد، مگر آنکه در آن، خیابانها تغییراتی بدهند و آنرا برقی سازند. احتیاجات امروز تهران را، این واگون‌ها هرگز تامین نمی‌کنند و وجود این واگون‌ها چیز مسخره‌ایست و نوشتن مراسلات وجریان مذاکرات هم بی‌نتیجه است. باید رویه دیگری اتخاذ گرددو کمپانی را مجبور به اصلاح واگون‌های خود با برچیدن خطوط نمایند. اکنون بیش از دو سال است شنیده می‌شود مذاکرات و مکاتبات با کمپانی تراموای شهری در جریان است و به دفع وقت می‌گذرد و این نکته باید مورد توجه قرار باشد که کشیدن خط همین واگون‌های اسبی در خیابان‌های قشنگی که در جنوب شهر در شرف ساختن هستند، ابدا مورد نخواهد داشت و نباید اجازه داده شود، مگر آنکه تبدیل به واگون برقی شود و در هر حال وضع فعلی مسخره و مفتضح است. 

جمع‌آوری آخرین بقایای واگون اسبی از خیابان‌های طهران

در راپورتی که در۳۰ فروردین ۱۳۵۰ به نقل از چهل سال قبل یعنی ۳۰ فروردین ۱۳۱۱ در جریده اطلاعات منتشر شده، به اطلاع همگان رسیده است که چند روز قبل واگون‌های اسبی آخرین دور و گردش خود را در خیابان چراغ گاز (امیرکبیر امروزی) و خیابان ماشین (خیابان ری امروزی) که هنوز کار می‌کردند، خاتمه دادند و برای همیشه به آرامگاه خود قرار گرفتند و امروز می‌توانیم به خوانندگان خود (روزنامه اطلاعات) محترم بشارت بدهیم که دیگر هیکل مضحک و مسخره، این گاری شکسته‌ها را که به اسم تراموای شهری در تهران کار می‌کرد را نخواهید دید. اگرچه موضوع منتفی شده بود و یگانه خطی که باقی مانده بود خط بین گارماشین (پارک کوثر فعلی – در خیابون لب خط) و حضرت عبدالعظیم و میدان سپه برچیده شد ولی ما حقیقتا نفهمیدیم در ظرف این چندسال سنخ فکر اداره کنندگان واگون شهری با کمپانی بلژیکی چه بوده است؟ همه چیز در این شهر عوض شده، زندگی تغییر کرده است، افکار تازه بوجود آمده، هرکس در کسب و کار و زندگی خود شکل نو و تازه‌ای را اتخاذ کرد، معلوم نشد چرا تنها کمپانی راه‌آهن و تراموای شهری در فکر اصلاح کارخود برنیامد و برای چه ادوات خود را به صورت امروزی در نیاورد. نه فقط دست به ترکیب واگون‌ها نزد بلکه روز به روز این وسیله نقلیه شهر، با شکل فضیح‌تر بیرون آمد و اسب‌های واگون‌ها که سابقا در هیکل و جثه و سرعت معروف بود رفته‌رفته به صورت اسکلت بی‌جان و عنکبوتی درآمده است. (شبیه این حرفها را دوسال قبل از آن روزنامه اطلاعات درتاریخ ۱مهر۱۳۰۹ منتشر کرده بود) در پایان این راپورت، نویسنده نتیجه گرفته است که اینک وقت آن رسیده که مطالعاتی در موضوع واگون برقی که چندی‌است به این طرف مورد توجه و نظر دولت بوده است بعمل آید، زیرا بالاخره شهر تهران با وسعتی که روز به روز پیدا می‌کند محتاج داشتن واگون برقی است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی