پنجشنبه ۲ آذر ۱۴۰۲ - ۰۶:۰۳
نظرات: ۰
۰
-
پرویز ثابتی کیست؟

پرویز ثابتی، کسی بود که چرخش قلم و نظریۀ پای گزارش‌های اطلاعاتی اش، سرنوشت خیلی از کسانی که در سر سودای مبارزه با رژیم شاه داشتند را رقم می‌زد: دستگیری، حبس و اعدام.     

پرویز ثابتی کیست؟

سمر پورمحسن : خبر آمده که دوباره در رسانه سلطنت طلب من و تو، سرو صدایی از جانب مرد مخوف سازمان اطلاعات و امنیت رژیم شاه، موسوم به ساواک قرار است در قالب گفت و گو روی آنتن رفته و برای عموم مردم پخش شود.

شاید توضیح درباره ثابتی برای کسانی که با سوابق و کارهایش آشنا بوده و از نقش وی در بستن فضای آزاد و سانسور و ایجاد هراس در مردم و مسئولان کشور زائد به نظر آید اما برای نسلهایی که او را نشناخته اند و از روش زشت وی در پرونده سازی برای مقامات و افراد مؤثر در کشور بی خبر هستند لازم است چند کلمه ای از برنامه ها و کارهای او را شرح داده و شعبده هراس و شکنجه و زندان را، که به اتهامهایی نظیر برهم زدن نظم، مخالفت با نظام پهلوی، توهین به مقام مستبد سلطنت، و تهدید امنیت ملی و امثال آن دستگیر و شکنجه و گاه اعدام میشدند، به درستی بشناسیم.   

ثابتی به ظاهر اگرچه هیچوقت شکنجه‌گر نبود، اما امضایش پای پرونده‌ی اغلب مبارزین پیش از انقلاب به چشم می‌خورد. چه زمانی که مسئول بخش مبارزه با کمونیستها بود، چه زمانی که معاون و مدیرکل امنیت داخلی ساواک بود.

 آن سال‌ها پرویز ثابتی، کسی بود که چرخش قلم و نظریۀ پای گزارش‌های اطلاعاتی اش، سرنوشت خیلی از کسانی که در سر سودای مبارزه با رژیم شاه داشتند را رقم می‌زد: دستگیری، حبس و اعدام.     

در واقع آن هیولای مخوفی که از ساواک در ذهن خیلی از مردم شکل گرفته و نماد استبداد و خفقان و زندان و داغ و درفش بود، نتیجۀ عملکرد اداره امنیت داخلی بود.

مرکزی ورای قوانین، که در طول ده پانزده سال توانست سایه‌اش را روی سر همۀ مسئولان و متنفذان و مدیران و استادان و دانشجویان و دیگر اقشار جامعه گسترده کند. به ویژه اگر صدای منتقد و آگاهی از دهان کسی بیرون می آمد، به سرعت از سوی ثابتی و کمیته مشترک ضد خرابکاری، پرونده قطوری برای وی تشکیل داده و راهی زندان و بازجویی و شکنجه گاه می شد. 

سنت زشت و تجسس بی معنا و غیر قانونی ثابتی و افرادش، به تدریج موجب زوال و تزلزل در ارکان سیستم شد و با توفان انقلاب طومارش در هم پیچید. این دستگاه و برنامه، ظاهرا برای حفاظت از سلطنت مستبد عمل می کرد، اما در عمل موجب رویگردانی و نفرت عموم شد و موریانه وار پایه های تخت استبداد قهار از بین برد. سلطنت متکی بر زندان و شکنجه و کشتن و ساکت کردن مخالفان، با اعمال ثابتی و افرادی چون او رسوا و منزوی شد تا آنکه دیگر توان اداره کشور از دستش خارج شد.

مبارزین، که در ادبیات آن روزهای ساواک و ثابتی، تروریست و خرابکار بودند؛ همۀ مردم را در بر می‌گرفتند. از توده‌ای ها و چریکهای فدايی خلق و مصدقی ها و جبهه ملی گرفته تا نهضت آزادی و مجاهدین خلق و مبارزین مسلمان و روحانیت پیرو امام خمینی که به تدریج در دهه چهل و اوایل دهه پنجاه نقش مهمی در جذب دانشجویان و طلاب داشتند و با محبوبیت بیشتر، عموم مردم را، از کارگر و بازاری شهرستانها گرفته تا دانشجویان ایرانی خارج از کشور جذب و جلب نموده بودند. همین جریان رهبری مخالفان را برعهده گرفت و به انقلاب فراگیر تا سقوط سلطنت انجامید.

در این بین کمیته مشترک ضدخرابکاری، مخوف‌ترین جایی بود که تشکیلات پرویز ثابتی می‌توانست کسی را روانۀ آنجا کند. سیاهچالی که شکنجه‌گرانش پس از انقلاب، رازهای ناگفته‌ای از آن را برملا کردند. از جمله نام برخی مبارزین که آن زمان گفته می‌شد در درگیری کشته شده‌اند، اما در واقع زیر شکنجه جان سپرده بودند.

در تمام این سالها یک نفر بود که وجودش و نامش هم‌پای شبح ساواک رشد کرده بود: پرویز ثابتی. به همین خاطر بود که پس از انقلاب جزو معدود کسانی بود که تا سالهای سال،به گونه ای مخفی شد که نه ردّی از او برجای بماند و نه به راحتی بتوان به او دسترسی پیدا کرد.

حسین فردوست رئیس دفتر اطلاعات دربار که سالها قائم‌مقام ساواک بود، بعدها در خاطراتش از آخرین روزهای رژیم شاه نوشت: «ثابتی برای خداحافظی به دیدنم آمد و گفت که می خواهد به آمریکا برود و همتای آمریکایی او در سفارت برایش مسجل کرده که در «سیا» شغلی به او واگذار خواهد شد. از این جهت راضی به نظر می رسید.» 

درباره عملکرد و سوابق او سخن بسیار است و ما در فرصتی مناسب، درباره کارنامه سیاه او اسناد و مطالب بیشتری را به نظر خوانندگان گرامی خواهیم رساند.

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی