پنجشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۲ - ۰۶:۴۰
نظرات: ۰
۰
-
اختلافات کلیدی ایران و عربستان به کجا می‌انجامد؟

هر چند تحرکات و فعالیت‌های چند ماه اخیر ایران و عربستان برای بازگشایی سفارتخانه‌ها، همکاری در مسأله حج و بهبود روابط با سایر کشور‌های منطقه تا حدی پیامد‌های زود هنگام این آشتی را مشخص کرده، اما سئوال کلیدی این است که این آشتی سیاسی تا چه حد پایدار است؟

محمد مهدی مظاهری: توافقنامه احیای روابط دیپلماتیک بین عربستان سعودی و ایران با میانجیگری چین در اسفند ۱۴۰۱، یکی از مهمترین رویدادهای منطقه غرب آسیا در سال‌های اخیر بوده است.‏‎ ‎اگرچه مذاکرات برای احیای روابط طرفین نزدیک به دو سال در جریان بود، اما سرانجام موفقیت چین در میانجیگیری و به نتیجه رساندن تلاشها برای آشتی دو قدرت اصلی منطقه، تحولی جریان ساز در غرب آسیا را کلید زد و به نظر می‌رسد این توافق و آشتی سیاسی، نه فقط در سطح منطقه، بلکه در مقیاس جهانی هم دارای اثرگذاری خواهد بود.

هر چند تحرکات و فعالیتهای چند ماه اخیر ایران و عربستان برای بازگشایی سفارتخانه‌ها، همکاری در مسأله حج و بهبود روابط با سایر کشورهای منطقه(عربستان با سوریه و ایران با مصر و کشورهای حوزه خلیج فارس) تا حدی پیامدهای زود هنگام این آشتی را مشخص کرده، اما سئوال کلیدی این است که این آشتی سیاسی تا چه حد پایدار است و آیا دربردارنده تأثیرات و پیامدهای استراتژیک هم هست؟

برای درک و تحلیل این مسأله، ابتدا باید نیت و هدف دو طرف از کنار گذاشتن اختلافات و بهبود و توسعه را دریافت. از سوی ایران باید گفت آشتی و توسعه روابط با عربستان به منظور دستیابی به اهداف و منافع زیر دنبال شد:

ـ کاهش تنشهای منطقه‌ای و بهبود روابط با همسایگان به ویژه اعراب خلیج فارس

ـ جلوگیری از شکل گیری یک جبهه جدید عربی ـ غربی ـ عبری علیه ایران

ـ ایجاد یک تحول اساسی در سیاست خارجی برای کاهش بحران‌های اقتصادی- اجتماعی داخلی

‏ـ تلاش برای کاهش تاثیر تحریم‌ها با دسترسی به منابع مالی کشورهای خلیج‌فارس

ـ جلوگیری از اقدامات خصمانه، تفرقه افکنانه و تجزیه طلبانه کانال «ایران اینترنشنال» تحت حمایت عربستان

‏ـ جلوگیری از همگرایی بیشتر اعراب خلیج فارس با اسرائیل و توسعه پیمان ابراهیم

‏ـ خارج کردن ایران از جایگاه دشمن کشورهای اسلامی و بازگردادن مسأله فلسطین به مرکز توجه جهان اسلام

‏ـ بازداشتن عربستان از حمایت گروه‌های جدایی‌طلب و دیگر مخالفان ایران.

در مقابل عربستان سعودی هم منافع متعددی در پایان دادن به دشمنی و جنگهای نیابتی با جمهوری اسلامی ایران داشت از جمله:‏

‏ـ مشاهده بی تفاوتی و عدم تعهد دولت آمریکا برای حمایت از کشورهای عربی در برابر ایران و در نتیجه بی اعتمادی به آمریکا و متحدان غربی اش

‏ـ مواضع متناقض و مغشوش دولت بایدن در قبال ایران و برجام

‏ـ پیروزی عملی رژیم اسد در جنگ داخلی سوریه

‏ـ ناتوانی در مهار و مقابله با گروه‌های شیعه طرفدار ایران در کشورهای مختلف منطقه

‏ـ مضر بودن ادامه درگیری‌ها با ایران برای تبدیل عربستان به‌هاب اقتصادیـ توریستی در منطقه وجهان

‏ـ پایان دادن به جنگ نیابتی ویرانگر و پرهزینه در یمن که بودجه و اعتبار بین المللی عربستان را تحت تأثیر قرار داده و در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۹ نیز منجر به حملات موشکی حوثی‌ها به تاسیسات نفتی عربستان سعودی (آرامکو) شد و ضمن توقف نیمی از تولید نفت خام این کشور، شوک بزرگی هم به مقامات سعودی وارد کرد.

بر این اساس و با توجه به جایگاه کلیدی عربستان و ایران در منطقه غرب آسیا و منافع متقابل طرفین در بهبود و توسعه روابط، انتظار می‌رود چنانکه دو طرف روند عادی سازی و بهبود روابط را با موفقیت مدیریت کنند و پیش ببرند، به زودی شاهد حل و فصل مشکلات مزمن در منطقه از جمله بحران سیاسی ـ اقتصادی لبنان، جنگ یمن و مشکلات حاکمیتی در سوریه خواهیم بود. ‏

از سوی دیگر، آشتی سیاسی ایران و عربستان دارای پیامدهای بین المللی هم بوده است و خواهد بود؛ در ماجرای بهبود روابط ایران و عربستان، چین برنده قاطع صلح سازی در خاورمیانه شد و به یک اعتبار جهانی دست یافت؛ در نتیجه نه فقط پایه قدرت نرم افزاری چین تقویت شد؛ بلکه مشکلات سخت افزاری آن در تأمین انرژی امن و مداوم برای صنایع پیشرو و قدرتمند خود نیز تقویت شد؛ بنابراین آشتی ایران و عربستان برگ برنده‌ای برای چین بود و در آینده نزدیک هم به توسعه قدرت و نفوذ این کشور در عرصه بین المللی کمک خواهد کرد.

البته، ضمن توجه به قدرت مهم اقتصادی و دیپلماتیک چین در منطقه، باید به این نکته هم اشاره کرد که چین اکنون تمایلی برای ایفای نقشی که آمریکا پیش از این در خاورمیانه ایفا می‌کرد، ندارد.

مقامات پکن به دلیل اولویتی که برای توسعه اقتصادی قائلند، نمی‌خواهند فعالانه در درگیری‌های منطقه غرب آسیا ورود کنند و حتی ترجیح می‌دهند آمریکا حضور سنتی خود در خلیج فارس را ادامه دهد و امنیت این منطقه را به طور رایگان برای آنها تأمین کند.

در نتیجه موفقیت این ابرقدرت شرق آسیا در آشتی دادن ایران و عربستان، تهدید امنیتی فوری برای آمریکا ایجاد نمی‌کند؛ بلکه برعکس، چنانکه این بهبود روابط (عربستان و ایران)، در حد معمول باقی بماند، می‌تواند بار مشکلات خاورمیانه را از دوش آمریکا بردارد و به واسطه کاهش انتظارات متحدان منطقه‌ای، به ایالات متحده فراغ بال بیشتری برای رسیدگی به اولویتهای سیاست خارجی خود(رقابت با چین و شکست روسیه در اوکراین) بدهد.

از سوی دیگر و همراستا با رویکرد مثبت آمریکا به بهبود روابط ایران با عربستان، تمرکز این کشور و همچنین کشورهای اروپایی، از مشکلات داخلی ایران، همراهی با گروهها و جریانهای اپوزیسیون و پیشبرد پروژه براندازی در ایران برداشته و به سمت مسائل منطقه‌ای معطوف شد. مقابله و برخورد با گروه ترویستی منافقین در آلبانی و لغو نشست آنها در فرانسه از نمودهای بارز این امر هستند.

هر چند دولت آمریکا همزمان پیشبرد پروژه عادی سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل و توسعه پیمان ابراهیم را هم دنبال می‌کند تا از شکل گیری یک ائتلاف اسلامی علیه اسرائیل با محوریت ایران جلوگیری کند.

از سوی دیگر، متعاقب آشتی سیاسی ایران و عربستان، فضا سازی رسانه‌ای منفی علیه جمهوری اسلامی ایران هم تا حدودی کاهش پیدا کرد و با ترک برداشتن سیاست منزوی سازی ایران، تابو توسعه روابط با جمهوری اسلامی هم شکسته شد؛ در این زمینه جایگاه کلیدی عربستان در جهان عرب و بین کشورهای اسلامی و استقبال این کشور از بهبود روابط با ایران، چراغ سبزی برای سایر کشورهای عربی از جمله مصر بود تا به بهبود روابط خود با ایران بپردازند؛ روندی که می‌تواند به توسعه روابط ایران با کشورهای اثرگذار آفریقایی هم کمک کند.

با این وجود، برخی از چالشها و اختلافات کلیدی ایران و عربستان همچنان پابرجا هستند و چنانکه تدبیری برای مواجهه با آنها اندیشیده نشود، می‌توانند در بلند مدت به روابط دو طرف لطمه وارد کنند. مهمترین مسأله هم «عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم اسرائیل» است؛ هر چند عربستان تاکنون از پیوستن به پیمان ابراهیم و عادی سازی رسمی روابط با اسرائیل اجتناب کرده، اما در عین حال، کوشیده است چشم انداز عادی سازی روابط با این رژیم را برای افزایش بازدارندگی علیه ایران باز نگه دارد.

یکی از پیش شرط‌های ریاض برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل، دستیابی به فناوری سوخت هسته‌ای از طریق دولت آمریکا بوده است. سعودی‌ها همچنین به دنبال دستیابی به صنعت موشکی و هواپیماهای بدون سرنشین برای رقابت با ایران و قابلیت غنی سازی اورانیوم برای ایجاد تعادل در برابر ایران و اسرائیل هستند.

بر این اساس می‌توان روی دیگر سکه بهبود روابط عربستان با ایران را هم دید؛ ریاض کوشیده است با نزدیکی به دشمن آمریکا در منطقه (ایران) برای عادی سازی روابط با اسرائیل بهای بالاتری را از این کشور طلب کند و همزمان امتیازات بیشتری هم از رژیم اسرائیل بگیرد. همچنین رهبری عربستان سعودی با موافقت با میانجیگری چین سعی کرده است از روابط مثبت چین با ایران به نفع خود استفاده کند و پیامی را به کاخ سفید برساند.

بر این اساس یکی از نگرانی‌های جدی ایران در آینده نزدیک، موافقت آمریکا و اسرائیل با درخواستهای عربستان و توسعه همگرایی امنیتی، اطلاعاتی و نظامی بین عربستان با آمریکا و اسرائیل خواهد بود. درخواستهای عربستان برای مهار جبهه مقاومت توسط ایران هم از دیگر چالشهای جدی در روابط طرفین است.

در چنین شرایطی به نظر می‌رسد مؤثرترین راه حل‌هایی که می‌توانند روابط رسمی و سیاسی ایران و عربستان را به یک رابطه راهبردی با اثرات پایدار و طولانی مدت تبدیل کنند، تمرکز بر نقاط مشترک و پرهیز دو طرف از پررنگ کردن اختلافات، تسری این روابط به سطوح نخبگانی، اجتماعی و مردمی برای ایجاد فرهنگ و هنجارهای مشترک و همچنین توسعه همکاریها و سرمایه گذاری‌های مشترک اقتصادی است؛ به گونه‌ای که منافع طرفین در حفظ و تداوم رابطه تعریف شود.

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی